تروماروابط والدین و فرزندانروانشناسی کودکروانشناسی نوجوان و جوانسلامت روانفرزندپروریمقالات

۵ باور غلط که غفلت عاطفی دوران کودکی را پنهان نگه می‌دارند

article-1785343270697

رازهایی که هرگز درباره‌شان صحبت نشده است

از میان صدها اختلال و وضعیت روانشناختی، غفلت عاطفی دوران کودکی به نظر من یکی از کم‌درک‌شده‌ترین‌هاست. دلیل این امر آن است که دهه‌ها درباره چیزهای منفی که می‌تواند برای یک کودک رخ دهد صحبت کرده و مطالعه کرده‌ایم. در حالی که این کار حیاتی و مهم را انجام می‌دادیم، نیرویی برابر و متضاد را نادیده گرفته و اساساً نادیده انگاشته‌ایم: آنچه برای یک کودک رخ نمی‌دهد.

غفلت عاطفی دوران کودکی، ناتوانی والدین در پاسخ‌دهی کافی به نیازهای عاطفی کودک است. در ادامه پنج فرض خودکار و رایج که اغلب حتی توسط متخصصان سلامت روان نیز بیان می‌شود، بررسی می‌کنیم.

باور غلط اول: غفلت عاطفی نوعی سوءاستفاده است

این فرض پیش‌فرض بسیاری از افراد برای سال‌ها بوده است. در مقالات حرفه‌ای و مطالعات تحقیقاتی، غفلت عاطفی معمولاً در کنار اشکال مختلف سوءاستفاده از کودکان قرار می‌گیرد. فرض بر این است که همه این اشکال بدرفتاری با کودکان در یک دسته قرار دارند و اثرات مشابهی بر کودک دارند.

اما هیچ چیز دور از واقعیت نیست. در حالی که سوءاستفاده یک عمل والدین است، کاری که یک والد با کودک انجام می‌دهد، غفلت عاطفی ناتوانی والدین در عمل است. والد غفلت‌گر عاطفی ممکن است هرگز به کودک ضربه نزند یا او را تحقیر نکند. یک مادر (یا پدر) به سادگی متوجه نیازهای عاطفی کودک نمی‌شود یا به اندازه کافی به آنها پاسخ نمی‌دهد.

غفلت عاطفی نه تنها به شکلی متفاوت رخ می‌دهد، بلکه اثرات متفاوت و متمایزی نیز دارد. از آنجایی که علل و اثرات غفلت عاطفی کاملاً با سوءاستفاده متفاوت است، مسیر بهبودی نیز متفاوت خواهد بود.

تفاوت اساسی بین سوءاستفاده و غفلت عاطفی در این است که اولی یک عمل فعالانه (فعل) است و دومی یک انفعال (ترک فعل). این تمایز ظریف اما حیاتی باعث می‌شود که غفلت عاطفی اغلب نادیده گرفته شود و تشخیص آن دشوارتر باشد، زیرا هیچ نشانه فیزیکی یا رفتاری آشکاری ندارد.

باور غلط دوم: غفلت عاطفی فقط در خانواده‌های تک‌والد یا غایب رخ می‌دهد

برخلاف این فرض که ممکن است منطقی به نظر برسد، اصلاً درست نیست. غفلت عاطفی به تعداد والدین موجود یا حتی زمانی که برای گذراندن با والدین در دسترس است، مربوط نمی‌شود. این مسئله به کیفیت عاطفی ارتباط والدین و کودک بستگی دارد. آیا والد واقعاً کودک را در سطح عمیق شخصی و عاطفی می‌شناسد؟ آیا والد احساسات کودک را متوجه می‌شود، تأیید می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد؟ آیا والد به کودک یاد می‌دهد که چگونه احساسات خود را تحمل کند، مدیریت کند و ابراز کند؟ این جنبه‌های عاطفی فرزندپروری لزوماً به مجرد یا متأهل بودن والدین ارتباطی ندارد.

در واقع، بسیاری از والدین مجرد از این آگاه هستند که تک‌والد بودن، طلاق یا فقدان بر فرزندانشان تأثیر گذاشته است و مراقبت بیشتری می‌کنند تا متوجه احساسات فرزندانشان شوند و از آنها حمایت کنند.

نکته کلیدی این است که حضور فیزیکی والدین به معنای حضور عاطفی نیست. یک والد می‌تواند از نظر فیزیکی همیشه در خانه باشد، اما از نظر عاطفی کاملاً غایب باشد. برعکس، یک والد مجرد ممکن است با وجود مشغله‌های زیاد، ارتباط عاطفی عمیقی با فرزند خود برقرار کند.

باور غلط سوم: اثرات غفلت عاطفی از سوءاستفاده بدتر نیست

درست است که غفلت عاطفی مجموعه‌ای از چالش‌های متفاوت را نسبت به تجربه سوءاستفاده در کودکی ایجاد می‌کند. اما این درست نیست که اثرات سوءاستفاده بدتر است. غفلت عاطفی تجربه‌ای آرام‌تر و کمتر قابل مشاهده در دوران کودکی نسبت به سوءاستفاده است، بنابراین، همانطور که انتظار می‌رود، اثرات آن نیز آرام‌تر و کمتر قابل مشاهده است. اما این دقیقاً همان چیزی است که اثرات آن را موذی‌تر می‌کند.

