پرونده نانسی گاتریتحلیل زبانیروابط عاطفیزبان‌شناسی پزشکی قانونیسلامت روانمقالات

تحلیل زبان‌شناختی جدید از ایمیل‌های پرونده نانسی گاتری؛ چه کسی پشت این ماجراست؟

article-1786458764224

آیا می‌توان هویت یک آدم‌ربا را فقط از روی چند خط متن فاش کرد؟ پاسخ شگفت‌آور است: بله. زبان‌شناسی پزشکی قانونی نشان می‌دهد که هر انسانی «امضای زبانی» منحصربه‌فردی دارد — چیزی که متخصصان آن را «ایدیولکت» می‌نامند. در پرونده نانسی گاتری، انتشار دو ایمیل پس از شش ماه، به زبان‌شناسان اجازه داد تا از پشتِ کلمات، به هویت نویسنده نزدیک شوند. در ادامه، تحلیل زبان‌شناختی این پرونده را بر اساس یافته‌های علمی مرور می‌کنیم.

شواهد زبانی جدید در پرونده نانسی گاتری

شش ماه پس از ربوده شدن نانسی، مادر ساوانا گاتری، از خانه‌اش در توسان، اداره پلیس شهرستان پیما سرانجام متن کامل دو ایمیل مرتبط با این جنایت را منتشر کرد که در رسانه‌ها گاه از آن‌ها به عنوان «یادداشت‌های باج‌خواهی» یاد می‌شود.

انتشار این ایمیل‌ها به متخصصان تحلیل شواهد زبانی، یعنی زبان‌شناسان پزشکی قانونی، امکان می‌دهد تا زبان دقیق این دو ارتباط ایمیلی را با جزئیات کامل بررسی کنند.

ایدیولکت چیست و چرا لو نمی‌دهد؟

کاربردهای زبانی افراد به ما سرنخ‌هایی درباره هویت آن‌ها می‌دهد، زیرا سبک نوشتاری هیچ دو نفری دقیقاً شبیه هم نیست. هر ارتباطی که برقرار می‌کنیم شامل انتخاب‌های زبانی است — میان واژگان رسمی و غیررسمی، دستور زبان استاندارد یا غیراستاندارد، یا صرفاً انتخاب آزاد میان گزینه‌های برابر. هر فرد الگوهای متفاوتی از انتخاب‌ها دارد؛ برخی آگاهانه و برخی به عادت‌های ناخودآگاه تبدیل شده‌اند.

همه ما از هر دو نوع ویژگی استفاده می‌کنیم، اما هیچ دو نفری دقیقاً از همان ویژگی‌ها به یک شکل استفاده نمی‌کنند. به نوعی، هر فرد گویش منحصربه‌فرد خود را دارد که زبان‌شناسان آن را «ایدیولکت» می‌نامند.

الگوهای ایدیولکتی کاربرد زبان اغلب حتی زمانی که افراد سعی در پنهان کردن سبک خود یا مخفی کردن هویتشان دارند، پایدار می‌مانند. زبان‌شناسان می‌توانند از این الگوها برای تمرکز بر ویژگی‌های نویسنده و مقایسه ارتباطات با منشأ مشکوک با ارتباطاتی که نویسندگانشان شناخته شده‌اند، استفاده کنند تا به شناسایی هویت نویسنده کمک کنند.

نشانه‌های زبانی در ایمیل اول

یک سرنخ مهم «ما» است: «ما مادرت نانسی را داریم» و «ما او را نگه می‌داریم…». در نگاه اول، این نشان می‌دهد که بیش از یک نفر درگیر هستند. اما در خط آخر، ضمیر به «من» تغییر می‌کند. این به شدت نشان می‌دهد که «ما» یک فریب است و مرتکب به تنهایی عمل می‌کرده است.

ویژگی بعدی نحوه نوشتن تاریخ و زمان است که از نویسنده‌ای به نویسنده دیگر بسیار متفاوت است. این شخص در سه نقطه مختلف ایمیل «5PM» نوشته است (بدون فاصله). متغیر دیگر این است که آیا «5» را به صورت «5PM»، «5:00» یا «five o’clock» بنویسند. همچنین «Thursday the 5th» و «Monday the 9th» می‌توانستند به شکل‌های مختلفی نوشته شوند، اما نویسنده در اینجا هر بار ثابت عمل می‌کند.

در نحوه نوشتن مقادیر پولی نیز تنوع وجود دارد: نویسنده «$4 million USD» و «6 million USD» نوشته است. گنجاندن «USD» ممکن است سرنخ باشد — ساکن آمریکا که برای مخاطب آمریکایی می‌نویسد، معمولاً ارز را مشخص نمی‌کند؛ پس شاید نویسنده از خارج از آمریکا باشد، حتی احتمالاً غیربومی‌زبان انگلیسی.

تفسیر و توضیح تکمیلی: سطح سواد در لفافه

زبان یادداشت‌ها در واقع سطح نسبتاً بالایی از سواد انگلیسی را نشان می‌دهد. واژگان نسبتاً پیشرفته و حتی متعالی است: «a maximum of 7 days»، «will be increased»، «have this completed as soon as possible». در پس‌نویس نیز «the flood light in backyard was destroyed» (نه «broken» یا «busted») به کار رفته است.

