چرا برخی از قربانیان کودکآزاری، خود به آزارگر تبدیل میشوند؟ این پرسشی است که متخصصان روانشناسی سالهاست با آن دست و پنجه نرم میکنند. مقاله حاضر سومین بخش از مجموعهای است که به شناسایی و تغییر رفتارهای آزاردهنده میپردازد. در این بخش، ویژگیهایی بررسی میشوند که میتوانند فرد را مستعد رفتار آزاردهنده، بهویژه در روابط عاطفی، کنند.
کودکی آسیبدیده: بذر رفتار آزاردهنده
کودکانی که مورد آزار عاطفی، جسمی یا جنسی قرار میگیرند، کنترلی بر آنچه برایشان رخ میدهد ندارند. آنها مدام دستور میشنوند، تحقیر میشوند، سرزنش میشوند و شرمنده میشوند. مرزهای عاطفی و فیزیکی آنها دائماً نقض میشود. یکی از واکنشهای رایج بازماندگان هر نوع آزاری، جبران افراطی این فقدان کنترل از طریق رفتارهای کنترلگرایانه و سلطهجویانه است.
برخی از این افراد آگاهانه فکر میکنند: «هیچکس دیگر مرا کنترل نخواهد کرد»، اما معمولاً این تصمیم ناخودآگاه است. بسیاری آگاهانه شریکی را انتخاب میکنند که بتوانند کنترلش کنند؛ برخی دیگر ناآگاهانه جذب کسانی میشوند که به آنها اجازه میدهند کنترل رابطه را در دست بگیرند.
✅ برای آشنایی با کنترل پنهان در روابط:
مقاله کنترل پنهان در پشت عشقبمباران: وقتی عشق، نقابی برای سلطه است را مطالعه کنید.
همذاتپنداری با آزارگر: مکانیزم دفاعی خطرناک
بسیاری از کسانی که در کودکی آزار دیدهاند، بهویژه پسران، با استفاده از مکانیزم دفاعی «همذاتپنداری با آزارگر» با این آسیب کنار میآیند. وقتی یک کودک خردسال از پذیرش این که قربانی است خودداری میکند و در عوض رفتار آزارگر را توجیه یا کماهمیت جلوه میدهد، اغلب در بزرگسالی به همان شیوههای آزاردهنده رفتار میکند و بسیار شبیه به آزارگر خود میشود.
این مکانیزم دفاعی در واقع تلاش ناخودآگاه کودک برای حفظ احساس امنیت است. اگر کودک بپذیرد که والدینش به او آسیب میزنند، ممکن است احساس امنیت و وابستگیاش را از دست بدهد. بنابراین، به جای پذیرش واقعیت دردناک، رفتار آزارگر را «عادی» جلوه میدهد و در بزرگسالی خود نیز همین الگو را تکرار میکند.
انکار واقعیت: مانعی برای تغییر
وقتی فردی به رفتار آزاردهنده روی میآورد، سرمایهگذاری بیشتری برای انکار واقعیت میکند. اگر رفتار خود و تأثیر مخرب آن بر دیگران را بپذیرد، درِ یادآوری و پذیرش قربانی شدن خود را نیز باز میکند — چیزی که برای بسیاری بسیار دردناک به نظر میرسد. بنابراین، آنها قربانی را به خاطر قربانی شدنش سرزنش میکنند و بدین ترتیب از هرگونه مسئولیتپذیری و شناسایی رفتار آزاردهنده خود فرار میکنند.
ذهنیت قربانی: ادراکی مخدوش
وقتی فردی ذهنیت قربانی دارد، ادراکش مخدوش میشود. مهم نیست چقدر به دیگران آسیب میزند، فقط میتواند آسیبهایی را ببیند که خودش دیده است. به دلیل تجربه آزار یا غفلت در کودکی، برای همیشه در نقش قربانی گیر میکند و تنها میتواند آسیبهایی را ببیند که دیگران به او زدهاند، و کاملاً از آسیبی که خود به دیگران وارد میکند غافل است.
دلیل دیگر تمایل افراد آزارگر به سرزنش دیگران، مکانیزم دفاعی روانی به نام «فرافکنی» است. در این مکانیزم، فرد برای دفاع در برابر مواجهه با ویژگیای در خود که دوست ندارد، آن را به دیگری نسبت میدهد. مثلاً کسی که خود احساس ناامنی میکند، دیگران را به ناامن بودن متهم میکند.
فقدان همدلی: ریشه در غفلت دوران کودکی
افرادی که در کودکی غفلت یا آزار دیدهاند، اغلب نمیتوانند با دیگران همدلی کنند یا خود را جای آنها بگذارند. بهویژه کسانی که در کودکی غفلت شدهاند، اغلب نسبت به دیگران پرخاشگر و ظالم میشوند و نمیتوانند از نظر عاطفی تأثیر رفتار خود بر دیگران را «درک» کنند.
آنها نمیفهمند یا احساس نمیکنند که وقتی حرف یا کار آزاردهندهای انجام میدهند، طرف مقابل چه احساسی دارد. یکی از ناراحتکنندهترین جنبههای این پرخاشگری، همراه بودن آن با فقدان سرد و بیتفاوت همدلی است. آنها ممکن است وقتی با رفتار پرخاشگرانه یا ظالمانه خود مواجه میشوند، پشیمانی (واکنش فکری) نشان دهند، اما نه ندامت (واکنش عاطفی).
✅ برای آشنایی با ناهماهنگی در روابط عاطفی:
مقاله طنین و ناهماهنگی در روابط: از خودمحوری سالم تا خودشیفتگی ویرانگر را بررسی کنید.
