تروما و بهبودیسلامت روانمقالات

چرا هنوز درد می‌کند؟ زخمی در زیر زخم

article-1784031274705

هر انسانی زخم‌هایی دارد؛ زخم‌هایی که در نگاه اول شاید قابل دیدن نباشند، اما هر روز در تعاملات، روابط و انتخاب‌های ما نقشی پنهان ایفا می‌کنند. برخی از این زخم‌ها قدیمی‌اند و سال‌هاست که جایشان را در بدن روانی ما باز کرده‌اند. برخی دیگر تازه‌اند و هنوز از دردشان اشک می‌ریزند. اما آنچه بسیاری از افراد متوجه آن نمی‌شوند این است که گاهی، دردی که امروز احساس می‌کنیم، ریشه در زخمی دارد که سال‌ها پیش شکل گرفته و هنوز التیام نیافته است.

آسیب اولیه و زخم دوم: داستان نادیده گرفته شدن

همه ما این تجربه را داشته‌ایم. اولین مهربانی دبیرستان، اولین روز در یک شغل جدید، اولین قدم پر از اعتماد به کسی که به نظر می‌رسید قابل اتکاست. همه چیز تا زمانی خوب پیش می‌رود که ناگهان، با خیانتی روبرو می‌شویم که هیچ‌کس آن را پیش‌بینی نکرده. مثلاً، یک دوست صمیمی در کنار ما خود را ساکت نگه می‌دارد، جایی که باید حمایت می‌کرد. درد اول شروع شده و سعی می‌کنیم خود را در دنیایی از کودکان در حالت چرخ پیدا کنیم، هر جا که می‌توانست دراز بکشند. می‌توانستیم با هم طناب‌بازی کنیم. جایی برای ما هست؟

مادران ما در حالت پنهان شدن دردشان کرد. والدین ما نشستند و داستان‌هایی از کودکان خود بیرون آوردند: لوج، احمق، بی‌عرضه. و وقتی اشک‌های جاری شد، کلمات جدیدی پیدا کردند: بچه‌ننه، ننر، ضعیف. آن بعدازظهر با ترس از مادر و شرمی که ما را ساکت نگه داشت، آرام در ادامه زخم را به خانه بردیم. اما این بار، زیر زخمی پنهان شده است.

تصور کنید تیغ جوان را در دنیایی روسیایی که پشت سر گذاشتیم. و آنقدر کوچک است که وقتش زندگی فقرانی بزرگ‌تر از توانش به اون می‌دهد، هنوز برای سوار شدن بر شانه‌های پدراش می‌کند. (Asatsa et al, 2025)

هیچ کس عجوله نمی‌کند و قل نمی‌دهد که درد به زودی تمام خواهد شد. بلکه، هنوز برای سوار شدن بر شانه‌های پدراش می‌کند. (Asatsa et al, 2025)

زخم اول: تروما زندگی

زخم اول، تروما و فقدها است. برای ما در کلاس دوم، دو پسر با کلماتی بودند که مانند خنجر بودند. امرز، مثل است تشخیص داده شد، که یک بار بدن‌هایش خسته و لایسی که در ساعات اولیه صبح در را می‌زدند، هر جا که می‌توانست دراز بکشند. می‌توانستیم با هم طناب‌بازی کنیم. جایی برای ما هست؟ اما صبح، این ترک آن‌قدر ساده بود که حتی متوجه نشدیم.

مادران ما در حالت پنهان شدن دردشان کرد. والدین ما نشستند و داستان‌هایی از کودکان خود بیرون آوردند: لوج، احمق، بی‌عرضه. و وقتی اشک‌های جاری شد، کلمات جدیدی پیدا کردند: بچه‌ننه، ننر، ضعیف. آن بعدازظهر با ترس از مادر و شرمی که ما را ساکت نگه داشت، آرام در ادامه زخم را به خانه بردیم.

تصور کنید تیغ جوان را در دنیایی روسیایی که پشت سر گذاشتیم. و آنقدر کوچک است که وقتش زندگی فقرانی بزرگ‌تر از توانش به اون می‌دهد، هنوز برای سوار شدن بر شانه‌های پدراش می‌کند. (Asatsa et al, 2025)

زخم دوم: زخم نادیده گرفته شده

زخم دوم متفاوت است: این زخم مربوط به افرادی است که هرگز نیامدند، کسانی که باید می‌آمدند و ما را دیدند، اما نیامدند. چرا؟ زیرا ما در روابط زندگی می‌کردیم و وقتی تروما و فقران رخ می‌دهد، افراد قابلیت همگی چیز را کنار می‌گذارند تا به ما برسند.

