راهنمای جامع برای پیشبینی و مدیریت چالشهای زندگی مشترک
در سالهای فعالیت بهعنوان روانشناس و متخصص سلامت روان، افراد زیادی را در ازدواجهای ناخوشایند دیدهام.
در برخی موارد، بحرانهای خاصی مانند فقدان عزیزان، مشکلات فرزندپروری، بیماریهای غیرمنتظره یا شکستهای مالی عامل تنشها بودهاند. اما در موارد دیگر، نشانههای اولیه اصطکاک از همان ابتدا وجود داشتهاند؛ بهصورت تضادهای شخصیتی یا ناسازگاریهای روزمره.
اگر به فکر تعهد مادامالعمر هستید – یا حتی زندگی مشترک بدون ازدواج – بهتر است به موضوعاتی فکر کنید که اغلب در روابط بلندمدت مشکلساز میشوند.
در اوج عشق پرشور، تصور اینکه امور روزمره و غیررمانتیک (مثل «چرا همیشه آخرین قهوه را بدون اطلاع من مینوشی؟»)
میتوانند آن عشق را تهدید کنند سخت است. اما بهعنوان یک درمانگر که از رنجهای رابطهای مردم آگاه است، به شما میگویم: قطعاً این اتفاق میافتد.
در ادامه به موضوعاتی میپردازیم که شاید به آنها فکر نکردهاید، اما قبل از تعهد به کسی باید بررسی کنید. هیچکدام از این موارد بهتنهایی «شکستدهنده» رابطه نیستند. عشق و تعهد میتوانند انگیزهای برای حل هر مسئلهای باشند.
اما هرچه بیشتر اصطکاکهای احتمالی را پیشبینی کنید، فعالانهتر میتوانید برای رفع آنها برنامهریزی کرده و از تخریب رابطه جلوگیری کنید. چشمهایتان را روی ناسازگاریها نبندید. حتی عمیقترین عشق هم نمیتواند از بروز برخی تعارضات در طول دههها زندگی مشترک جلوگیری کند. آنچه اهمیت دارد نحوه پیشبینی و حل این تعارضات است.
۱. چه تفاوتهایی اکنون دوست دارم اما ممکن است در پنج سال آینده آزاردهنده شوند؟
طعنه عشق پرشور این است که گاهی ویژگیهایی که بیشتر از ما متفاوت هستند، ما را به شدت به طرف مقابل جذب میکنند. شاید خودانگیختگی او هیجانانگیز باشد چون شما اهل برنامهریزی دقیق هستید. شاید تمایل او به رها کردن مسئولیتها برای یک روز استراحت روانی، در مقایسه با شما که حتی با آنفولانزا کار میکنید، طراوتبخش باشد. از سبکهای متفاوت خرج کردن گرفته تا زندگی اجتماعی متفاوت، برنامه خواب کاملاً متفاوت، شغل یا سرگرمیهای مختلف، ایده «مخالف بودن» گاهی به دلیل تازگی و عجیببودن جذاب است. اما بهمرور، عادتهای خودمان برایمان راحتتر میشوند و اگر سبک همسر همچنان متفاوت باشد، آنچه زمانی جذاب بود ممکن است به سادگی آزاردهنده شود.
این سوال به ما یادآوری میکند که تفاوتها در بلندمدت میتوانند از جذابیت به تنش تبدیل شوند. بهتر است از همان ابتدا درباره این تفاوتها گفتگو کنید و ببینید آیا هر دو حاضر به انعطافپذیری هستید یا خیر.
۲. هرکدام از ما و هر دو با هم چگونه با استرس کنار میآییم؟
همسرتان در ترافیک چه رفتاری دارد؟ وقتی بازخورد بد شغلی میگیرد؟ وقتی کم خوابیده، وقتی والدینش مشکل سلامتی دارند، وقتی جریمه سنگین پارک میگیرد یا مجبور است با پشتیبانی مشتری تماس بگیرد؟ در دوره طلایی عشق، همه سعی میکنند بهترین رفتار خود را نشان دهند. این شیرینی اولیه را بیشتر میکند اما از دیدن شخصیت واقعی زیر فشار محروممان میکند. دههها ازدواج و زندگی پر از فشار است. مهمتر از آن، نحوه برخورد شما دو نفر با استرس است: آیا عقبنشینی و انزوا را انتخاب میکنید یا بهعنوان یک تیم برای حل مشکلات ارتباط برقرار میکنید؟
۳. رابطه همسرم با مواد مخدر، الکل و قمار چگونه است؟
مشکلات سوءمصرف مواد و قمار ممکن است ناگهان در ازدواج ظاهر شوند، اما اغلب نشانههای اولیه وجود داشتهاند اما بهدلیل ترس یا انکار نادیده گرفته شدهاند. شاید رفتارهای پرخطر در دوران مجردی و بدون فرزند قابل قبول باشد، اما با داشتن دو کودک نوپا دیگر منطقی نباشد. نگاهی جدی به رابطه خود و همسرتان با مواد داشته باشید. هرچه زودتر به مشکلات بالقوه رسیدگی شود، شانس موفقیت بیشتر است.