نیازهای برآورده نشده و انتظارات غیرمنطقی
وقتی نیازهای عاطفی کودک برآورده نشده باشد، او همچنان گرسنه پرورش، پذیرش و بازخورد مثبتی است که از والدین خود دریافت نکرده است. وقتی آن کودک بزرگ میشود و وارد یک رابطه بزرگسالی میشود، تمام آن نیازهای برآورده نشده دوباره ظاهر میشوند.
فرد از شریکش انتظار دارد آنچه را که در کودکی دریافت نکرده به او بدهد، و وقتی شریک نمیتواند یا نمیخواهد این کار را انجام دهد، عصبانی، آزرده و پرتوقع میشود. اگرچه انتظار از شریک برای جبران آنچه در کودکی دریافت نشده غیرمنطقی است، اما باز هم این انتظار وجود دارد، و این انتظار میتواند به درگیریهای جدی در رابطه منجر شود.
متأسفانه، هیچ کاری که شریک انجام دهد هرگز کافی نخواهد بود. هیچ مقدار اطمینانبخشی یا فداکاری نمیتواند جای خالی درون فرد را پر کند. فرد باید خودش شروع به پر کردن این خلأ کند و نیازهای برآورده نشده خود را بشناسد و برآورده سازد.
شرم و خشم: چرخهای خطرناک بهویژه در مردان
این تمایل به همذاتپنداری با آزارگر مرتبط است و نوعی انکار است. مردان بهویژه در پذیرش این که قربانی شدهاند مشکل دارند، عمدتاً به این دلیل که مردان از کودکی تربیت میشوند که همیشه قوی و سرسخت باشند.
وقتی یک مرد قربانی میشود، بهویژه اگر مورد آزار جسمی یا جنسی قرار گرفته باشد، احتمالاً احساس شرمندگی زیادی میکند، زیرا فکر میکند باید میتوانست از خود دفاع کند و از آزار جلوگیری کند. به عنوان راهی برای کنار آمدن با این احساس شرم، ممکن است از اعتراف به قربانی شدن خودداری کند یا خود را به خاطر قربانی شدنش سرزنش کند.
وقتی فرد ضعیف دیگری را میبیند، ممکن است خشم منحصر به فردی در درونش شعلهور شود، زیرا این شخص (ناخودآگاه) او را به یاد خودش میاندازد. این چرخه شرم و خشم میتواند سالها ادامه یابد تا زمانی که فرد آگاهانه تصمیم به تغییر بگیرد.
✅ برای آشنایی با اهمیت «نه گفتن» و مرزگذاری:
مقاله هدیه ارزشمند یک «نه» قاطع: چرا طرد صریح بهتر از سکوت مبهم است؟ را بخوانید.
جمعبندی: از سرزنش خود تا اقدام برای تغییر
اگر فردی متوجه شود که بسیاری از این ویژگیها را دارد، به جای محکوم کردن و سرزنش خود و غرق شدن در شرم، باید شروع به شناسایی این موارد به عنوان نشانههای مشکل خود کند — نشانههایی که میتوان برای آنها کاری انجام داد.
خودآگاهی اولین و مهمترین قدم در مسیر تغییر است. وقتی فرد بتواند الگوهای رفتاری خود را بشناسد و ریشههای آنها را در تجربیات کودکی درک کند، میتواند برای تغییر اقدام کند. درمان با متخصصان روانشناسی، یادگیری مهارتهای ارتباطی سالم و کار بر روی بهبود عزت نفس میتواند این مسیر را هموارتر کند.
✅ برای آشنایی با ریشههای روانشناختی رفتارهای آزاردهنده:
مقاله چرا افراد شرور مثل بمب ساعتی عمل میکنند؟ ریشههای روانشناختی رفتارهای آزاردهنده را مطالعه کنید.
سوالات متداول
خودآگاهی چیست و چرا مهم است؟
خودآگاهی توانایی شناخت احساسات، افکار و رفتارهای خود است. این مهارت به فرد کمک میکند الگوهای ناسالم را شناسایی و تغییر دهد و روابط سالمتری بسازد.
چرا برخی قربانیان کودکآزاری خود به آزارگر تبدیل میشوند؟
بسیاری از بازماندگان از مکانیزم دفاعی «همذاتپنداری با آزارگر» استفاده میکنند. این مکانیزم باعث میشود در بزرگسالی رفتارهای آزاردهنده را تکرار کنند، زیرا رفتار آزارگر را «عادی» تلقی کردهاند.
آیا تغییر رفتارهای آزاردهنده ممکن است؟
بله، با خودآگاهی و کمک متخصصان روانشناسی، میتوان الگوهای ناسالم را شناسایی و تغییر داد. اولین قدم پذیرش وجود مشکل و تمایل به تغییر است.
چگونه میتوان از تکرار الگوهای آزاردهنده جلوگیری کرد؟
شناخت الگوهای رفتاری گذشته، درمان آسیبهای کودکی، یادگیری مهارتهای ارتباطی سالم و تقویت عزت نفس میتواند از تکرار الگوها جلوگیری کند.
فقدان همدلی در بزرگسالان چه تأثیری بر روابط دارد؟
افرادی که همدلی ندارند، نمیتوانند تأثیر رفتار خود بر دیگران را درک کنند. این امر منجر به رفتارهای آزاردهنده و تخریب روابط میشود.
چرا مردان بیشتر از زنان در پذیرش قربانی بودن مشکل دارند؟
تربیت فرهنگی مردان بر قدرت و سرسختی تأکید دارد. این امر باعث میشود مردان از پذیرش قربانی بودن اجتناب کنند و احساس شرم کنند.
منابع و مطالعات مرجع
- Why Some Victims of Child Abuse Repeat what was Done to Them.
- Recognizing Abusive Patterns: A Guide to Change.
