آیا رابطهتان شما را خفه میکند؟ این نشانهها را جدی بگیرید
در طول سالهایی که به عنوان روانشناس و اکنون به عنوان مجری پادکست سلامت روان فعالیت میکنم، به خوبی آموختهام که کلیشهها در مورد شریکهای کنترلگر کاربرد ندارند. روابط سمی میتوانند تقریباً برای هر کسی ناگهان پیش بیایند. رفتارهای کنترلگر از سوی یک شریک عاطفی هیچ مرزی نمیشناسد – افراد در هر سن، جنسیت، گرایش جنسی یا وضعیت اقتصادی-اجتماعی میتوانند در روابط کنترلگر باشند و هر یک از دو نقش را ایفا کنند.

بسیاری از ما یک شریک کنترلگر را به عنوان فردی تصور میکنیم که آشکارا به همه سرزنش میکند، از نظر فیزیکی پرخاشگر است، یا دائماً تهدیدها یا اولتیماتومهای آشکار صادر میکند. ما تصویری از یک قلدر بدخلق داریم که هر خدمتکاری را تحقیر میکند یا به شریک خود دستور میدهد که از سر تا پا چگونه لباس بپوشد. در حالی که این نشانهها واقعاً نگرانکننده هستند، اما نشانههای بسیار دیگری نیز وجود دارند که ممکن است به شکلی کاملاً متفاوت ظاهر شوند.
در واقع، برخی از شریکهای کنترلگر از روی احساس آسیبپذیری عاطفی و شکنندگی عمل میکنند و ممکن است ویژگیهای «دیسفوری حساس به طرد» (Rejection Sensitive Dysphoria) را نشان دهند. افراد کنترلگر از مجموعهای از ابزارها برای تسلط بر شریک خود استفاده میکنند – چه خودشان یا شریکشان متوجه باشند که چه اتفاقی میافتد یا نه.
برای مطالعه بیشتر به مقاله فراتر از فرض خطر: تمایز مهم میان جذب به کودکان و اقدام به سوءاستفاده مراجعه کنید.
گاهی اوقات، دستکاری عاطفی آنقدر پیچیده است که فردی که تحت کنترل است واقعاً باور میکند که خودش شخص بدی است، یا اینکه بسیار خوششانس است که شریک کنترلگرش «او را تحمل میکند». خواه رفتار کنترلگر منجر به سوءاستفاده عاطفی یا فیزیکی شدیدتر شود یا نه، این یک وضعیت سالم نیست.
برای مطالعه بیشتر به مقاله تغییر ساعت و خواب جوانان: یک رابطه ناسالم مراجعه کنید.
اگر بیش از چند مورد از این نشانهها را در رابطه یا شریک خود مشاهده میکنید، آن را جدی بگیرید. (اگر نگران ایمنی خود هستید یا میخواهید در مورد الگوهای روابط احتمالاً سوءاستفادهگر بیشتر بدانید، به وبسایت thehotline.org مراجعه کنید.)
برای مطالعه بیشتر به مقاله مراقبت از خود پس از زایمان؛ فراتر از انجام کارهای بیشتر مراجعه کنید.
برای مطالعه بیشتر به مقاله چگونه از سلامت روان خود در چهارمین سهماهه بارداری محافظت کنیم؟ مراجعه کنید.
۱. منزوی کردن شما از دوستان و خانواده
ممکن است این کار بهطور ظریفی شروع شود، اما اغلب اولین قدم برای یک فرد کنترلگر است. شاید از این که چقدر با برادرت تلفنی صحبت میکنی شکایت کند، یا بگوید که دوست صمیمیات را دوست ندارد و فکر میکند دیگر نباید با او وقت بگذرانی. یا سعی میکند شما را علیه هر کسی که به غیر از او برای حمایت به آنها تکیه میکردید، برگرداند. هدف آنها این است که شبکه حمایتی شما را از بین ببرند و در نتیجه قدرت شما را کاهش دهند – تا زمانی که آنها میخواهند «برنده شوند»، شما کمتر بتوانید یا تمایل داشته باشید در برابرشان بایستید.
۲. انتقاد مزمن – حتی از چیزهای کوچک
انتقاد، مانند انزوا، میتواند از چیزهای کوچک شروع شود. در واقع، فرد ممکن است خودش را متقاعد کند که انتقاد شریکش موجه است، یا اینکه شریکش فقط میخواهد به او کمک کند تا انسان بهتری شود. یا ممکن است آن را توجیه کند که «اینقدرها هم مهم نیست که او از نحوه لباس پوشیدن، حرف زدن، غذا خوردن یا دکوراسیون خانهات خوشش نمیآید و نباید آن را شخصی برداری.» اما در نهایت، مهم نیست که هر انتقاد بهتنهایی چقدر کوچک به نظر میرسد، اگر بخشی از یک پویایی دائمی در رابطه شما باشد، احساس پذیرفته شدن، دوست داشته شدن و تأیید شدن بسیار دشوار خواهد بود. اگر از نظر شریک شما، هر کار کوچکی که انجام میدهید نیاز به بهبود دارد، چگونه به عنوان یک همارز واقعی ارزش گذاری میشوید، چه برسد به اینکه بیقیدوشرط دوست داشته شوید؟
۳. تهدیدهای پنهان یا آشکار، علیه شما یا خودشان
برخی افراد فکر میکنند تهدیدها باید ماهیت فیزیکی داشته باشند تا مشکلساز باشند. اما تهدید به ترک کردن، قطع «امتیازات»، یا حتی تهدید فرد کنترلگر به آسیب زدن به خودش، میتواند به اندازه تهدید به خشونت فیزیکی دستکاری عاطفی باشد. غیرمعمول نیست که شریک تحت کنترل احساس کند در رابطه گیر افتاده است، نه از ترس اینکه خودش آسیب ببیند، بلکه از این ترس که اگر ترکش کند، شریکش خودتخریبی کند یا به خودش آسیب بزند. در موارد دیگر، ممکن است فرد با از دست دادن خانه، دسترسی به فرزندان یا حمایت مالی تهدید شود اگر شریک کنترلگر یا سوءاستفادهگر را ترک کند (یا توسط او ترک شود). خواه تهدیدها واقعی باشند یا نه، این فقط راه دیگری است برای اینکه فرد کنترلگر به بهای از دست دادن شریکش به خواسته خود برسد.
۴. مشروط کردن پذیرش/مراقبت/جذابیت
«وقتی در محل کارت آن فروشها را انجام میدهی، خیلی بیشتر دوستت دارم.» «حال و حوصله صمیمیت با تو را ندارم. اما اگر به تمریناتت ادامه دهی و کمی بیشتر وزن کم کنی، برای من جذابتر میشوی.» «اگر حتی نمیتوانی زحمت شام درست کردن را به خودت بدهی، نمیدانم من از این رابطه چه چیزی به دست میآورم.» «اگر فقط وقت بیشتری برای موهایت میگذاشتی، خیلی جذاب میشدی.» «اگر واقعاً دانشگاه را تمام کرده بودی، چیزی برای صحبت با دوستانم داشتی و اینقدر احساس کنار گذاشته شدن نمیکردی.» اگرچه برخی از این مثالها آشکارتر از بقیه هستند، اما پیام یکی است: تو، همین الان، به اندازه کافی خوب نیستی. این مخرج مشترک بسیاری از روابط کنترلگر است.
۵. کارنامه بیشفعال
روابط سالم و پایدار دارای حس دوسویگی ذاتی هستند. این در ذات آنهاست که شما مراقب یکدیگر باشید و هر بار که کاری برای کمک به دیگری انجام میدهید، آن را نشمارید. اگر شریکتان همیشه در حال ثبت تمام تعاملات در رابطه شماست – چه برای کینه به دل گرفتن، چه برای درخواست لطف در مقابل، یا چه برای دریافت تحسین – میتواند راهی برای داشتن برتری باشد. و این کار میتواند کاملاً طاقتفرسا باشد.
۶. استفاده از احساس گناه به عنوان یک ابزار
بسیاری از افراد کنترلگر در دستکاری عواطف شریک خود به نفع خودشان مهارت دارند. اگر بتوانند شریک خود را طوری دستکاری کنند که در مورد کارهای روزمره احساس گناه دائمی داشته باشد، بخش زیادی از کار فرد کنترلگر انجام شده است – شریک آنها به تدریج تلاش میکند هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد تا احساس گناه نکند. اغلب این به معنای تسلیم شدن و کنار گذاشتن قدرت و نظر مخالف خود در رابطه است که کاملاً به نفع فرد کنترلگر تمام میشود.
۷. ایجاد بدهی که شما ملزم به پرداخت آن باشید
افراد کنترلگر ممکن است در ابتدا با حرکات به ظاهر عاشقانه بسیار محکم ظاهر شوند. اما با نگاه دقیقتر، بسیاری از این حرکات – هدایای extravagant، انتظار تعهد جدی در اوایل رابطه، بردن شما به وعدههای غذایی مجلل یا گردشهای ماجراجویانه، اجازه استفاده کامل از ماشین یا خانه خود در زمانی که آنجا نیستند – میتوانند برای کنترل شما استفاده شوند. به طور خاص، آنها انتظاری از شما ایجاد میکنند که در مقابل چیزی بدهید، یا این حس که شما به آن شخص مدیون هستید به خاطر همه چیزهایی که به شما داده است. این میتواند فرار را از نظر عاطفی و لجستیکی دشوارتر کند وقتی زنگهای هشدار بعدی به صدا در میآیند.
۸. جاسوسی، کنجکاوی یا الزام به افشای دائمی اطلاعات
یک شریک کنترلگر معمولاً احساس میکند حق دارد بیشتر از آنچه واقعاً میداند، بداند. چه جاسوسی خود را پنهان نگه دارند و چه آشکارا از شما بخواهند که همه چیز را با آنها به اشتراک بگذارید، این از همان ابتدا نقض مرزهاست. شاید او تلفن شما را چک میکند، به ایمیل شما وارد میشود یا دائماً تاریخچه اینترنت شما را ردیابی میکند و سپس این کار را با گفتن اینکه قبلاً فریب خورده است، مشکل اعتماد دارد، یا با این جمله قدیمی توجیه میکند: «اگر کار اشتباهی انجام نمیدهی، پس نباید از نشان دادنش به من ناراحت باشی.» این یک نقض حریم خصوصی شماست، همراه با پیام ناراحتکنندهای که آنها هیچ علاقهای به اعتماد به شما ندارند و در عوض میخواهند در رابطه شما حضوری پلیسگونه داشته باشند.
۹. حسادت بیشازحد، اتهامات یا پارانویا
حسادت یک شریک میتواند در ابتدا چاپلوسکننده باشد؛ میتوان آن را دوستداشتنی یا نشانهای از میزان اهمیت و وابستگی آنها دانست. با این حال، وقتی شدیدتر میشود، میتواند ترسناک و مالکانه باشد. شریکی که هر تعامل شما را معاشقهآمیز میبیند، به چندین فردی که با آنها در ارتباط هستید مشکوک یا از آنها احساس خطر میکند، یا شما را به خاطر تعاملات بیگناه سرزنش میکند چون ممکن است «به دیگران امید واهی بدهید» ممکن است ناایمن، مضطرب، رقابتی یا حتی پارانوئید باشد. علاوه بر این، وقتی این دیدگاه در رابطه شما ریشه دوانده باشد، به احتمال زیاد آنها سعی در کنترل شما نیز دارند.
۱۰. عدم احترام به نیاز شما به تنهایی زمان گذراندن

این راه دیگری برای تضعیف قدرت شماست: ایجاد احساس گناه در شما به خاطر زمانی که برای شارژ مجدد خود نیاز دارید، یا اینکه احساس کنید به اندازه کافی آنها را دوست ندارید وقتی شاید به زمان کمتری با آنها نسبت به نیاز آنها به شما نیاز دارید. طبیعی است که دو شریک ممکن است به طور خودکار نیازهای یکسانی از نظر زمان تنهایی نداشته باشند، حتی اگر هر دو برونگرا (یا درونگرا) باشند. در روابط سالم، ارتباط در مورد آن نیازها به یک مصالحه قابل قبول منجر میشود. در روابط کنترلگر، فردی که به زمان تنهایی نیاز دارد، شرور جلوه داده میشود یا این زمان به طور کلی از او دریغ میشود و راه دیگری برای تقویت خود از دست میدهد.
۱۱. مجبور کردن شما به «کسب» اعتماد یا رفتار خوب دیگر
البته شما به کسی که پنج سال است با او قرار میگذارید بیشتر از کسی که یک ماه است میبینید اعتماد میکنید. اما مقداری از اعتماد باید در رابطه مفروض یا ذاتی باشد. به عنوان مثال، همانطور که اشاره شد، شما نباید همیشه جزئیات رفت و آمد خود را در هر لحظه از روز شرح دهید، و شریک شما نباید به طور خودکار حق دسترسی به ایمیل، پیامک یا تاریخچه جستجوی اینترنت شما را داشته باشد. اگر اعتماد یا حتی رفتار مودبانه به عنوان چیزی تلقی شود که باید برای آن تلاش کنید تا به آن برسید، نه به عنوان حالت پیشفرض رابطه، پویایی قدرت در رابطه شما نامتعادل است.
۱۲. فرض بر مجرم بودن شما تا زمانی که بیگناهی شما ثابت شود
باز هم، یک فرد کنترلگر اغلب در این کار بسیار ماهر است که به شما احساس کند کار اشتباهی انجام دادهاید حتی قبل از اینکه متوجه شوید چه کردهاید. ممکن است وقتی وارد خانه میشوید، آنها را از قبل عصبانی از چیزی که در غیاب شما پیدا کردهاند، فکر کردهاند یا تصمیم گرفتهاند، ببینید. و آنها ممکن است «مدارک»ی از تخلف شما نگه دارند تا جایی که احساس کنید یک پرونده کامل علیه شما دارند – حتی اگر کاملاً آن را درک نکنید. از جایی که لیوان قهوه مورد علاقهشان را گذاشتهاید تا اینکه آیا بدون اطلاع آنها با یک همکار ناهار خوردهاید، همیشه فرض بر این است که شما انگیزههای مجرمانه داشتهاید. چرا این کار را میکنند؟ برای استفاده از آن به عنوان توجیهی برای تنبیه شما به نوعی، یا برای جلوگیری از تکرار آن «خطا» – تا شما را به روشی که آنها میخواهند رفتار کنید، نگه دارند.
۱۳. خسته کردن شما از بحث و جدل به حدی که تسلیم شوید
در حالی که برخی از افراد کنترلگر دوست دارند نفوذ خود را به طور پنهانی اعمال کنند، بسیاری دیگر آشکارا و به طور مزمن اهل بحث و جدل هستند و درگیری را هر وقت که بتوانند میپذیرند. این میتواند به ویژه زمانی صادق باشد که شریک آنها منفعلتر است و فرد کنترلگر احتمالاً در هر اختلاف نظری که پیش میآید پیروز میشود، فقط به این دلیل که شریک تحت کنترل ذاتاً از درگیری اجتناب میکند یا از جنگیدن خسته شده است.
۱۴. کوچک شمردن شما به خاطر باورهای دیرینه
شاید این باور شما در مورد ایمان یا سیاست باشد. شاید سنتهای فرهنگی یا دیدگاه شما نسبت به طبیعت انسان باشد. عالی است وقتی شریکهای ما میتوانند ما را در بحثهای جالب به چالش بکشند و راههای جدیدی برای نگاه به جهان به ما بدهند. اما خوب نیست وقتی آنها شما را کوچک، احمق یا نادان جلوه میدهند، یا مدام سعی میکنند نظر شما را در مورد چیزی که برایتان مهم است و به آن اعتقاد دارید تغییر دهند. باز بودن به تجربیات جدید فوقالعاده است – اما یک شریک کنترلگر آن را به عنوان یک خیابان دوطرفه نمیبیند و فقط میخواهد شما مانند آنها باشید و فکر کنید.
۱۵. ایجاد این احساس که شما «به اندازه کافی خوب نیستید» یا لایق آنها نیستید
چه با ظرافت باعث شوند احساس کنید از آنها جذابتر نیستید، چه با مقایسه مداوم دستاوردهای حرفهای خود با شما، یا حتی مقایسه نامطلوب شما با همسابقهایشان، افراد کنترلگر اغلب میخواهند شما احساس قدردانی کنید که با آنها در رابطه هستید. این پویایی ایجاد میکند که در آن شما تمایل بیشتری به تلاش بیشتر و بیشتر برای نگه داشتن آنها و خوشحال کردن آنها داشته باشید – رویایی برای کسی که میخواهد بر یک رابطه تسلط یابد.
۱۶. مسخره کردن یا دست انداختن با زیرمتن ناراحتکننده
شوخطبعی و حتی دست انداختن میتواند یک حالت اساسی تعامل در بسیاری از روابط بلندمدت باشد. جنبه کلیدی این است که آیا برای هر دو طرف راحت و دوستداشتنی است یا نه. در بسیاری از روابط کنترلگر، سوءاستفاده عاطفی میتواند به نازکی پوشانده شود به عنوان «من فقط باهات شوخی کردم؛ نباید شخصی برداری.» و در یک حرکت، نه تنها انتقاد اولیه باقی میماند، بلکه یک انتقاد اضافی از واکنش «اشتباه» شما نیز اضافه میشود. و اساساً به شما گفته میشود که حق ندارید احساسات خود را داشته باشید – یک حرکت کلاسیک از سوی افراد کنترلگر در همه جا.
۱۷. تعاملات جنسی که بعداً ناراحتکننده است
پویایی سوءاستفادهگر یا کنترلگر در یک رابطه اغلب میتواند به اتاق خواب راه یابد. گاهی اوقات حتی در همان لحظه هم احساس بدی وجود دارد، اما گاهی اوقات این یک الگوی احساس ناراحتی پس از تعامل است. در هر صورت، وقتی به طور مداوم در مورد آنچه در رابطه جنسی شما میگذرد احساس ناآرامی میکنید، نشانهای است که چیزی اشتباه است.
۱۸. ناتوانی یا عدم تمایل به شنیدن دیدگاه شما
ممکن است متوجه شوید که مدام حرف شما قطع میشود، یا نظراتی که بیان میکنید به سرعت رد میشوند یا اصلاً در ابتدا تأیید نشدهاند. شاید گفتگو همیشه آنقدر تحت سلطه شریک شماست که نمیتوانید آخرین باری را که آنها یک سؤال معنادار از شما در مورد حال و احوالتان پرسیدند و واقعاً به پاسخ گوش دادند، به خاطر بیاورید. همچنین فکر کنید که آیا تا به حال سعی کردهاید به آنها بازخورد بدهید در مورد اینکه رفتارشان چه احساسی در شما ایجاد میکند – و آیا آنها واقعاً توانستهاند آن را بپذیرند، یا اینکه آن را از ابتدا رد کردهاند (یا حتی شما را به خاطر داشتن نظر نامعتبر سرزنش کردهاند).
۱۹. فشار آوردن به شما به سمت رفتارهای ناسالم، مانند سوءمصرف مواد
تضعیف اهداف تناسب اندام شما، وسوسه کردن مداوم شما با سیگار وقتی ترک کردهاید، عدم احترام به تصمیم شما برای نوشیدن فقط یک لیوان به جای سه لیوان – همه اینها راههایی هستند که افراد کنترلگر میتوانند سعی کنند تلاشهای شما برای تبدیل شدن به فردی سالمتر (و قویتر) را خنثی کنند. از آنجا که افراد کنترلگر با تضعیف شریک خود رشد میکنند، این یک ابزار طبیعی برای آنهاست.
۲۰. خنثی کردن اهداف حرفهای یا تحصیلی شما با ایجاد تردید در خود
شاید همیشه تصور میکردید که به دانشکده حقوق میروید، اما اکنون شریک شما باعث میشود احساس کنید نمراتتان به اندازه کافی برای قبولی خوب نبوده است. شاید قبلاً انگیزه زیادی برای داشتن کسبوکار خود داشتید، اما شریک شما تمایل دارد ایدههای شما را احمقانه بداند و متوجه میشوید که اعتماد به نفس خود را برای ادامه آنها از دست دادهاید. اغلب یک شریک کنترلگر راهی دارد که شما را به عنوان یک سلاح علیه خودتان استفاده کند، با کاشتن بذرهای تردید در مورد اینکه آیا شما به اندازه کافی بااستعداد، باهوش یا سختکوش هستید تا اتفاقات خوبی در زندگی خود رقم بزنید. این راه دیگری است که آنها میتوانند استقلال شما را از بین ببرند و شما را بیشتر به خود وابسته کنند – و به اهداف خود به خوبی خدمت کنند.

جمعبندی
شناخت این ۲۰ نشانه میتواند اولین گام مهم برای ارزیابی سلامت رابطه شما باشد. اگر چندین مورد از این نشانهها را در رابطه خود مشاهده میکنید، به این معنی نیست که حتماً رابطه شما محکوم به شکست است، اما زنگ هشداری است که باید جدی گرفته شود. صحبت با یک مشاور یا روانشناس متخصص در روابط میتواند به شما کمک کند تا دیدگاه روشنتری پیدا کنید و تصمیمات آگاهانهتری بگیرید. به یاد داشته باشید که یک رابطه سالم باید بر پایه احترام متقابل، اعتماد، آزادی و حمایت بنا شده باشد، نه کنترل و ترس.