۴. چقدر بهعنوان هماتاقی با هم کنار میآییم؟
«ما مثل هماتاقی زندگی میکنیم، نه عاشق» اغلب بهعنوان نمونه از دست رفتن جرقه رابطه ذکر میشود. اما من استدلال میکنم که کنار آمدن بهعنوان هماتاقی – هرچند برای ازدواج کافی نیست – ضروری است.
چقدر در مورد دمای خانه مصالحه میکنید؟ برنامه خواب شما چگونه هماهنگ میشود؟ مسائل نظافت، سبک دکوراسیون، کارهای خانه، مهمانان، حیوانات خانگی و آمادهسازی غذا را چگونه حل میکنید؟ چه کسی مسئول قبضها یا پیدا کردن لولهکش است؟
۵. نظرات ما درباره بچهدار شدن چیست و چقدر قطعی هستند؟
تقریباً همه قبول دارند که نظر درباره بچهدار شدن باید قبل از ازدواج شفاف شود. اما ممکن است تعجب کنید که چقدر این موضوع باز هم مشکلساز میشود، زیرا یک پدیده مهم نادیده گرفته میشود: مردم تغییر میکنند.
نه تنها ترجیحات خود را مطرح کنید، بلکه میزان انعطافپذیری هرکدام را بسنجید. اگر هر دو بهطور مبهم دو فرزند میخواهید، ممکن است سازگار به نظر برسید.
اما اگر بعد از فرزند اول یکی بخواهد متوقف شود چه؟ اگر ناباروری پیش بیاید چقدر تلاش میکنید؟ نظرتان درباره فرزندخواندگی چیست؟ اگر یکی بعد از فرزند دوم باز هم بخواهد چه؟ اگر یکی ناگهان بخواهد والد تماموقت باشد چه؟ عمیقتر کاوش کنید.
۶. چقدر درباره رابطهمان با دیگران صحبت میکنیم؟
در ابتدای آشنایی، کمتر کسی قوانین مشخصی درباره میزان اشتراکگذاری مسائل خصوصی با دوستان و خانواده تعیین میکند. این خوب است، زیرا حفظ صمیمیت عاطفی با دیگران میتواند یک شیر اطمینان برای روابط کنترلگر باشد. اما بعد از ازدواج، انتظارات تغییر میکند. آیا اگر همسرتان همه چیز درباره مشکلات جنسی شما را با دوست صمیمیاش در میان بگذارد، این را خیانت میدانید؟ آیا با شوهری که از مادرش مشاوره ازدواج میگیرد کنار میآیید؟ پاسخ درست وجود ندارد، اما همنظر بودن شما دو نفر بسیار مهم است.
۷. چگونه تعارضات را مدیریت میکنیم و چطور میتوانیم بهتر عمل کنیم؟
دههها تحقیق درباره ازدواج و خانواده یک حقیقت غیرقابل انکار را نشان داده است: تعارضات پیش میآیند و نحوه مدیریت آنها به اندازه خود تعارض مهم است. آیا به نوع خاصی از بحث عادت کردهاید؟ آیا یکی از شما دیگری را سکوتمحور میکند؟ آیا همیشه یکی اول عذرخواهی میکند؟ آیا یکی احساساتش را ابراز میکند و دیگری آنها را نگه میدارد تا کینه انباشته شود؟ آیا یکی فریاد میزند و دیگری نیاز به فضا دارد؟ بهطور کلی، سالمترین ازدواجها ارتباط محترمانه و صادقانه بدون بازی، پرخاشگری منفعلانه، حملات شخصی یا قدرتنمایی دارند. سبکهای خود را بررسی کنید و ببینید جای بهبود وجود دارد.