کسانی که سوءاستفاده را تجربه می‌کنند، تحت تأثیر آن قرار خواهند گرفت. آنها بزرگ می‌شوند و شاید احساس نقض حریم، ناامنی و بی‌اعتمادی کنند. آنها ممکن است در ایجاد احساس امنیت عاطفی (یا حتی فیزیکی) در روابط خود دچار مشکل شوند. اما اثرات غفلت عاطفی بیشتر شبیه حمل یک وزنه است. کودک غفلت‌شده عاطفی باید احساسات خود را کنار بزند. در بزرگسالی، آنها به این بخش بسیار ارتباط‌دهنده، زمین‌گیرکننده و غنی‌کننده از زندگی خود دسترسی ندارند. سپس خود را در دنیایی خاکستری و احساس تنهایی می‌یابند. از آنجایی که احتمالاً نمی‌توانند غفلت عاطفی ظریف و نامرئی دوران کودکی خود را به خاطر بیاورند، احساس نقص ذاتی می‌کنند. آنها فرض می‌کنند که خودشان مقصر این مبارزات هستند.

این باور غلط بسیار خطرناک است زیرا باعث می‌شود افراد مبتلا به غفلت عاطفی، رنج خود را کمتر از دیگران بدانند و به دنبال کمک نروند. در حالی که اثرات آن می‌تواند به همان اندازه ناتوان‌کننده باشد و کیفیت زندگی را به شدت کاهش دهد. احساس پوچی، عدم تعلق و بی‌ارزشی، از جمله پیامدهای جدی غفلت عاطفی است.

باور غلط چهارم: والدین غفلت‌گر عاطفی، والدین بدی هستند

به شکلی متناقض، اغلب دوست‌داشتنی‌ترین والدین هستند که از نظر عاطفی از فرزندان خود غفلت می‌کنند. این به این دلیل است که عشق و توجه عاطفی یکسان نیستند و لزوماً با هم همراه نیستند. به تجربه من، تنها عاملی که بیشتر از همه احتمال غفلت عاطفی والدین از فرزندانشان را پیش‌بینی می‌کند، این نیست که آیا آنها فرزندان خود را دوست دارند یا خیر. بلکه این است که خود والدین با غفلت عاطفی بزرگ شده‌اند.

این الگو معمولاً نسل‌به‌نسل منتقل می‌شود. والدینی که خودشان نیازهای عاطفی‌شان در کودکی برآورده نشده است، اغلب ابزارها و آگاهی لازم برای برآورده کردن نیازهای عاطفی فرزندانشان را ندارند. آنها عشق می‌ورزند، اما نمی‌دانند چگونه به طور مؤثر از نظر عاطفی حضور داشته باشند. این یک چرخه دردناک است که با آگاهی و درمان قابل شکستن است.

باور غلط پنجم: درمانگران به طور طبیعی غفلت عاطفی را می‌شناسند

تقریباً هر درمانگری پایه و اساس غفلت عاطفی را درک می‌کند: اینکه وقتی نیازهای عاطفی کودک برآورده نشود، کودک تا بزرگسالی از اثرات منفی رنج خواهد برد. با این حال، فراتر از این نکته پایه‌ای عمومی، موارد بسیار بیشتری در مورد غفلت عاطفی وجود دارد. اثرات خاص غفلت عاطفی چیست؟ دقیقاً چگونه و چرا رخ می‌دهند؟ چگونه می‌فهمید که یک بیمار به آن مبتلا است؟ چگونه آن را به طور خاص درمان می‌کنید؟ پاسخ به این سؤالات در جامعه حرفه‌ای سلامت روان رایج نیست.

این باور غلط نشان‌دهنده شکاف دانشی در میان متخصصان است. بسیاری از درمانگران ممکن است علائم غفلت عاطفی را به اشتباه به اختلالات دیگر نسبت دهند یا درمان‌های ناکارآمدی ارائه دهند. آگاهی‌بخشی و آموزش تخصصی در این زمینه برای بهبود فرآیند تشخیص و درمان ضروری است.

جمع‌بندی: غفلت عاطفی واقعی است و قابل درمان

غفلت عاطفی دوران کودکی واقعی است. وقتی والدین شما به اندازه کافی به نیازهای عاطفی شما پاسخ نمی‌دهند، مهم نیست که چرا. این روی شما، در مسیر بزرگسالی، اثری باقی می‌گذارد. این اثری است که با دیگرانی که به روشی مشابه بزرگ شده‌اند، به اشتراک می‌گذارید. این اثر قابل بهبود است. غفلت عاطفی می‌تواند در زمان وقوع نامرئی باشد و همچنین پس از بزرگسالی به سختی به خاطر آورده شود. اما زمانی که آن را به وضوح ببینید، می‌توانید شروع به اصلاح آن کنید.


منابع

  • نسخه‌ای از این مقاله در وبسایت emotionalneglect.com منتشر شده است. © Jonice Webb, Ph.D.

 

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!