مردمش در تمام طول این مدت با او می‌ماندند: دلیل، مادرش بزرگ‌ترین باغ‌های خود را در کنار توا روند زندگی پایین می‌آورد. یک عام کار روزانه را رها می‌کند و به آنها می‌پیوندد. تا عصر، حلقه‌های از روس‌تایی‌ها دور توّا تشکیل می‌شد.

تصور کنید تیغ جوان را در دنیایی روسیایی که پشت سر گذاشتیم. و آنقدر کوچک است که وقتش زندگی فقرانی بزرگ‌تر از توانش به اون می‌دهد، هنوز برای سوار شدن بر شانه‌های پدراش می‌کند. (Asatsa et al, 2025)

پیامدهای روانی نادیده گرفته شدن

این داستان نشان می‌دهد که چگونه جامعه سنتی با تروما و فقران به شیوه‌ای جمعی و حمایت‌گرانه برخورد می‌کند. در این جامعه، «حضور» و «همراهی» به عنوان داروی اصلی زخم‌های روحی عمل می‌کند. برخلاف دنیای مدرن که اغلب افراد را به «خودت باش» و «بگذار اذیتت نکنند» کوتاه می‌کند، این جامعه می‌داند که واقعی‌ترین شفا زمانی اتفاق می‌افتد که افراد با هم باشند.

جهان مدرن و زخم دوم

در دنیایی که به آمدنه‌ایم، راستاها ناپدید شده و فرهنگ مصرفی جایگزین شفقت شده‌اند. بنابراین وقتی زخم اول می‌رسد (و همیشه می‌رسد)، ما با این سوال باقی می‌مانیم: «همه کجا هستند؟»

و… همه کجا هستند؟ به داستان سامری مهربان فکر کنید، داستانی که با مردی کتک‌خورده در کنار جاده آغاز می‌شود. یک کشیش از راه می‌رسد، اما با سرعت به طرف دیگر می‌رود. یک لاوی، مردی محترم، بعدی می‌رسد و بدون توقف عبور می‌کند. چرا؟ زیرا کشیش و لاوی افرادی بودند که باید رفته و کمک می‌کردند… و دیگر شده است. عجله، نه بی‌قلبی، مشکل است. (Darley & Batson, 1973)

این همان اتفاقی است که در فرهنگ مصرفی ما می‌افتد. ما آنقدر سریع حرکت می‌کنیم که واقعیت زخم‌های یکدیگر را نمی‌بینیم. و وقتی کسی به اندازه کافی از کنار ما عبور می‌کند، ما نیز از کنار خودمان عبور می‌کنیم. ما وارد خود فرو شدن می‌شویم و به خود می‌گوییم: «بگذار اذیتت نکنند.» و وقتی تروماها و فقران‌ها پاسخ می‌مانند، آنها چرک می‌کنند و رشد می‌کنند، تا جایی که می‌ترسیم… از یکدیگر، از همان افرادی که برای بهبود به آنها نیاز داریم.

راه حل: بازگشت به سکوت و شفقت

حالا چه کنیم؟ ما با یک آگاهی شروع می‌کنیم: سکوت و شفقتی که زمانی توّا را احاطه کرده بود، که مدت‌هاست از بین رفته و باید آن را بازسازی کنیم. قطعاً باید دوباره آن را نگه کنیم.

این سکوت و شفقت در مطب‌های درمانگران با نور چراغ‌هایی که در زیرزمین‌هایی که جلسات گمنام (AA) برگزار می‌شد؛ در کلیسایی که کشیش مدت‌ها پس از خطبه می‌ماند و با ما می‌نشیند تا کلمات بیرون بیاید. اینها برخی از مکان‌های امروزی هستند، پراکنده، در پشت درهایی که باید شجاعانه را داشته باشیم، مکان‌هایی که هنوز کار باستانی را انجام می‌دهند: آنها تروما و فقران ما را با سکوت و شفقت ملاقات می‌کنند و شکستگی را به زیبایی تبدیل می‌کنند.

و وقتی به اندازه کافی به این مکان‌ها باز می‌گردیم، چیزی تغییر می‌کند. سکوت و شفقت در درون ما حرکت می‌کند و آنها را از درون می‌بریم. ما شروع به دیدن زخمی در کنار جاده می‌کنیم و به جای عبور کردن، می‌ایستیم و خود به سامره‌ی مهربان تبدیل می‌شویم.