۸. رابطه ما با خانوادههای یکدیگر چگونه است؟
هر درمانگر زوج به شما خواهد گفت: خانوادههای همسر اغلب بزرگترین جعبه پاندورا در ازدواج هستند. لازم نیست شیفته خانواده همسرتان باشید، اما باید مطمئن شوید که رابطه با آنها از نظر همسرتان راحت است. اگر همسرتان با والدینش رابطه پرتنشی دارد اما شما آنها را بامزه مییابید چه؟ اگر شوهر میخواهد دو هفته تعطیلات سالانه را با خانواده برادرش بگذراند و شما از سیاست آنها متنفرید چه؟ نقش خانواده همسر در زندگی فرزندان احتمالی چیست؟ وقتی والدین همسر پیر میشوند و نیاز به مراقبت دارند چه میشود؟ اگر نیاز به قرض پول داشته باشند یا به شما پول بدهند که پویایی را تغییر دهد چه؟
اغلب برنامهریزی عروسی اولین میدان نزاع بین خانوادههاست. آن را نادیده نگیرید، بلکه فرصتی برای تمرین بدانید.
۹. آیا چیزی هست که انتظار دارم تغییر کند؟
نمیتوانم بگویم چند بار با افرادی کار کردهام که ازدواجشان در حال فروپاشی است و میگویند: «خب، او همیشه خودخواه بود، اما فکر میکردم بعد از بچهدار شدن بهتر میشود» یا «او هرگز با پول مسئول نبود، اما فکر میکردم وقتی خانه بخریم بزرگ میشود.»
با خود صادق باشید. آیا فرض میکنید همسرتان بهطور جادویی تغییر میکند – حتی در موارد کوچک – فقط با گذشت زمان، عنوان «همسر» یا اضافه شدن بچه/حیوان خانگی/رهن/شغل واقعی؟
دوباره فکر کنید. شاید تغییر کند، اما انگیزه باید از خودش بیاید، نه شما.
اگر تصمیم به ازدواج دارید، باید او را همانطور که هست بپذیرید، بدون اینکه خود را فریب دهید که شرایطی در آینده برآورده خواهد شد.
۱۰. چقدر در سبکهای مالی سازگاریم و پس از ازدواج چگونه امور مالی را مدیریت خواهیم کرد؟
من بارها درباره مسائل مالی در روابط و تعارضات ناشی از آن نوشته و صحبت کردهام، زیرا این یکی از مهمترین عوامل فشار بر ازدواج است. از سبکهای مختلف خرج کردن تا اندازه خانه، از نگرشهای مختلف به بدهی و «خرید درمانی» تا حسابهای مخفی، بارهای دوران کودکی و انتظارات متفاوت درباره قرض دادن به دوستان و خانواده، و حتی میزان انعام به تحویلدهنده یخچال. پول اغلب با انواع اهمیت عاطفی گره خورده و میتواند بار مفاهیمی از آزادی تا امنیت، استقلال، قدرت و جایگاه را حمل کند. هرچه بیشتر درباره آن صحبت کنید و با خود و همسرتان صادق باشید، پایه بهتری برای ازدواج میسازید.
۱۱. چه کسی به زمان آزاد و تنهایی بیشتری نیاز دارد و آیا این قابل قبول است؟
این موضوع بهطور سنتی یکی از دکمههای داغ ازدواج محسوب نمیشود، اما من همیشه آن را عامل تعارض میبینم. از موارد بزرگ – او عادت به چهار یا پنج ساعت گلف در آخر هفته دارد، یا او میخواهد گاهی آخر هفتهها تنها به سفر برود – تا موارد کوچک – او به ۱۰ دقیقه سکوت قبل از قهوه صبح نیاز دارد، یا او دوست دارد تنها ورزش کند. نیاز به زمان شخصی بسیار متفاوت است. اگر احترام، درک و ارتباط وجود داشته باشد، تفاوتهای بزرگ قابل مدیریت هستند. اما اگر هرگز درباره آن صحبت نشود، دو سال بعد که او هنوز شبهای هفتگی با دوستانش بیرون است و او در خانه تنها با نتفلیکس ناامید است، کینه میتواند جدی شود.
۱۲. چگونه باید کارهای خانه تقسیم شود؟
جر و بحث بر سر کارهای خانه بعد از ازدواج کلیشهای شده است، اما برای بسیاری از زوجها واقعیتر از این حرفهاست. متأسفانه، حتی زوجهایی که قبل از ازدواج تقسیم کار راحتی دارند، با تغییر شرایط (اضافه شدن نوزاد، تغییر شغل یا مسیر رفت و آمد، خانه بزرگتر با نیازهای نگهداری جدید) دچار تعارضات کینهتوزانه میشوند.
