از فرزند تا مراقب؛ سفری پرمهر اما پرچالش
تماشای پیری پدر یا مادر هرگز کار سادهای نیست. روبهرو شدن با چالشهای حمایت از یک والد سالمند، موضوعی پیش پا افتاده نیست. همانطور که بزرگ میشویم و راه خود را در جهان پیدا میکنیم، آشتی با والدینی که ما را بزرگ کردند، حتی در بهترین شرایط نیز میتواند دشوار باشد.
اما بیخبر از همه جا، وقتی زندگی بزرگسالیمان شکل میگیرد، نقشها شروع به معکوس شدن میکنند. ناگهان خود را در جایگاه مراقب والدینمان مییابیم و مانند هر فصل جدید زندگی، تمام توان خود را به کار میگیریم تا قدرت جمع کنیم، از طوفانها عبور کنیم و از فرصتها بهره ببریم.
تغییر برگهای زندگی و مراقبت از یک والد سالمند، یعنی بازگشت به مدرسه. در این مدرسه، درسهای پیشرفته صبر، درک، مهربانی و شفقت را میآموزیم. این درسها به ما یاد میدهند چگونه والدین خود را در گذر از تحولات دردناک و دشوار حمایت کنیم، به آنها در تصمیمگیریهای سرنوشتساز کمک کنیم، با تغییرات ناخواسته کنار بیاییم و به نسخه بهتری از خودشان تبدیل شویم.
برخی از ما در این مسیر غرق در استرس و رنجش میشویم و به دلیل سنگینی بار، فاصله میگیریم. اما برخی دیگر آستینها را بالا میزنند و با چالشها روبهرو میشوند. ایستادن به جای والدینمان میتواند به صمیمیتی تازه منجر شود و زندگی ما را به طرز غیرقابل اندازهگیری غنیتر کند، حتی اگر این چالشها طاقتفرسا، دلخراش و بهشدت دشوار باشند.
مهم نیست در طول سالها در خانوادهتان چه گذشته یا با افزایش سن والدینتان چه موضعی گرفتهاید، هر یک از ما تمام تلاش خود را میکنیم تا صبر، حمایت و درک لازم برای رویارویی با این چالشها را پیدا کنیم.
لحظهی حقیقت
تماشای کند شدن روند ذهنی یا جسمی کسی که زمانی ستون قدرت بود، دیدن بحران سلامتی ناتوانکنندهاش، از دست رفتن لبخندش یا تحمل یک فقدان، میتواند جانکاه باشد.
و وقتی آن شخص از درخواست کمک برای نقل مکان از خانهی قدیمی به یک اجتماع بازنشستگان عاجز است، با فقدان همسرش کنار میآید یا با پایان زندگی خود مواجه میشود، با یک لحظهی حقیقت روبهرو میشویم.
مواجهه با این لحظه نیازمند چهار چیز است: شفقت نسبت به خود، مراقبت از خود، شفافیت و بخشش.
پرورش این ویژگیها به ما کمک میکند تا چالشهای تبدیل شدن به مراقب والدینمان را پشت سر بگذاریم.
۱. شفقت نسبت به خود؛ مهربانی با خود در طوفان احساسات
شفقت به خود، همان مهربانی، درک، صبر و اجازهای است که به خودمان میدهیم.
چطور ممکن است غمگین نباشیم وقتی مرد یا زنی را میبینیم که زمانی برای ما یک ابرقهرمان شکستناپذیر بود، اکنون برای رفتن به دستشویی به کمک ما نیاز دارد؟ چطور ممکن است دلشکسته نباشیم وقتی به چشمان غمگین نوههایشان نگاه میکنیم که شاهد پدربزرگ یا مادربزرگی هستند که به نظر میرسید همه چیز میدانند و از خود مراقبت میکنند، اما حالا هیچ چیز را به خاطر نمیآورند، حتی اینکه کدام قرص را در چه ساعتی باید بخورند؟ نشان دادن مهربانی به خود در هنگام مدیریت این احساسات، کلید اصلی کار است.