نکته ظریف‌تر اینجاست: کلمه «smart watch» و «flood light» هر دو به صورت دو کلمه (با املای رسمی مریام-وبستر) نوشته شده‌اند، و جایی که انگلیسی استاندارد خط تیره می‌خواهد — «a safe drop-off location» — نویسنده دو کلمه جداگانه و بدون خط تیره نوشته است: «drop off». دقیقاً همین نوع کاربرد ظریف و ناخودآگاه است که معمولاً در نوشته‌های یک نویسنده معین، با وجود تلاش برای ناشناس ماندن، ثابت می‌ماند.

نکات ظریف دیگر: کاربرد ویرگول

نکته ظریف دیگری که ممکن است دست نویسنده را رو کند، نحوه استفاده از ویرگول است. این شخص گاهی ویرگول را در جاهایی که قواعد ایجاب می‌کند حذف می‌کند، اما همچنین در دو جای نامناسب از ویرگول استفاده کرده است: «You will not be able to contact me from here on out, there will be no negotiation». قواعد دستور زبان بین جملات کامل نقطه یا نقطه‌ویرگول را ایجاب می‌کند.

بسیاری از ما می‌توانیم اعتراف کنیم که همیشه قوانین استفاده صحیح از ویرگول را رعایت نمی‌کنیم، اما اگر فردی را پیدا کنیم که از این الگوهای خاص — همراه با واژگان و ویژگی‌های قالب‌بندی — استفاده می‌کند، آنگاه ممکن است به یافتن نویسنده نزدیک‌تر شویم.

مقایسه ایمیل اول و دوم

ایمیل دوم، مورخ ۶ فوریه، به طور محسوسی کوتاه‌تر از اولی است، با جملات کوتاه‌تر و لحنی متفاوت. اولی یک یادداشت باج‌خواهی است و بر خواسته‌ها متمرکز است؛ اما دومی یک عذرخواهی است که بر احساسات و نیات نویسنده متمرکز است.

با وجود تفاوت‌ها، جزئیات زبانی دو ایمیل را به هم پیوند می‌دهد: دومی همان سوءاستفاده از ویرگول را دارد («We never intended to hurt her, that was not our intention»)؛ همان عدم استفاده از خط تیره («heart related»)؛ و همان واژگان متعالی: «We did not fully grasp the seriousness of her physical condition» به جای «We didn’t know she was sick» — و به طرز عجیبی، «She perished» به جای «She died» یا «She passed away».

این ارتباطات زبانی به نتیجه می‌رسد که هر دو یادداشت توسط یک نویسنده نوشته شده‌اند — و باز هم، به احتمال زیاد فقط یک نویسنده وجود دارد، بر اساس استفاده ظاهراً تصادفی از «me» در ایمیل اول.

سوالات متداول

آیا تحلیل زبان‌شناسی می‌تواند به‌تنهایی گناه را اثبات کند؟

خیر. در پرونده گاتری، تحلیل زبانی به‌تنهایی لزوماً تعیین نمی‌کند که آیا نویسنده ربوده‌کننده است یا یک شوخ‌طبع یا فرصت‌طلب. اما نویسنده — یا نویسندگان — باید شناسایی شوند تا پرونده حل شود؛ و الگوهای ایدیولکتی ابزار کلیدی در این شناسایی‌اند.

ایدیولکت چقدر قابل اعتماد است؟

الگوهای ایدیولکتی حتی زمانی که فرد سعی در پنهان کردن سبک خود دارد پایدار می‌مانند، اما زبان‌شناسان آن را در کنار شواهد دیگر (پزشکی قانونی، دیجیتال، شهود) به کار می‌برند، نه به‌عنوان مدرکِ تنها.

زبان‌شناسی پزشکی قانونی قبلاً در چه پرونده‌هایی به کار رفته؟

در پرونده‌های بدنامی چون یونابامبر (اواسط دهه ۱۹۹۰) و تیرانداز دی‌سی (اوائل دهه ۲۰۰۰)، تحلیل زبان‌شناختی با موفقیت برای شناسایی نویسندگان ناشناس به کار رفته است.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

تحلیل زبان‌شناسی پزشکی قانونی ابزاری ارزشمند در کمک به شناسایی نویسندگان ناشناس و مستعار است. شاید زبان‌شناسی پزشکی قانونی به اجرای عدالت در پرونده گاتری نیز کمک کند. این تحلیل حاصل تلاش مشترک نویسنده این ستون و پروفایلر جنایی و زبان‌شناس پزشکی قانونی جیمز آر. فیتزجرالد (مامور ویژه سرپرست، اف‌بی‌آی، بازنشسته) است.


منابع و مطالعات مرجع

  • تحلیل زبان‌شناسی پزشکی قانونی توسط نویسنده و جیمز آر. فیتزجرالد (مامور ویژه سرپرست، اف‌بی‌آی، بازنشسته)
  • Psychology Today — New Linguistic Evidence in the Nancy Guthrie Case (ستون Language in the Wild)

بیشتر در همین موضوع بخوانید

مقاله‌های تخصصی دیگری که در دسته‌بندی‌های مشابه منتشر شده‌اند.

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!