اختلالات روانشناسیروانشناسی نوجوان و جوانسلامت روانعلوم اعصابمدیریت عواطفمقالات

رمزگشایی از احساسات پنهان بدن: نگاهی به جنبه عاطفی حس درونی (Interoception)

article-1785345865230

رمزگشایی از احساسات پنهان بدن: نگاهی به جنبه عاطفی حس درونی (Interoception)

چگونه مغز ما از طریق سیگنال‌های درونی بدن، اهداف و احساساتمان را مدیریت می‌کند؟

در هر لحظه، هر انسان یا حیوانی در تلاش برای انجام کاری است (یک هدف) و دلیلی برای این تلاش دارد (زمینه‌ای برای آن هدف). در چارچوب مدیریت عواطف (AMF)، اهداف زمینه‌مند به طور مداوم در مغز در حال تغییر هستند و از حواس بیرونی و درونی (بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی، بویایی، حس درونی و حس عمقی) و همچنین عوامل معنایی مانند معنا‌داری، قطعیت و عاملیت تأثیر می‌پذیرند.

از آنجایی که عواطف ما به اهدافمان گره خورده‌اند، اهداف زمینه‌مندی که برمی‌گزینیم و نحوه و زمان انتخاب برای دنبال کردن یا رها کردن آنها در موقعیت‌های مشابه، می‌تواند به عنوان سیاست‌های مدیریت عواطف توصیف شود. در این مقاله، قصد دارم به جنبه عاطفی حواس درونی (interoceptive senses) همان‌طور که در چارچوب AMF توصیف شده است، بپردازم.

حس درونی (Interoception) چیست و چه نقشی در اهداف ما دارد؟

حس درونی، یا همان حس مغز از محیط داخلی بدن، یکی از راه‌هایی است که اهداف مغز از طریق آن ارزیابی می‌شوند. برای مثال، وقتی به طور تصادفی روی یک قطعه لگو پا می‌گذارید، این سیگنال‌های درد درونی و توقف آنهاست که به شما می‌گوید چه زمانی به هدف مرتبط (کاهش درد) دست یافته‌اید. بسیاری از کارهای روزمره انسان مانند خوردن، خوابیدن، رفتن به دستشویی، یا تنظیم دمای محیط به صورت درونی ارزیابی می‌شوند.

همان‌طور که ولاسکو و لوو (۲۰۲۱) اشاره کرده‌اند، حواس درونی همیشه صرفاً ارزیابی‌کننده نیستند (مثلاً احساس پر شدن ریه‌ها از هوا خنثی است)، اما زمانی که فرد را به انجام کاری ترغیب می‌کنند (یعنی با ایجاد یک هدف)، جنبه ارزیابی به خود می‌گیرند.

مسیرهای عصبی احساس درونی و عاطفه

تقریباً تمام احساسات درونی از طریق یک مسیر آوران هموستاتیک مشترک به سمت جزیره (Insula) مغز حرکت می‌کنند، جایی که در تجربه هوشیارانه بازنمایی می‌شوند. همچنین در این مسیر، “لمس عاطفی” (Affective Touch) قرار دارد که توسط رشته‌های عصبی با رسانش آهسته به نام گیرنده‌های C-تاکتیل که در سراسر پوست پراکنده شده‌اند، میانجی‌گری می‌شود.

جالب اینجاست که تصور می‌شود سرماخوردگی معمولی از طریق مسیر هومورال (مایعات بدن) بر عاطفه تأثیر می‌گذارد؛ جایی که سیتوکین‌های سیستم ایمنی و هورمون‌ها از طریق خون و مایع مغزی-نخاعی وارد مغز می‌شوند. سئونن، ولاین و ون دیست (۲۰۱۶) اشاره می‌کنند که از این مثال‌ها باید روشن شود که “واقعاً هر نوع اطلاعات حسی، و نه فقط اطلاعات حاصل از مسیرهای هموستاتیک، می‌تواند در ادراک کلی بدن ادغام شود.”

ویژگی‌های منحصربه‌فرد حس درونی در مقایسه با حواس بیرونی

در مقایسه با حواس صرفاً بیرونی (مانند بینایی و شنوایی)، چند ویژگی خاص در نحوه عملکرد حس درونی وجود دارد:

۱. دقت پایین و عدم تعمیم‌پذیری

دقت حس درونی در اکثر افراد معمولاً بسیار پایین است و دقت در یک نوع احساس بدنی به دقت در انواع دیگر تعمیم داده نمی‌شود. این یافته با این واقعیت هم‌خوانی دارد که نخستی‌ها (از جمله انسان) تنها حیواناتی هستند که فیزیولوژی آنها امکان نگاشت فضایی متمایز از اندام‌های داخلی را به آگاهی هوشیارانه می‌دهد. این نشان می‌دهد که دقت هوشیارانه حس درونی نمی‌توانسته یک ویژگی ضروری در تاریخ تکامل باشد.

۲. غلبه پیش‌بینی بر خطا

شواهد نشان می‌دهد که تعادل بین پیش‌بینی و خطا در حس درونی به شدت به سمت پیش‌بینی متمایل است. یکی از دلایل این امر، ساختار قشرهای حرکتی احشایی (visceromotor cortices) است که از نظر ساختاری مشابه سایر نواحی مغز مسئول عمل (مانند قشر حرکتی اولیه) هستند و با صدور پیش‌بینی‌های فوق‌العاده دقیق به بدن عمل می‌کنند. علاوه بر این، در عصب واگ (Vagus Nerve) که نقش کلیدی در حس درونی و آلواستاز (Allostasis) دارد، سیگنال‌های صعودی و نزولی یکدیگر را تعدیل می‌کنند و جداسازی دقیق سیگنال‌های حسی و حرکتی را زیر سوال می‌برند. این احتمالاً منعکس‌کننده نیاز مغز به حفظ ارگانیسم در محدوده‌های زیستی قابل قبول است.