۲. مراقبت از خود؛ قایق نجات در دریای مسئولیتها
مراقبت از خود یعنی تمایل به در نظر گرفتن سلامت و رفاه خودمان در کنار انرژی روحی و جسمی که صرف مراقبت از والدینمان میکنیم. چطور ممکن است خسته نباشیم وقتی به پدری که ما را همه جا میبرد، میگوییم کلید ماشینش را تحویل دهد چون برای خودش و دیگران خطرناک شده است؟
این خستگی را به خواستههای زندگی خودمان به عنوان همسر، پدر/مادر و نانآور خانواده اضافه کنید. این طور نیست که ما همه زمان دنیا را داشته باشیم تا از زندگی خودمان فاصله بگیریم و از مادر و پدر مراقبت کنیم، اما با این حال این کار را انجام میدهیم. مراقبت هزینه دارد و به راحتی میتوان نیازهای خود را در حالی که روی نیازهای دیگران تمرکز کردهایم، فراموش کرد. ما باید با واگذاری مسئولیتها به دیگران، تعیین مرزهای سالم و برنامهریزی برای استراحت و تجدید قوا، به استادان سلامت و رفاه خود تبدیل شویم.
۳. شفافیت؛ نقشه راه مراقبت مؤثر
شفافیت چیزی است که برای یک مراقب مؤثر بودن لازم است. حتی اگر والدینتان آن را قبول نکنند، آنها به حمایت دلسوزانه شما نیاز دارند. بدون شما، سروسامان دادن به مسائل حقوقی، پزشکی، مالی و روانی غیرممکن خواهد بود. چه والدینتان اذعان کنند یا نه، آنها اکنون به شما اعتماد کرده و وابسته شدهاند و در حال یادگیری نحوه دریافت مراقبت هستند. تصمیم گرفتن در مورد این که چقدر و چگونه در دوران پیری در کنارشان باشیم و آیا مراقبت از آنها را به متخصصان یا خواهر و برادرهایمان بسپاریم، کاری است که باید خودمان تصمیم بگیریم و با آن زندگی کنیم. ما باید نیازهای آنها را ارزیابی کنیم، میزان مشارکت خود را مشخص کنیم و یک برنامه مشخص تدوین کنیم.
فردی که از مادرش مراقبت میکند میگوید: “در ابتدا احساس میکردم از ترس، عدم اطمینان و عدم صلاحیت برای مراقبت از مادرم غرق شدهام. برخوردهای او با زوال و مرگ، ترس خودم از پیری و مردن را هم برانگیخت. مجبور شدم شجاعت روبهرو شدن با نیازهای واقعی او را پیدا کنم و یک استاندارد طلایی برای مراقبت از مادرم تعیین کنم.”
شفافیت به معنای خودآگاهی و برنامهریزی دقیق است. همانطور که نویسنده اشاره کرد، ترس و عدم اطمینان در ابتدا طبیعی است. اما با شفافیت میتوانیم از موضع ترس خارج شده و با قدرت و آگاهی وارد عمل شویم. تعیین استاندارد طلایی برای مراقبت یعنی بدانیم چه چیزی برای والدینمان بهترین است و با قاطعیت برای رسیدن به آن تلاش کنیم.
۴. بخشش؛ قلب مراقبت دلسوزانه
مهربانی و بخشش، هسته اصلی مراقبت از والدین سالمند است. برخی از ما در رها کردن چیزهایی که مانع از ارائه مراقبت، حمایت و درک عاشقانهای میشود که والدینمان به آن نیاز دارند، کشمکش داریم.
برخی دیگر نیز صمیمیت و اعتمادی را ایجاد کردهاند که به ما اجازه میدهد مراقب آنها باشیم. ممکن است قبل از دادن وقت، عشق و توجه خود به آنها، برای تعیین مرزهای سالم برای مراقبت از خود به کمک نیاز داشته باشیم.
جمعبندی: عشق و قدردانی، میراثی جاودان
هنگامی که صحبت از آشتی با والدین سالخوردهمان میشود، هیچ پاسخ کاملی وجود ندارد. هیچ راهحل آماده و قالبی برای تبدیل شدن به مراقب آنها نیست. اگر تصمیم گرفتیم قدم پیش بگذاریم، باید تمام تلاش خود را برای مراقبت از آنها و خودمان به کار ببندیم. عشق و قدردانی که میتوانیم با والدین خود به اشتراک بگذاریم و به نسلهای آینده خانواده خود منتقل کنیم، پایانی ندارد.
منابع
- این مطلب برگرفته از کتابی با عنوان “Raising an Aging Parent: Conversations for the Second Half of Life” و بخش اول از یک مجموعه سه قسمتی است. بخش اول به تجربه فرزندان بالغ در گذار از نقش فرزند به مراقب میپردازد. بخش دوم نقش والدین سالمند در تقویت ارتباط و درک متقابل در خانواده را بررسی میکند و بخش سوم به روابط خواهر و برادری و نقشی که در تسهیل یا پیچیدهتر کردن اوضاع ایفا میکنند، خواهد پرداخت.
