نگاهی به نقش و معنای رویاها در حماسههای جاودان هومر
در میان انبوه هدایای ارزشمند دو حماسه بزرگ هومر، بینشهای عمیقی درباره ماهیت و معنای رویاها وجود دارد که هنوز هم برای ما امروزی قابل تأمل و الهامبخش هستند. داستان اودیسه پس از ایلیاد روایت میشود و ارجاعات به رویا در ایلیاد، زمینهای مفید برای درک بهتر داستان بعدی فراهم میکند.
در همان کتاب دوم ایلیاد، رویایی که از سوی خدایان فرستاده شده است، نقشی محوری ایفا میکند.
اما در این مورد، رویا فریبی بیرحمانه است که زئوس برای آگاممنون، رهبر یونانیان، میفرستد و او را تشویق به حملهای میکند که محکوم به شکست است.
این واقعه در ایلیاد، یکی از تأثیرگذارترین آثار دوران باستان، نشان میدهد که مردم آن زمان از خطر باور آسان به خیالپردازیهای دلپذیر رویاها آگاه بودند.
رویاهای زنان در اودیسه: ابعاد چندگانه معنا
رویاهایی که در اودیسه گزارش شدهاند، همگی از سوی زنان تجربه میشوند و هر یک دارای ابعاد چندگانهای از معنا هستند. اولین رویا به پنهلوپه، ملکه و همسر اودیسه، میرسد.
او زمانی که متوجه میشود پسرش تلماخوس مخفیانه خانه را برای جستجوی پدر گمشدهاش ترک کرده، به ناامیدی فرو میرود. آن شب، الهه آتنا رویایی را در قالب قابل اعتماد خواهر پنهلوپه برای او میفرستد تا پیامی از آرامش و اطمینان را به او برساند. وقتی پنهلوپه بیدار میشود، احساس فوقالعاده بهتری دارد، «روحش گرم شده بود، چرا که رویایی چنان واضح در تاریکترین شب به سراغش آمده بود.»
این رویایی است کمی فریبنده، زیرا یک عامل بیرونی بهطور عمدی تصویری آشنا از رویا را شکل میدهد تا واکنش عاطفی خاصی را از رویابین برانگیزد. نتیجه برای رویابین به وضوح مطلوب است، اما داستان همچنین به مخاطب خود آگاهی انتقادی بالاتری از پویاییهای ظریف تأثیرات بیرونی (الهی) بر فرآیند رویا میدهد.
رویاهای هدایتشده توسط خدایان
آتنا همچنین پشت ارجاع بعدی به رویا قرار دارد. او رویایی را برای ناوسیکا، شاهزادهای جوان، میفرستد و از قالب بهترین دوست ناوسیکا استفاده میکند که او را تشویق میکند برای آمادهسازی برای روز عروسیاش به رودخانه برود و بهترین لباسهایش را بشوید. وقتی ناوسیکا بیدار میشود، «هنوز فریفته رویای خود»، با لباسهایش به سمت رودخانه میرود و در آنجا ناگهان با مردی وحشی، باشکوه و برهنه روبرو میشود: خود اودیسه. این جنگجوی بزرگ گمشده و تنهاست، و بنابراین آتنا رویایی را فرستاده است که دختر پادشاه را در حال و هوایی عاشقانه قرار دهد و او را به جایی راهنمایی کند که فقط او میتواند اودیسه را پیدا کند و شخصاً او را به امنیت کاخ سلطنتی بازگرداند.
این رویایی است که در هدف اولیه خود توسط آتنا برای خدمت به نیازهای اودیسه در نظر گرفته شده است، نه ناوسیکا. آتنا از ناوسیکا به عنوان وسیلهای برای ادامه سفر اودیسه به خانه استفاده میکند. و با این حال، رویا به رویابین آسیب نمیزند یا او را گمراه نمیکند. حتی ممکن است با برانگیختن درجه بالاتری از خودآگاهی از تمایلات عاشقانه پنهانش، به او کمک کند. الهه، جنگجو و شاهزاده خانم، هر سه به روشهای مختلف از این رویا سود میبرند.
دراماتیکترین صحنه رویا در اودیسه: رویای پنهلوپه و دروازههای عاج و شاخ
دراماتیکترین صحنه رویا در اودیسه نزدیک به پایان رخ میدهد، زمانی که اودیسه سرانجام پس از ۲۰ سال به خانه بازمیگردد، اما هنوز خود را به همسرش پنهلوپه نشان نداده است. او که به شکل یک گدا درآمده، با پنهلوپه ملاقات میکند تا درباره مردان وحشی، «خواستگاران» (۱۰۸ نفر)، که به کاخ او هجوم آوردهاند تا به پنهلوپه که ظاهراً بیوه شده است، ابراز علاقه کنند، اطلاعاتی به دست آورد. در طول این ملاقات، ملکه رویایی را با گدا در میان میگذارد.
