اختلالات روانشناسیجنایت و روانشناسیروانشناسی جناییمقالات

محاکمه لیندزی کلنسی: چه عواملی بر تصمیم هیئت منصفه تأثیر می‌گذارد؟

article-1785533737925

نگاهی به پرونده قتل سه فرزند توسط مادر؛ جنون یا عمد؟

سه‌شنبه، ۲۴ ژانویه ۲۰۲۳، صبحی سرد و برفی در داکسبری، حومه‌ای مجلل در بوستون بود. در همان روز به ظاهر معمولی و غم‌انگیز، لیندزی کلنسی سه فرزندش را خفه کرد، پس از آنکه همسرش برای خرید غذا و داروی کودکان از خانه خارج شد. او هنگام بازگشت، همسرش را در حیاط پشتی یافت که مچ دست و گلوی خود را بریده و سپس از پنجره طبقه دوم به پایین پریده بود. شوهر بلافاصله با اورژانس تماس گرفت. در حالی که هنوز با اپراتور در ارتباط بود، با وحشت شروع به جستجوی فرزندانش کرد. آن‌ها را در اتاق خواب زیرزمین، بی‌جان و با طناب‌های ورزشی به دور گردنشان یافت. او در وضعیتی هولناک فریاد می‌زد: «او بچه‌ها را کشته است.»

خانم کلنسی به سه فقره قتل عمد محکوم شده است. دادستان ادعا می‌کند که او منتظر خروج همسرش ماند تا بچه‌ها را بکشد، که نشان‌دهنده قصد و عقلانیت اوست. دادستان شواهدی از زندگی عادی خانوادگی و رفتار طبیعی او در صبح روز قتل ارائه خواهد داد. به عنوان مثال، او از طریق پیامک عکس‌های فرزندانش را با همسرش رد و بدل کرده بود.

به عنوان شواهد بیشتر مبنی بر عمدی بودن اقدامات خانم کلنسی، دادستان نشان خواهد داد که طناب‌های ورزشی استفاده شده در قتل ها به گونه‌ای حلقه شده بودند که او باید تنش را برای ایجاد خفگی کشنده حفظ می‌کرد. این امر نیازمند تلاش مداوم و عمدی بود. دادستان از آقای کلنسی به عنوان شاهد برای ثبت موقعیت طناب‌ها در زمان قتل دعوت خواهد کرد. از نظر انگیزه، آن‌ها ممکن است استدلال کنند که خانم کلنسی توسط کینه‌ها رانده شده بود، همانطور که در یادداشت‌های شخصی‌اش درباره احساس کینه نسبت به دو فرزند بزرگترش مشهود است.

دفاعیات وکیل: جنون پس از زایمان

وکلای مدافع داستان بسیار متفاوتی روایت خواهند کرد. آن‌ها استدلال خواهند کرد که او از افسردگی و روان‌پریشی پس از زایمان رنج می‌برد. او تحت درمان روانپزشکی بود و ۱۳ داروی روانپزشکی برایش تجویز شده بود که نشان‌دهنده ماهیت پایدار علائم متهم است. علائم او شامل افسردگی مقاوم، بی‌خوابی و توهمات دستوری برای کشتن فرزندانش بود. وکلا ادعا خواهند کرد که او مراقبت‌های روانپزشکی ناکافی دریافت کرده است. ملاقات‌های او با روانپزشک کوتاه بود و به همسرش توصیه نشده بود که ممکن است خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی باشد. وکیل او استدلال خواهد کرد که خانم کلنسی ماه‌ها بود که به سمت یک وضعیت غیرواقعی در حال سقوط بود.

 قتل فرزند توسط والدین (Filicide)

قتل فرزند توسط والدین، آنقدرها هم که فکر می‌کنید نادر نیست. مطالعه‌ای که توسط مؤسسه ملی بهداشت پشتیبانی شده است نشان داد که حدود ۱۵٪ از دستگیری‌های قتل در یک دوره ۳۲ ساله، مربوط به قتل فرزند توسط والدین بوده است. مطالعات متعددی انگیزه‌های بزرگسالانی که کودکان را می‌کشند شناسایی کرده‌اند. برخی از کودکان به دلیل اینکه به عنوان مانع تلقی می‌شوند کشته می‌شوند، در حالی که برخی دیگر توسط همسری خشمگین که به دنبال انتقام از شریک زندگی خود است، به قتل می‌رسند. گروهی از بدرفتاری کشنده وجود دارد که شامل کودکانی می‌شود که در نتیجه غفلت یا سوءاستفاده جان خود را از دست داده‌اند. اکثر قربانیان کودک توسط والدینی کشته می‌شوند که دچار توهم هستند و معتقدند باید کودک خود را بکشند تا از رنج واقعی یا خیالی جلوگیری کنند (که به آن توهمات نوع‌دوستانه گفته می‌شود) یا توسط کسانی که به شدت روان‌پریش هستند. زنان عمدتاً گروه نوع‌دوستانه را تشکیل می‌دهند، در حالی که مردان گروه انتقام‌جو را.

