تفاوت در دیدگاههای رابطهای؛ از اعتماد تا موفقیت
بدون اینکه متوجه باشیم، بیشتر ما تصوری از آنچه از یک رابطه میخواهیم داریم. برخی میخواهند تا حد امکان نزدیک باشند و تا جایی که منطقی است، زمان زیادی را با هم بگذرانند. برخی دیگر ترجیح میدهند حتی اگر در یک خانه زندگی میکنند، زمان بیشتری را به تنهایی بگذرانند. احتمالاً افراد خود را در هر اردوگاهی که احساس میکنند به آن تعلق دارند، دستهبندی میکنند و شریکی با نیازهای مشابه برای فضای مشترک پیدا میکنند.
اما اگر در یک یا چند مورد از این موارد با هم توافق نداشته باشند چه؟ آیا میتوانند به عنوان یک زوج موفق باشند؟
سکینه و ممدقلی حدود یک سال است که یکدیگر را میشناسند و هنوز آپارتمانهای جداگانه خود را حفظ کردهاند، اما حداقل سه یا چهار بار در هفته با هم هستند. اجاره سکینه در حال تمدید است و او مطمئن نیست که آیا باید آن را تمدید کند، زیرا ممکن است به زودی او و ممدقلی تصمیم بگیرند با هم زندگی کنند.
وقتی این موضوع را با ممدقلی مطرح میکند، با یک شگفتی ناخوشایند روبرو میشود. ممدقلی میگوید اجاره را تمدید کند تا هر کدام خانه خود را حفظ کنند. سکینه دوست ندارد فضای شخصی خود را داشته باشد – او میخواهد آن را با ممدقلی به اشتراک بگذارد.
ریشه مشکل: اعتماد و وابستگی متقابل
به گفته عمر کامانتو و لورن کمپبل از دانشگاه وسترن انتاریو (۲۰۲۵)، راههایی برای حل این مشکل وجود دارد، اما در اصل، این مسئله به درک ماهیت اعتماد مربوط میشود.
اعتماد که بر اساس پیشبینیپذیری و قابلیت اتکا تعریف میشود، پایه و اساس توانایی یک زوج برای عمیقتر کردن پیوندهایشان است. هرچه بیشتر بتوانید به شریک خود اعتماد کنید، میتوانید وابستهتر شوید. اما اگر مانند سکینه و ممدقلی، هر یک از شرکا دیدگاه متفاوتی در مورد مطلوبیت وابستگی متقابل داشته باشند چه؟
اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، اعتماد کیفیتی است که یا بر اساس شواهد (یعنی تمایل شرکا به با هم بودن و صداقت) یا بر اساس ایمان (تمایل شرکا به داشتن آن ویژگیها) ایجاد میشود. کسانی که به دنبال شریکی قابل اعتماد هستند، افرادی را جستجو میکنند که به «الگوی اولیه قابل اعتماد» نزدیک باشند. اینجاست که ایمان اغلب وارد عمل میشود و در تضاد با شواهد قرار میگیرد.
بنابراین، ممکن است ممدقلی به طور کلی اعتماد پایینی داشته باشد و این مانعی برای وابستگی متقابل بیشتر باشد. سکینه باید بفهمد که آیا کریس هرگز با آن الگوی اولیه قابل اعتماد مطابقت نخواهد کرد و آیا این موضوع در آینده به یک عامل تعیینکننده تبدیل خواهد شد یا خیر.
تحقیقات جدید: اعتماد مبتنی بر شواهد در مقابل ایمان
در دو مطالعه با استفاده از نمونههای آنلاین بزرگسالان، تیم تحقیقاتی دانشگاه وسترن انتاریو یک معیار اعتماد در روابط موجود را آزمایش کردند تا مشخص کنند که چگونه موارد این مقیاس در مؤلفههای پیشبینیپذیری/قابلیت اتکا و ایمان قرار میگیرند. در مطالعه اول، آنها از نمونههای آنلاین برای آزمایش اینکه آیا سه عامل پیشبینی شده در چارچوب مدل آنها قرار میگیرند یا خیر، استفاده کردند. مواردی که از طریق این تحلیل به دست آمد شامل موارد زیر بود:
- پیشبینیپذیری: رفتارهای شریک زندگی قابل پیشبینی است و میتوان روی آنها حساب کرد.
- قابلیت اتکا: شریک زندگی قابل اعتماد است و به وعدههای خود عمل میکند.
