رشد فردی و موفقیتروابط عاطفیسلامت روانمدیریت احساساتمدیریت عواطفمقالات

شکستن چرخه سوءاستفاده: خوداندیشی و رهایی از گذشته

article-1785343418858

هفت گام برای توقف رفتار آزاردهنده (بخش اول: گام‌های ۱ تا ۳)

روبرو شدن با این حقیقت که شما نسبت به همسر و/یا فرزندانتان رفتار آزاردهنده داشته‌اید، کار آسانی نیست.

شرمی که هنگام اعتراف به این موضوع احساس می‌کنید، می‌تواند طاقت‌فرسا باشد. اگرچه ممکن است توقف این رفتار غیرممکن به نظر برسد، اما در واقع دست‌یافتنی است. اما نیازمند تلاش آگاهانه از سوی شما، صداقت بی‌رحمانه و صبر است.

من قصد دارم هفت گام را برای کمک به کاهش یا حذف رفتار آزاردهنده به شما ارائه دهم، اما به دلیل محدودیت فضا، گام‌ها را به دو بخش تقسیم می‌کنم: گام‌های ۱ تا ۳ در این مقاله و گام‌های ۴ تا ۷ در مقاله بعدی.

درک ریشه‌های رفتار آزاردهنده

بسیار حیاتی است که بفهمید چرا رفتارها و باورهایی را پذیرفته‌اید که شما را به سمت آزارگری سوق داده است. این بهانه‌ای برای رفتار ناپسند شما نیست، بلکه کمکی برای شناخت خودتان است.

این شناخت، به نوبه خود، امیدوارم به شما کمک کند تا از انکار خارج شوید، با حقیقت دوران کودکی‌تان روبرو شوید، از بهانه‌تراشی برای رفتار خود دست بردارید و همسر و/یا فرزندانتان را برای نحوه برخوردتان سرزنش نکنید.

چیزی به نام «بذر بد» به دنیا آمدن وجود ندارد. و در حالی که علل ژنتیکی معدودی برای رفتار آزاردهنده یا انفجاری وجود دارد، این موارد نادر هستند. شواهد قاطع نشان می‌دهد که اکثریت قریب به اتفاق افرادی که آزارگر می‌شوند، خود در کودکی مورد آزار و/یا غفلت قرار گرفته‌اند.

ایجاد ارتباط بین این واقعیت که شما در کودکی مورد آزار (کلامی، عاطفی، جسمی یا جنسی) یا غفلت قرار گرفته‌اید و این واقعیت که خودتان آزارگر شده‌اید، می‌تواند در واقع بسیار رهایی‌بخش باشد. با انجام این کار، راهی برای خروج از یک چاه بسیار تاریک کشف خواهید کرد؛ چاهی که شما را به تقلید از رفتار والدین آزارگرتان سوق داده، چاهی که باعث شده به طور ناخودآگاه رفتارهای مضر را تکرار کنید. زیرا هنگامی که این ارتباط را بین کودکی آزاردهنده خود و رفتار فعلی‌تان برقرار کنید، فرصت تغییر خواهید داشت. دیگر مجبور نیستید کورکورانه از والدین خود پیروی کنید.

گام اول: اذعان به رنج‌های گذشته

گام بعدی این است که به خود اجازه دهید تصدیق کنید چقدر به دلیل آزار و/یا غفلتی که تجربه کرده‌اید، رنج کشیده‌اید. آسیب‌هایی که متحمل شده‌اید، درد، ترس و شرم عمیقی برای شما به همراه داشته است. باید این را به خودتان اعتراف کنید، این احساسات را در درون خود شناسایی کنید و به خود اجازه دهید آنها را ابراز کنید.

بیشتر کودکانی که مورد آزار قرار می‌گیرند، در بزرگسالی از احساسات خود نسبت به آن آزار جدا یا بی‌حس می‌شوند، زیرا احساس کردن آنها طاقت‌فرسا است. ارتباط دوباره با احساساتتان اغلب دشوار است، اما من تضمین می‌کنم که در زیر آوار دوران کودکی پرتلاطم شما، احساسات شدیدی از خشم، ترس، درد و شرم نهفته است. نادیده گرفتن احساسات، تلاش برای پشت سر گذاشتن آنها، یا تظاهر به اینکه آنقدرها هم که بوده وحشتناک نبوده، به وضعیت کمک نخواهد کرد.

گام دوم: ابراز احساسات سرکوب‌شده

آنچه کمک می‌کند این است که به خود اجازه دهید همه این احساسات را ابراز کنید. به خود اجازه دهید برای تمام درد و رنجی که تجربه کرده‌اید گریه کنید، به خود اجازه دهید از این واقعیت که یکی یا هر دو والدین ناراحتی خود را سر شما خالی می‌کرده‌اند، عصبانی شوید.

به خود اجازه دهید ترسی را که هنگام نزدیک شدن والدین آزارگرتان با چشمانی خشمگین احساس می‌کردید، به خاطر بیاورید؛ ترسی که وقتی تهدید می‌کردند شما را دور بفرستند، احساس می‌کردید؛ درد و شرمی که وقتی به شما می‌گفتند چقدر ناامیدشان کرده‌اید یا آرزو می‌کردند کاش به دنیا نیامده بودید، احساس می‌کردید.

هنگامی که با این احساسات ارتباط برقرار کردید، نوشتن درباره آنها می‌تواند مفید باشد. به عنوان مثال، کامل کردن این جمله تا حد امکان:

«من از پدرم عصبانی هستم زیرا _______ (او همیشه مرا تحقیر می‌کرد، باعث می‌شد احساس بی‌ارزشی کنم)» می‌تواند مانند یک رهایی عظیم باشد.

تصور اینکه با آزارگر(ان) خود گفتگو می‌کنید، به آنها فحش می‌دهید و به آنها می‌فهمانید چقدر به شما آسیب زده‌اند، می‌تواند به رهاسازی احساسات زندانی شده در بدنتان کمک کند. درمان‌هایی مانند درمان جسمانی (Somatic Therapy) می‌توانند راهی بسیار مؤثر برای رهاسازی احساسات فروخورده باشند.

گام سوم: خودشفقتی؛ پادزهر شرم

شرم می‌تواند یکی از مخرب‌ترین احساسات باشد و یکی از رایج‌ترین پیامدهای آزار دیدن است. انکار شرم به سادگی کار نمی‌کند. تلاش برای اجتناب از شرمندگی دوباره با ساختن دیواری دفاعی بین خود و دیگران کار نمی‌کند. منزوی کردن خود و دوری از دیگران کار نمی‌کند. فرافکنی شرم خود به دیگران با آزار دادن آنها به همان روشی که شما آزار دیده‌اید، کار نمی‌کند. آنچه کار می‌کند، ارائه شفقت به خود برای رنج‌هایتان است. گفتن چیزی مانند: «خیلی متأسفم که مادرت با تو اینقدر بد رفتار کرده» می‌تواند فوق‌العاده التیام‌بخش باشد. این خودشفقتی نام دارد و پادزهر شرم است.

به جای نادیده گرفتن احساسات درد، ترس و شرم برای قوی به نظر رسیدن، شروع به شناسایی و رسیدگی به زخم‌های عاطفی خود کنید، همانطور که به یک زخم جسمی رسیدگی می‌کنید. اگر بریدگی بزرگی روی بدنتان داشتید، آن را نادیده نمی‌گرفتید به امید اینکه خود به خود خوب شود. می‌دانستید که باید زخم را تمیز کنید و روی آن دارو بگذارید تا بهبود یابد. خودشفقتی می‌تواند مانند یک مرهم تسکین‌دهنده باشد و به بهبود زخم‌های عاطفی شما کمک کند.

اجازه دادن به خود برای تصدیق رنج‌هایتان ناشی از رفتار آزاردهنده والدین و سپس دلداری دادن به خود، می‌تواند التیام‌بخش‌ترین اقداماتی باشد که می‌توانید انجام دهید. احتمالاً بعد از یکی از خشم‌های والدینتان کسی نبوده که شما را دلداری دهد، احتمالاً کسی نبوده که شما را در آغوش بگیرد و بگوید متأسف است که اینقدر احساس ترس و درد می‌کنید.

ارائه خودشفقتی به خود می‌تواند مانند دریافت چیزی باشد که در کودکی به شدت به آن نیاز داشتید: تأیید، به رسمیت شناختن رنج، آرامش برای بهبود. برای یادگیری بیشتر در مورد این استراتژی قدرتمند، کتاب «خودشفقتی» (Self-Compassion) نوشته کریستین نف را به شدت توصیه می‌کنم.

جمع‌بندی

امیدوارم این مقاله به شما در شروع سفر بهبودی کمک کرده باشد. گام‌های ۴ تا ۷ به زودی منتشر خواهند شد. به خاطر داشته باشید که شکستن چرخه سوءاستفاده نیازمند خوداندیشی عمیق، شجاعت در مواجهه با گذشته و مهربانی با خود است. این مسیر دشوار اما شدنی است.


منابع

  • کتاب «خودشفقتی» (Self-Compassion) نوشته کریستین نف (Kristin Neff)
  • منابع مرتبط با درمان جسمانی (Somatic Therapy)

 

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!