همچنین در بسیاری از ازدواجهای دگرجنسگرا، کلیشههای جنسیتی در تقسیم کارهای خانه ممکن است بهتدریج پس از عروسی نفوذ کند، حتی اگر در ابتدا نبوده باشند. بر سر کارهای خانه تعارض پیش میآید؛ روی آن حساب کنید. اما چگونه به کار روی آن ادامه میدهید؟ چقدر خوب در این باره ارتباط برقرار میکنید؟ آیا میتوانید گفتگویی پویا داشته باشید که ترجیحات و ناراحتیهای هر دو را در نظر بگیرد؟ و اگر یکی از شما بهطور پیشفرض والد مسئول شود (کسی که همیشه کارت تولد و قرار دندانپزشکی را پیگیری میکند)، آیا از این نقش راضی است؟
۱۳. چقدر به شغلهایمان وابستهایم و اگر اخراج شویم یا بخواهیم ترک کنیم چه میشود؟
اخراج، ترفیع، کاهش حقوق، انتقال شغلی، فرسودگی، ادغام شرکتها – همه میتوانند وضعیت شغلی فرد را در یک چشم به هم زدن تغییر دهند. آیا شغل یکی از شما «غالب» است – از نظر حقوق، پرستیژ، اشتیاق یا ساعات کار؟ اگر آن شخص دیگر آن شغل را نداشته باشد (داوطلبانه یا غیرداوطلبانه) چه میشود؟ آیا انتظاراتی درباره اینکه چه کسی بیشتر درآمد دارد، چه کسی با بچهها در خانه میماند یا نه، چه کسی ترفیع میگیرد یا به دانشگاه میرود یا شغل عوض میکند وجود دارد؟ البته نمیتوان همه چیز را از قبل مشخص کرد. اما هرچه بیشتر انتظارات، امیدها و نحوه برخورد با تغییر برنامه را بشناسید، بهتر میتوانید با ضربات ناگهانی کنار بیایید.
۱۴. چقدر با صمیمیت همسرم با دیگران کنار میآیم و چه زمانی آن را خیانت عاطفی میدانم؟
سبکهای معاشقه، سطح صمیمیت عاطفی با همکاران، نحوه ارتباط با دوستان، میزان سفرهای کاری یا تمایل به ناهار یا دورهمی با دیگران – همه در افراد متفاوت است. یک فرد خجالتی که هیچ دوست مرد نزدیکی جز شوهرش ندارد، میتواند با یک مرد خوشبرخورد که با پیشخدمت معاشقه میکند یا با همکاران زن ناهار میخورد، ازدواج خوشبختی داشته باشد – اما فقط اگر هر دو نسبت به رفتار خود و همسرشان آگاه باشند. آیا اشکالی ندارد که شوهرتان در حالی که کنار هم در رختخواب هستید با همکارش ایموجی بفرستد؟ آیا اگر همسرتان بدون اطلاع شما با اکس خود ناهار بخورد ناراحت میشوید؟ هر زوجی باید برای خود تعریف کند که با چه چیزی راحت هستند. هرچه بیشتر تظاهر کنید که همه چیز جادویی حل میشود حتی با وجود تفاوتها، بیشتر خود را برای احساس خیانت آماده میکنید.
۱۵. رابطه ما با دین چگونه است؟
با کاهش نرخ حضور در مراسم مذهبی ، واضح است که بسیاری از زوجها خود را مذهبی نمیدانند. این ممکن است برای زندگی روزمره سازگار به نظر برسد، اما اغلب تغییرات رخ میدهد و تفاوتهای ظریف مهم هستند. چگونه تعطیلات را جشن میگیرید؟ آیا بعد از بچهدار شدن انتظار دارید به مکانهای مذهبی بروید؟ آیا بیان مذهبی شما در حضور خانواده یا در زمان بحران تغییر میکند؟ اگر یکی از شما کمدینتر یا پردینتر از قبل شود چه؟ باز هم، ارتباط و پیشبینی کلید است.
۱۶. انتظار ما از محل زندگی جغرافیایی چیست؟
بسیاری از جوانان جابجا میشوند – برخی دادهها نشان میدهد بیش از هر زمان دیگر این اتفاق می افتد. اما اغلب، ثباتی که با ازدواج میآید میتواند فرضیات پنهان درباره جایی که فرد فکر میکرد «به آن ختم میشود» را آشکار کند. شاید آنچه یک طرف بهعنوان یک ماجراجویی موقت برای شغلی خاص میبیند، طرف دیگر آن را خانه دائمی جدید میداند. شاید او همیشه فرض میکرده وقتی بچهدار شود، به ساحل مقابل برمیگردند تا نزدیک والدینش باشند. یا او بعد از فارغالتحصیلی نیاز به نزدیکی به دوستان قدیمی خود دارد. اگر هیچکدام نمیخواهید برنامهای بریزید و هر دو راضی هستید، مشکلی نیست – زندگی انعطاف میخواهد. اما وقتی یک نفر دیدگاه ثابتی دارد و دیگری میخواهد باز بماند یا نظر عوض کند، فاجعه رخ میدهد.
۱۷. اهمیت حفظ ظاهر فیزیکی چقدر است؟
این یکی دیگر از کلیشههای ازدواج است که از حقیقت نشأت میگیرد: همسرتان برای یک روز خرید با شما به اندازه قرار چهارم خود را آرایش نمیکند. بخشی از راحتی ازدواج این است که بدانید عشق همسرتان به شما مشمول همان قضاوت «بله یا نه» شیمی عاشقانه اولیه نیست. با این حال، بسیاری از زوجها را میبینم که با گذشت زمان بر سر تغییرات ظاهری دچار تنش میشوند. این موضوع به همه چیز از بهداشت تا وزن و تناسب اندام، از انتخاب لباس تا آرایش مو و تغییر ریش و سبیل مربوط میشود. در حالت ایدهآل، تا زمان ازدواج، یکدیگر را بیشتر در راحتی روزمره دیدهاید تا نسخهای ایدهآل و غیرقابل دوام. اما اگر بعد از تعهد مادامالعمر تغییرات بیشتری رخ دهد چه؟ و چگونه باید درباره بدن یکدیگر صحبت کنید و نظر همسرتان چقدر در انتخاب مدل مو و لباس شما تأثیر دارد؟ این موضوع میتواند حساس باشد، اما اگر متوجه تأثیر آن بر رابطهتان شدید، هرچه بیشتر آن را به میان بیاورید، بهتر است.
۱۸. اوضاع در اتاق خواب چگونه است؟
برخی زوجها ممکن است تا ازدواج از رابطه جنسی خودداری کنند، اما حتی در این موارد نیز ارتباط و درک متقابل درباره نقش مورد انتظار رابطه جنسی در ازدواج مهم است.
برای اکثر زوجها، الگوهای جنسی تا زمان «بله» گفتن فرصت تثبیت داشتهاند. اگر میل جنسی تغییر کند – چه به دلیل از بین رفتن تازگی یا تغییرات فیزیکی/سلامتی – چه اتفاقی میافتد؟ نگرش هر یک درباره پورنوگرافی چیست؟ چقدر ماجراجو هستید؟ آیا یکی از شما میل جنسی بهمراتب بالاتری دارد؟ چه کسی معمولاً شروع میکند و آیا این قابل قبول است؟ آیا یکی از شما رابطه جنسی را بهعنوان ابزار قدرت دریغ میکند؟ چقدر درباره شرکای جنسی گذشته صحبت میشود؟ اغلب رابطه جنسی در ابتدای رابطه آنقدر خوب است که مشکلات دیگر را میپوشاند. اما وقتی خود رابطه جنسی مشکلساز میشود، ارتباط درباره آن حیاتی است – و متأسفانه به دلیل دشواری موضوع، گاهی تا مدتها پس از نشانههای اولیه مشکل اتفاق نمیافتد و حل آن را سختتر میکند.
جمعبندی
ازدواج یک سفر طولانی و پر از چالش است. هیچکدام از سوالات بالا بهتنهایی «شکستدهنده» نیستند، اما نادیده گرفتن آنها میتواند به مرور زمان رابطه را تضعیف کند. مهمترین نکته این است که با همسرتان درباره این موضوعات گفتگوی باز و صادقانه داشته باشید. پیشبینی مشکلات و برنامهریزی برای حل آنها، پایهای محکم برای یک ازدواج موفق میسازد. به یاد داشته باشید: عشق میتواند بر بسیاری از موانع غلبه کند، اما آگاهی و تلاش مشترک کلید عبور از آنهاست.
منابع
- تحلیل و نوشتار تخصصی توسط تیم متخصصان حرفهای