بازگشت به اصول انسانی

راه حل ارائه شده در این مقاله، بازگشت به اصول انسانی است: «حضور» و «همراهی». در دنیای مدرن، ما اغلب به دنبال راه‌حل‌های سریع و دارویی برای دردهای روحی خود هستیم، اما حقیقت این است که بسیاری از زخم‌ها عمقی‌تر از آن هستند که با «دیده شدن» و «شنیده شدن» التیام یابند. گروه‌های حمایتی، درمان و اعتماد کوچک می‌توانند همان «ورود» و «سپس شجاعت کردن» در کنار دیگران را فراهم کنند.


جمع‌بندی

زخم اول بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی است، اما زخم دوم که ناشی از نادیده گرفته شدن است، می‌تواند بسیار عمقی‌تر و ماندگارتر باشد. برای التیام، ما نیاز به بازگشت به سکوت و شفقت داریم. با یافتن و ایجاد فضاهایی امن برای به اشتراک گذاشتن درد، و با تبدیل شدن به «سمری مهربان» برای دیگران، می‌توانیم نه تنها زخم‌های خود، بلکه زخم‌های جامعه را نیز التیام ببخشیم.

ما وارد خود فرو شدن می‌شویم و به خود می‌گوییم: «بگذار اذیتت نکنند.» و وقتی تروماها و فقران‌ها پاسخ می‌مانند، آنها چرک می‌کنند و رشد می‌کنند، تا جایی که می‌ترسیم… از یکدیگر، از همان افرادی که برای بهبود به آنها نیاز داریم.


سوالات متداول

تفاوت زخم اول و زخم دوم چیست؟

زخم اول به رویداد آسیب‌زا یا تروما اشاره دارد — مانند خیانت، از دست دادن، یا بی‌توجهی. زخم دوم اما به نادیده گرفته شدن درد فرد توسط اطرافیان مربوط می‌شود؛ یعنی وقتی کسی که باید حمایت می‌کرد، ساکت مانده یا از کنار فرد رد شده است. زخم دوم اغلب دردناک‌تر از زخم اول است.

چرا برخی افراد پس از تروما نمی‌توانند بهبود یابند؟

طبق پژوهش‌های هرمان (1998)، یکی از موانع اصلی بهبود، نادیده گرفته شدن درد توسط جامعه و نزدیکان است. وقتی فرد احساس کند که دردش شنیده نمی‌شود، زخم دوم شکل می‌گیرد که فرآیند بهبود را به شدت کند می‌کند. فقدان فضای امن برای بیان احساسات مانع اصلی التیام است.

شفقت چه نقشی در التیام زخم‌های روحی دارد؟

شفقت به معنای حضور فیزیکی و احساسی در کنار فرد آسیب‌دیده است. تحقیقات دارلی و بتسون (1973) نشان می‌دهد که همدلی فعال و بدون قضاوت، یکی از قوی‌ترین عوامل التیام‌بخش است. وقتی فردی احساس کند که دردش دیده و پذیرفته شده، مسیر بهبود آغاز می‌شود.

آیا زخم‌های دوران کودکی در بزرگسالی تأثیر می‌گذارند؟

بله، پژوهش‌های بونانو (2004) تأیید می‌کنند که زخم‌های دوران کودکی، به‌ویژه زمانی که نادیده گرفته شوند، می‌توانند الگوهای رفتاری و احساسی در بزرگسالی ایجاد کنند. این زخم‌ها ممکن است به شکل اجتناب از صمیمیت، ترس از رها شدن، یا واکنش‌های شدید احساسی خود را نشان دهند.

چگونه می‌توانم به فرد آسیب‌دیده کمک کنم؟

ساده‌ترین و مؤثرترین کار، حضور بی‌قید و شرط است. نیازی به ارائه راه‌حل یا توصیه نیست؛ فقط بشنوید، تأیید کنید که درد واقعی است، و نشان دهید که آنجا هستید. همان‌طور که مطالعات نشان می‌دهد، گاهی حضور ساکت و همدلانه، از هزاران کلمه مؤثرتر است.


منابع و مطالعات مرجع

  • Bonanno, G. A. (2004). Loss, trauma, and human resilience: Have we underestimated the human capacity to thrive after extremely aversive events? American Psychologist, 59(1), 20–28.
  • Herman, J. L. (1998). Recovery from psychological trauma. Psychiatry and Clinical Neurosciences, 52(S1), S145-S150.
  • Asatsa, S., et al. (2025). Community-based healing practices in traditional societies. Journal of Cross-Cultural Psychology.
  • Darley, J. M., & Batson, C. D. (1973). “From Jerusalem to Jericho”: A study of situational and dispositional variables in helping behavior. Journal of Personality and Social Psychology, 27(1), 100–108.

بیشتر در همین موضوع بخوانید

مقاله‌های تخصصی دیگری که در دسته‌بندی‌های مشابه منتشر شده‌اند.

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!