نقش کارشناسان روانشناسی در دادگاه

یک روانشناس جنایی اذعان کرد که : من در چندین محاکمه جنون به عنوان شاهد متخصص حضور داشته‌ام، از جمله مواردی که مادران فرزندان خود را کشته بودند. مطابق با ادبیات روانشناسی قانونی، دریافتم که در اکثریت قریب به اتفاق موارد، مادرانی که فرزندان خود را می‌کشند، روان‌پریش و غیرعقلانی هستند و با توهمات عجیب و غریب یا نوع‌دوستانه غیرعقلانی برانگیخته می‌شوند. اغلب، قتل‌ها با خودکشی ناموفق یا موفق همراه است.

در یک مورد تأثیرگذار، من جنیس را ارزیابی کردم که توسط باورهای توهمی نوع‌دوستانه خود برای کشتن دو فرزندش هدایت می‌شد. ماه‌ها قبل از قتل، او این اعتقاد غیرعقلانی را داشت که با نیروهای اهریمنی مرگباری در خانه سروکار دارد که بر او و فرزندانش تأثیر می‌گذارد. او به پزشک خانواده خود گفت که او را مبتلا به افسردگی تشخیص داد و داروی ضدافسردگی تجویز کرد که هیچ تأثیری بر اختلال فکری موذیانه او نداشت. ناامید، او به این نتیجه رسید که تنها راه نجات فرزندانش و خودش از طریق مرگ است. او همچنین سعی کرد خودکشی کند، اما زنده ماند.

چالش هیئت منصفه

برای هیئت منصفه دشوار است که به این نتیجه برسند که مادری مسئول مرگ فرزندانش به دست خودش نیست. جنایت در ظاهر آنقدر شنیع است که، صرف‌نظر از شرایط، هیئت منصفه اغلب شواهدی را که به شدت از نتیجه‌گیری جنون حمایت می‌کند، نادیده می‌گیرند. در جریان محاکمه خانم کلنسی، تعداد زیادی شاهد از سوی دادستان و دفاع ارائه خواهند شد، از جمله کارشناسان مختلف و شاهدان عینی. مهم‌ترین مسائل به شاهدان متخصص روانشناسی و یافته‌های آن‌ها در مورد اعتبار خانم کلنسی در طول ارزیابی‌هایشان و ارزیابی وضعیت روحی او در زمان قتل‌ها بستگی دارد.

ارزیابی وضعیت روانی در لحظه قتل

کارشناسان این فرصت را خواهند داشت که از خانم کلنسی در مورد وضعیت روحی او قبل، حین و بعد از قتل‌ها به طور دقیق سوال کنند. کارشناسان دادستان و دفاع یک ارزیابی جامع را تکمیل کرده‌اند، از جمله مصاحبه و آزمایش‌های تشخیصی روانی، که شامل ابزارهایی برای سنجش صداقت او می‌شود. چنین معاینه‌ای برای ایجاد درکی از افکار و احساسات خانم کلنسی قبل، حین و بلافاصله پس از قتل‌ها طراحی شده است. کارشناسان همچنین در مورد اعتبار خانم کلنسی تصمیم‌گیری خواهند کرد.

شرط تبرئه به دلیل جنون

برای اینکه مجرم شناخته نشود به دلیل جنون، هیئت منصفه پس از گوش دادن به تمام شواهد، از جمله کارشناسان دفاع و دادستان، باید به این نتیجه برسد که در نتیجه روان‌پریشی، خانم کلنسی نمی‌فهمید که کارش از نظر اخلاقی یا قانونی اشتباه است. در چنین وضعیت روحی، نحوه بستن طناب‌ها نسبتاً بی‌اهمیت تلقی می‌شود، زیرا نیت او ممکن است هدفمند باشد، اما به طور غیرعقلانی هدایت می‌شود و از واقعیت و نادرستی اعمالش جدا است. هیئت منصفه به شدت به شهادت روانپزشکان متخصصی که با خانم کلنسی مصاحبه کرده‌اند توجه خواهد کرد.

جمع‌بندی

پرونده لیندزی کلنسی نمونه‌ای پیچیده از تقابل بین عمد و جنون در سیستم قضایی است. دادستان با تکیه بر شواهد عینی مانند نحوه قتل و رفتار عادی قبل از آن، به دنبال اثبات قتل عمد است. در مقابل، دفاع با استناد به سابقه روان‌پریشی پس از زایمان و ناکافی بودن مراقبت‌های پزشکی، به دنبال تبرئه موکل خود به دلیل جنون است. نتیجه این پرونده نه تنها به شواهد عینی، بلکه به نحوه تفسیر هیئت منصفه از وضعیت ذهنی متهم در لحظه ارتکاب جنایت بستگی دارد. این پرونده یادآور این نکته است که درک کامل از سلامت روان مادران پس از زایمان و ارائه حمایت‌های لازم، می‌تواند از بروز چنین فجایعی جلوگیری کند.


منابع

  • Lettieri, R. (2021). Decoding madness: A forensic psychologist explores the criminal mind. Prometheus Books, The Rowman & Littlefield Publishing
  • Mariano, Timothy Y., Heng Choon Oliver Chan, and Wade C. Myers. “Toward a more holistic understanding of filicide: A multidisciplinary analysis of 32 years of US arrest data.” Forensic science international 236 (2014): 46-53.

 

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!