- ایمان: با وجود عدم قطعیتها، به شریک زندگی اعتماد دارم و به آینده رابطه امیدوارم.
همانطور که میبینید، موارد پیشبینیپذیری و قابلیت اتکا بر اساس شواهد گذشته هستند، اما موارد ایمان شامل حدس و گمان میشوند. برای آزمایش اینکه این موارد چقدر به تعهد در یک رابطه حساس هستند، مطالعه دوم مقایسه کرد که آیا مدل آماری آنها بر اساس گروه سنی زوجها متفاوت است یا خیر. همانطور که مشخص شد، بین این دو گروه از زوجها تفاوت وجود داشت. به نظر میرسید زوجهای جوانتر دیدگاه خود را در مورد اعتماد بیشتر بر ایمان و زوجهای مسنتر بر دو مؤلفه پیشبینیپذیری و قابلیت اتکا استوار میکنند.
به عبارت دیگر، در شروع یک رابطه، زوجها ممکن است مفاهیم بسیار کلی خود از اعتماد را به شریک خود تحمیل کنند. با توسعه رابطه، اعتماد بیشتر بر اساس مشاهدات مبتنی بر شواهد تعریف میشود.
نقش نظریه دلبستگی در تفاوتهای فردی
آنچه از یافتهها به دست آمد، برای وضعیت سکینه و ممدقلی نیز مرتبط خواهد بود. نظریه دلبستگی که به نظریه وابستگی متقابل (یک رویکرد مبتنی بر رابطه) اضافه میشود، به توضیح تفاوتهای فردی کمک میکند. در نظریه دلبستگی، افراد تنها در صورتی به شریک خود اعتماد میکنند که تجربیات اولیه زندگی داشته باشند که به آنها اجازه دهد احساس کنند میتوانند به دیگران نزدیک تکیه کنند. شاید ممدقلی از این نوع اعتماد پایینی برخوردار است.
با کنار هم قرار دادن این یافتهها، کامانتو و کمپبل پیشنهاد میکنند که اعتماد مبتنی بر ایمان معمولاً در اوایل روابط بالا است یا همانطور که آنها اشاره کردند، «زمانی که در روابط عاشقانه هستیم، افراد به طور پیشفرض به شرکای خود اعتماد میکنند.» این نسخه مبتنی بر ایمان از اعتماد است. احساسات وابستگی و پیشبینیپذیری برای توسعه به زمان و تجربیات نیاز دارند. با این حال، مشکلات نه به دلیل عدم اعتماد در طول زمان، بلکه به دلیل نحوه ابراز اعتماد توسط شرکا ایجاد میشود. باز هم، این میتواند منعکسکننده تغییرات در سبک دلبستگی باشد. ممدقلی ممکن است به شدت به هلن اعتماد داشته باشد، اما مایل نباشد که این اعتماد را به رفتارهایی تبدیل کند که او را متقاعد کند.
راهکارهای عملی برای زوجها
یافتههای دانشگاه وسترن انتاریو راههایی را پیشنهاد میکند که زوجها میتوانند بر این واگرایی در مدلهای اعتماد غلبه کنند. سکینه میتواند یاد بگیرد به دنبال شواهدی در کارهایی باشد که کریس انجام میدهد (غیر از نخواستن با هم زندگی کردن) تا از استحکام رابطه خود اطمینان حاصل کند. به نوبه خود، میتوان به ممدقلی کمک کرد تا شواهدی به دست آورد که سکینه به این زودیها از بین نمیرود. او ممکن است از دیدگاه متفاوت ممدقلی در مورد وابستگی متقابل احساس بیصبری و ناامیدی کند، اما اگر مایل باشد صبر کند و در عین حال ثبات خود را نشان دهد، مدلهای آنها میتوانند در نهایت شروع به همگرایی کنند.
جمعبندی
به طور خلاصه، اعتماد به شریک زندگی شما ممکن است یک موضوع ایمان باشد، اما با تکامل رابطه شما، این ایمان میتواند با انباشت زمان و تجربه به سطوح عمیقتری بالغ شود.
منابع
- Rempel, J. K., Holmes, J. G., & Zanna, M. P. (1985). Trust in close relationships. Journal of Personality and Social Psychology, 49(1), 95–112. https://doi.org/10.1037/0022-3514.49.1.95
- Camanto, O. J., & Campbell, L. (2025). Trust in close relationships revisited. Journal of Social and Personal Relationships, 42(9), 2516–2544. https://doi.org/10.1177/02654075251346105

نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید!