بازماندگان فرقهروابط عاطفیروانشناسی اجتماعیسلامت روانفرقه‌هامقالات

فرار از فرقه اوشو: داستان یک بازمانده از دستکاری روانی-اجتماعی

article-1786651212767

فرار از فرقه اوشو: داستان یک بازمانده از دستکاری روانی-اجتماعی

مصاحبه با نیکولا رانسون، روان‌درمانگر و بازمانده فرقه اوشو

ما می‌توانیم درس‌های زیادی درباره اقناع روانی-اجتماعی از گفتگو با بازماندگان فرقه‌ها بیاموزیم. اخیراً افتخار مصاحبه با نیکولا رانسون، روان‌درمانگر، مدرس و بازمانده از فرقه اوشو را داشتم. خاطرات او با عنوان «یک تکه پرتقال: عشق ورزیدن و ترک فرقه اوشو/راجنیش» (نشر Unsolicited Press، دسامبر ۲۰۲۶) به‌وضوح نشان می‌دهد که چگونه افراد باهوش می‌توانند قربانی دستکاری روانی-اجتماعی سمی شوند. رانسون با صدایی رسا و لهجه گرم بریتانیایی، حکمت‌های ارزشمندی را در گفتگوی زیر به اشتراک می‌گذارد.


چه چیزی شما را به پیوستن به جنبش راجنیش ترغیب کرد؟

جینا سیمونز اشنایدر: چه چیزی در ابتدا شما را به پیوستن به جنبش راجنیش ترغیب کرد؟

نیکولا رانسون: باگوان شری راجنیش، که اکنون با نام اوشو شناخته می‌شود، یک گوروی هندی بود که آشرام خود را از هند به اورگان در دهه ۱۹۸۰ منتقل کرد. او قبلاً استاد فلسفه بود و درباره طیف وسیعی از ادیان سخنرانی می‌کرد. من جذب آموزش‌های التقاطی او شدم که روان‌درمانی غربی و عرفان شرقی را ترکیب می‌کرد. در سال ۱۹۷۹ به هند رفتم و در گروه‌های درمانی اجباری شرکت کردم که از جنبش پتانسیل انسانی الهام گرفته بودند – که در آن زمان محبوب بود. گروه‌ها و مراقبه‌های راجنیش شامل تمرین‌های کاتارسیس (پالایش روانی) بودند که امروزه به دلیل آسیب‌هایی که می‌توانند ایجاد کنند، تقریباً در روان‌درمانی منسوخ شده‌اند.

در اورگان، ما شهری را در زمینی به وسعت ۱۰۰ مایل مربع ساختیم که بیش از ۴۰۰۰ ساکن دائمی و بیش از ۳۰,۰۰۰ بازدیدکننده موقت جشنواره را در خود جای می‌داد. این جنبش پس از آن فروپاشید که تحقیقات هیئت منصفه بزرگ، رهبری را به جرایم متعددی از جمله مسموم کردن بیش از ۷۵۰ نفر در دالس در تلاش برای تأثیرگذاری بر یک انتخابات، مجرم شناخت. این اقدام به فرقه، تمایز dubious (مشکوک) ایجاد بزرگترین حمله بیوتروریستی در تاریخ مدرن آمریکا را بخشید. کمون اورگان در سال ۱۹۸۵ تعطیل شد، اما این گروه تا به امروز با مقر اصلی در هند ادامه دارد.

من در ۲۴ سالگی به آن پیوستم. آموزش‌های گورو با تمایل من به رشد شخصی و شیفتگی به معنویت هم‌خوانی داشت. من علاقه او به ادیان متعدد را به اشتراک می‌گذاشتم و دوست داشتم که او مرا تشویق می‌کرد تا به تجربه خودم اعتماد کنم. او به ما گفت که او را بزرگ نکنیم، که او فقط یک درگاه به سوی الهی است. او خوش‌چهره و کاریزماتیک بود و من جذب او شدم. این احساس مانند یک فراخوان بود. علاوه بر این، او یک جامعه بین‌المللی فوق‌العاده را در اطراف خود جمع کرده بود. در نگاه به گذشته، آن گروه پرجنب‌وجوش نقش بزرگ‌تری در جذابیت آن داشت که من در آن زمان متوجه شدم.

تفسیر و توضیح تکمیلی

یکی از نکات کلیدی در پاسخ رانسون، ترکیب روان‌درمانی غربی و عرفان شرقی است. این ترکیب، به‌ویژه در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ که جنبش پتانسیل انسانی رونق داشت، برای بسیاری از جویندگان حقیقت جذاب بود. اما نکته خطرناک، استفاده از تمرین‌های کاتارسیس بدون پشتوانه علمی و نظارت حرفه‌ای بود که می‌توانست به جای درمان، باعث آسیب روانی عمیق شود. همچنین، تاکید بر «اعتماد به تجربه خود» در حالی که فرد در یک سیستم بسته و تحت فشار گروهی قرار دارد، یک تناقض آشکار است.


چه چیزی شما را در برابر برنامه‌ریزی فرقه آسیب‌پذیر کرد؟

جینا سیمونز اشنایدر: تحقیقات نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری‌های اجتماعی، روانی یا عاطفی می‌توانند فرد را مستعد برنامه‌ریزی فرقه‌ای کنند (Rousselet, et al. 2017). چه چیزی شما را آسیب‌پذیر کرد؟

نیکولا رانسون: درست است؛ در حالی که فرقه‌ها می‌توانند هر کسی را جذب کنند، شرایط خاصی ما را آسیب‌پذیرتر می‌کند و یکی از آنها گذارهای زندگی است. من در یک چهارراه بودم. دانشگاه را تمام کرده بودم و بیشتر دوستانم راه خود را رفته بودند. تازه یک مصاحبه شغلی مهم را خراب کرده بودم و از حمایت خانواده محروم بودم. من از شاگردانی که ملاقات می‌کردم و بسیار شاد و راضی به نظر می‌رسیدند، شگفت‌زده بودم و می‌خواستم رازشان را بدانم.

تفسیر و توضیح تکمیلی

نقطه عطف زندگی، یکی از رایج‌ترین عوامل آسیب‌پذیری است. فارغ‌التحصیلی، از دست دادن شغل، شکست عاطفی یا هر تغییری که باعث انزوا و سردرگمی شود، می‌تواند دروازه‌ای برای نفوذ فرقه‌ها باشد. فرقه‌ها با ارائه یک «خانواده» جدید، یک هدف روشن و یک حس تعلق، این خلأ را پر می‌کنند. در چنین شرایطی، حتی افراد باهوش و تحصیل‌کرده نیز ممکن است نشانه‌های هشداردهنده را نادیده بگیرند.


چه زمانی متوجه شدید که مشکلی وجود دارد؟

جینا سیمونز اشنایدر: نفوذ اجتماعی یک جامعه فرقه‌ای می‌تواند باعث شود افراد حتی زمانی که می‌دانند چیزی اشتباه است، احساس به دام افتادن کنند (Hassan, 2015). چه زمانی برای اولین بار متوجه شدید که مشکلی وجود دارد؟

نیکولا رانسون: از جذب اولیه تا اعلام اینکه کاملاً تمام کرده‌ام و نامیدن آن یک فرقه، ده سال از زندگی من بود. بله، بارها شد که حس کردم چیزی اشتباه است و راهنمای درونی خود را نادیده گرفتم. من شرطی شده بودم که به ذهن خودم اعتماد نکنم. به ما یاد داده بودند که «منفی» نباشیم و ناراحتی را نشانه‌ای از به چالش کشیده شدن ego (خود) خود ببینیم. اما قطعاً زمان‌هایی بود که می‌دانستم چیزی اشتباه است و تشخیص می‌دادم که از صحبت کردن علنی می‌ترسم.

من در این مورد با دوستان مورد اعتماد صحبت کردم، اما ذهنم با ناهماهنگی شناختی که به وجود آمده بود، دست‌وپنجه نرم می‌کرد. مجبور بودم با این واقعیت روبرو شوم که جامعه‌ای که فکر می‌کردم بر پایه عشق و بهبود جهان است، مرتکب اقدامات ظالمانه و جنایی شده است. تشخیص اینکه چه کسی مسئول جنایات بود، دشوار بود. سرزنش و انحراف زیادی وجود داشت که برایم درست به نظر نمی‌رسید. وقتی کمون اورگان فروپاشید، من در شوک بودم و باید در سی سالگی، بدون پول و بدون رزومه، راهی برای بازسازی زندگی‌ام پیدا می‌کردم.

وقتی به سن دیگو رسیدم، در ساحل بی‌خانمان بودم و هم‌شاگردی‌هایم همچنان خانواده من بودند. برخی حاضر به زیر سوال بردن گورو بودند، اما بسیاری نبودند. خروج کامل سال‌ها طول کشید – و فرآیندی است که ادامه دارد. ببینید چقدر طول می‌کشد تا کسی از یک رابطه عاطفی بد خارج شود. رابطه من نه تنها با یک گورو، بلکه با یک جامعه کامل بود که بسیاری از آنها هنوز دوستان نزدیک من هستند.

تفسیر و توضیح تکمیلی

ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) یک مکانیسم روانی قدرتمند است که افراد را در فرقه‌ها نگه می‌دارد. وقتی فردی زمان، انرژی و هویت خود را صرف چیزی می‌کند و سپس با شواهدی از اشتباه بودن آن مواجه می‌شود، برای کاهش تنش روانی، به جای ترک، شروع به توجیه اعمال و باورهای خود می‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که رانسون آن را «کالیستنیکس ذهنی» (تمرینات ذهنی) می‌نامد. همچنین، ترک یک فرقه معادل ترک یک خانواده و یک سیستم هویتی کامل است که به زمان و حمایت زیادی نیاز دارد.


چگونه سرانجام ترک کردید و چه چیزی به بهبودی شما کمک کرد؟

جینا سیمونز اشنایدر: بسیاری از بازماندگان فرقه‌ها احساس خرد شدن و شکستن را پس از ترک توصیف می‌کنند (Hadding et al., 2023). شما چگونه سرانجام ترک کردید؟ چه چیزی به بهبودی شما کمک کرد؟

نیکولا رانسون: وقتی اختلاف بین آنچه گروه ادعا می‌کرد و رفتارهای ناپسند و غیراخلاقی که در حال وقوع بود را دیدم، چیزی درونم شکست و شروع به زیر سوال بردن همه چیز کردم. وقتی کمون تعطیل شد، از همه خواسته شد که آنجا را ترک کنند، اما رهایی ذهنی من بیشتر طول کشید. به ما گفته شده بود که افراد خارجی خصمانه هستند و نمی‌توانند حقیقت معنوی را درک کنند، که البته باعث می‌شد ما احساس خاص بودن کنیم و حس «ما» و «آنها» ایجاد کند. من چهار سال بود که کمون را ترک نکرده بودم، اما وقتی بیرون آمدم و شروع به دوستی با افراد خارج از فرقه کردم، متوجه شدم که این طرز فکر، مزخرفی متکبرانه و خودخواهانه است.

فکر می‌کنم دوستی‌هایم، هم با سایر اعضای فرقه که حاضر به پرسشگری بودند و هم با افراد مهربانی که من و گذشته‌ام را پذیرفتند، مفیدترین مؤلفه‌های بهبودی بودند. وقتی مددکاری اجتماعی و پویایی‌های گروه و سازمان را مطالعه کردم، چیزهای زیادی درباره نفوذ اجتماعی و نحوه رفتار گروه‌ها یاد گرفتم (که باعث شد هفده سال رفتار گروهی را در بخش روان‌شناسی مشاوره دانشگاه ملی تدریس کنم).

به عنوان یک روان‌درمانگر، از مراجعانم چیزهای زیادی یاد گرفتم، وقتی پویایی‌های فرقه‌ای را در روابط آزاردهنده می‌دیدم که گاهی به آنها «فرقه‌های یک نفره» گفته می‌شود. ما به آموزش بیشتر برای واکسینه کردن جمعیت عمومی در برابر دام فرقه‌های سمی نیاز داریم. نفوذ ناروا و کنترل اجباری می‌تواند در حوزه‌های مختلف جامعه ما از جمله کار، مراقبت‌های بهداشتی، مذهب و سیاست ظاهر شود. ما به منابع بیشتری برای کمک به بازماندگان برای بهبودی و درک بهتر تأثیرات فرقه‌ای که می‌تواند بر هر یک از ما تأثیر بگذارد، نیاز داریم.

تفسیر و توضیح تکمیلی

رانسون به نکته بسیار مهمی اشاره می‌کند: «فرقه‌های یک نفره». این مفهوم نشان می‌دهد که پویایی‌های فرقه‌ای محدود به گروه‌های مذهبی یا عرفانی نیست، بلکه می‌تواند در روابط زوجی، محیط کار سمی، یا حتی در سیستم‌های سیاسی و بهداشتی نیز رخ دهد. هرجا که کنترل اجباری، انزوا، و نفوذ ناروا وجود داشته باشد، ردپای پویایی فرقه‌ای دیده می‌شود. بنابراین، آموزش عمومی در مورد این مکانیسم‌ها می‌تواند از بسیاری از آسیب‌ها جلوگیری کند.


جمع‌بندی: درس‌هایی از یک بازمانده

داستان نیکولا رانسون نه تنها یک روایت تلخ از فریب و رهایی است، بلکه یک راهنمای عملی برای درک چگونگی کارکرد دستکاری روانی-اجتماعی است. او نشان می‌دهد که هوش و تحصیلات به تنهایی نمی‌توانند از ما در برابر نفوذ فرقه‌ها محافظت کنند. آسیب‌پذیری‌های عاطفی، گذارهای زندگی و نیاز به تعلق، می‌توانند هر کسی را مستعد کنند. مهم‌ترین درس‌هایی که می‌توانیم از او بیاموزیم عبارتند از:

  • به شهود خود اعتماد کنید: اگر چیزی درست به نظر نمی‌رسد، احتمالاً درست نیست. ناهماهنگی شناختی را به عنوان یک علامت هشدار جدی بگیرید، نه یک مانع برای غلبه کردن.
  • ارتباطات خارج از گروه را حفظ کنید: فرقه‌ها با ایجاد حس «ما در برابر آنها»، شما را از دیگران جدا می‌کنند. حفظ روابط با افراد خارج از گروه، یک لنگر حیاتی برای واقعیت است.
  • به دنبال آموزش و آگاهی باشید: درک مکانیسم‌های نفوذ اجتماعی و کنترل اجباری، بهترین واکسن در برابر فرقه‌ها است.
  • بهبودی زمان می‌خواهد: ترک یک فرقه، به ویژه از نظر ذهنی و عاطفی، یک فرآیند طولانی است. مهربانی با خود و جستجوی حمایت حرفه‌ای و دوستان قابل اعتماد، کلید بهبودی است.

در نهایت، رانسون به ما یادآوری می‌کند که این درس‌ها تنها برای بازماندگان فرقه‌های عجیب و غریب نیست. پویایی‌های مشابهی می‌تواند در هر جایی که قدرت نابرابر و کنترل اجباری وجود دارد، رخ دهد. آگاهی و هوشیاری جمعی، بهترین دفاع ما در برابر این دام‌هاست.

سوالات متداول

این مقاله بر چه پایه‌ای استوار است؟

این نوشتار بر پایه یافته‌های روان‌شناختی و مرور منابع علمی تهیه شده است تا درکی کاربردی از موضوع ارائه دهد.

چرا مراجعه به متخصص اهمیت دارد؟

مطالب این صفحه جنبه آموزشی دارند و جایگزین مشاوره تخصصی نیستند؛ در صورت نیاز به تشخیص یا درمان، به متخصص مراجعه کنید.

چگونه می‌توانم بیشتر بیاموزم؟

مطالعه منابع علمی معتبر و پیگیری مقالات مرتبط در همین سایت، گامی مؤثر در افزایش آگاهی شماست.


منابع و مطالعات مرجع

  • مراجع علمی و پژوهش‌های مرتبط در حوزه روان‌شناسی و سلامت روان (بر اساس منابع اصلی مقاله).

بیشتر در همین موضوع بخوانید

مقاله‌های تخصصی دیگری که در دسته‌بندی‌های مشابه منتشر شده‌اند.

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!