۳. تأثیرپذیری بالا از عوامل بالادستی (Top-Down)

حس‌های بدنی در هوشیاری به شدت تحت تأثیر عوامل بالادستی (مانند توجه و انتظارات) هستند. به عنوان مثال، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد افراد وقتی توجه خود را به عمد بر قسمتی از بدن متمرکز می‌کنند، احساس گزگز در آن ناحیه گزارش می‌دهند.

۴. ماهیت عاطفی و ارزیابی‌کننده ذاتی

حس درونی اغلب به صورت عاطفی (ارزیابی‌کننده) است، به گونه‌ای که حواس بیرونی بدون فرآیندهای معناسازی اضافی چنین نیستند. اگر کسی در پایش احساس درد کند، برای منفی بودن این حس در آگاهی نیازی به دانستن دلیل آن نیست. پشتوانه علوم اعصاب برای این ایده در همپوشانی قابل توجه بین شبکه برجستگی (Salience Network) و قشر درونی (Interoceptive Cortex) در جزیره مغز نهفته است.

تفسیر و توضیح تکمیلی

نکته حائز اهمیت این است که حس درونی نه تنها به ما می‌گوید بدنمان در چه وضعیتی است، بلکه به طور ذاتی یک ارزش عاطفی (خوشایند یا ناخوشایند) به آن وضعیت می‌دهد. این ویژگی تکاملی به ما کمک می‌کند تا سریعاً به نیازهای بدن پاسخ دهیم و بقای خود را تضمین کنیم. به عبارت دیگر، حس درونی یک سیستم هشداردهنده عاطفی است که مغز را از وضعیت فعلی بدن مطلع می‌سازد و آن را برای اقدام آماده می‌کند.

حواس بویایی و چشایی: پلی بین درون و بیرون

علاوه بر خود حس درونی، کوتلش (۲۰۲۱) حواس بویایی و چشایی را تا حدی درونی و تا حدی بیرونی طبقه‌بندی می‌کند، زیرا آنها وضعیت اشیای محیطی را نشان می‌دهند، اما اشیایی که ممکن است با بدن فرد تعامل داشته باشند. بویایی به عنوان قدیمی‌ترین حس در حیوانات در نظر گرفته می‌شود و یک جزء ارزیابی‌کننده واضح دارد، همانطور که درگیری آن در رفتار، توجه، یادگیری و خلق‌وخو نشان داده شده است. بیشتر مزه‌ها و بوها را می‌توان به طور معناداری از خوشایند تا ناخوشایند توصیف کرد و وجود رایحه‌درمانی و استفاده از غذا برای کاهش حالات عاطفی منفی و افزایش حالات مثبت، ماهیت عاطفی آنها را بیشتر تأیید می‌کند.

فلدمن و همکاران (۲۰۲۴) توصیف می‌کنند که “قشر درونی اولیه دارای ویژگی‌های ساختاری شبیه‌تر به قشر بویایی اولیه و قشر چشایی اولیه است” که این نیز از گنجاندن آنها به عنوان بخشی از حواس درونی حمایت می‌کند. به طور خلاصه، آنچه حواس درونی (یعنی حس درونی، چشایی و بویایی) مشترک دارند این است که به عنوان یک راه برای ارزیابی اهداف مغز عمل می‌کنند و در صورت نیاز می‌توانند اهداف خود را ایجاد کنند.

جمع‌بندی: مسیرهای ارزیابی هدف در مغز

حواس درونی (Interoception، چشایی و بویایی) تنها راه‌های ارزیابی اهداف مغز نیستند. سایر روش‌های ارزیابی اهداف مغز شامل فرآیندهای معنایی (Semantic Processes) می‌شوند که عمیقاً با فرآیندهای درونی و بیرونی در هم تنیده شده‌اند. این فرآیندهای معنایی را می‌توان به دسته‌های معنا‌داری، قطعیت و عاملیت تقسیم کرد که موضوع پست‌های بعدی وبلاگ خواهد بود. درک این تعامل پیچیده بین حس درونی، عاطفه و شناخت، می‌تواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چگونه احساسات خود را مدیریت می‌کنیم و چرا گاهی در این مسیر با چالش مواجه می‌شویم.

سوالات متداول

این مقاله بر چه پایه‌ای استوار است؟

این نوشتار بر پایه یافته‌های روان‌شناختی و مرور منابع علمی تهیه شده است تا درکی کاربردی از موضوع ارائه دهد.

چرا مراجعه به متخصص اهمیت دارد؟

مطالب این صفحه جنبه آموزشی دارند و جایگزین مشاوره تخصصی نیستند؛ در صورت نیاز به تشخیص یا درمان، به متخصص مراجعه کنید.

چگونه می‌توانم بیشتر بیاموزم؟

مطالعه منابع علمی معتبر و پیگیری مقالات مرتبط در همین سایت، گامی مؤثر در افزایش آگاهی شماست.


منابع و مطالعات مرجع

  • مراجع علمی و پژوهش‌های مرتبط در حوزه روان‌شناسی و سلامت روان (بر اساس منابع اصلی مقاله).

بیشتر در همین موضوع بخوانید

مقاله‌های تخصصی دیگری که در دسته‌بندی‌های مشابه منتشر شده‌اند.

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!