«با دقت گوش کن،» او میگوید. در رویا، او از ۲۰ غاز خود مراقبت میکند – «دوست دارم همه آنها را تماشا کنم» – که ناگهان عقابی کوهستانی فرود میآید و همه غازها را میکشد و دوباره پرواز میکند.
سپس صدایی در رویا میگوید که غازها خواستگاران هستند و اودیسه عقاب است که به زودی بازخواهد گشت و همه آنها را خواهد کشت.
وقتی پنهلوپه تمام میکند، گدا/اودیسه فوراً پاسخ میدهد: «بانوی عزیز، هر طور که دوست داری آن را بپیچان، رویای تو فقط یک معنا میتواند داشته باشد»: مرگ خواستگاران.
اما پنهلوپه میگوید: «آه، دوست من، رویاها سخت رمزگشایی میشوند،» و او سخنرانی قابل توجهی درباره دو دروازه رویاها آغاز میکند، یکی از عاج برای رویاهای دروغین و دیگری از شاخ صیقلی برای رویاهای «سرشار از حقیقت، برای رویابینی که میتواند آنها را ببیند.»
مغالطه اودیسهای در تعبیر رویا
معنای رویای پنهلوپه و سخنرانی او درباره دو دروازه به این بستگی دارد که ما فکر میکنیم چه اتفاقی بین این دو نفر در حال رخ دادن است. اگر بپذیریم که اودیسه هویت خود را با موفقیت از پنهلوپه پنهان کرده است، احتمالاً تعبیر او را میپذیریم، از مقاومت گیجکننده او شگفتزده میشویم و قتلعام بعدی خواستگاران را تأییدی بر خوانش او از رویای پنهلوپه میدانیم.
با این حال، اگر به یاد بیاوریم که پنهلوپه ثابت کرده است باهوشترین و زیرکترین زنان است، احتمال دیگری ظاهر میشود.
او واقعاً میداند گدا کیست و رویای خود را به عنوان معمایی برای او مطرح میکند. ۲۰ غاز در رویای او، از این منظر، نماد ۱۰۸ خواستگار نیست، بلکه نماد ۲۰ سالی است که اودیسه از او و خانوادهاش دور بوده و در جنگ شخص دیگری جنگیده است. او آن ۲۰ سال از زندگی مشترکشان را کشته است – آیا او این را میبیند؟ آیا او او را میبیند؟
متأسفانه، نه. او آنچه را که میخواهد ببیند میبیند، در چیزی که من آن را مغالطه اودیسهای در تعبیر رویا مینامم.
او تحلیلی خودتأییدکننده از رویای او ارائه میدهد که واقعیت زیسته او را نادیده میگیرد و خواستههای خودخواهانه خود را در اولویت قرار میدهد. سخنرانی پنهلوپه درباره دو دروازه، در این خوانش، راهی ظریف اما غیرقابل انکار برای گفتن این است که او در آزمون او مردود شده است.
بلافاصله پس از این، او مسابقه کمان و تبر را اعلام میکند. او میتوانست در همان لحظه او را به دست آورد، اگر رویای او را به درستی درک کرده بود؛ افسوس، اکنون او باید خود را به روشی دیگر، بسیار خطرناکتر، ثابت کند.
جمعبندی: حکمت رویاهای هومر برای امروز
همه بازگوییهای اودیسه شامل این صحنههای رویا نمیشوند. اما حکمت رویایی موجود در این بخشها از حماسههای باستانی هومر همچنان به شکلدهی و الهامبخشی به روش تفکر ما درباره رویاها در امروز ادامه میدهد.
رویاها در این روایات نه تنها پیامهایی از سوی خدایان، بلکه آینهای از خواستهها، ترسها و حقیقت درونی شخصیتها هستند. آنها به ما میآموزند که رویاها میتوانند فریبنده و حقیقتجو باشند و تعبیر آنها نیازمند هوشیاری، خودآگاهی و درک عمیق از زمینه و بافتار زندگی رویابین است.
منابع
- ایلیاد و اودیسه، هومر (ترجمه فارسی)
- تحلیلهای مرتبط با اسطورهشناسی یونان و روانشناسی رویا
📌
