تربیت کودک و نوجوانروانشناسی شناختی کودکانروانشناسی کودکروانشناسی کودک و نوجوانفرزندپروریمدیریت زمانمقالات

بی‌حوصلگی کودکان؛ تقصیر مغز آنها نیست، مشکل خودتان است!

article-1785535744786

چرا واکنش شما به «حوصله‌ام سر رفت» بیش از آنچه فکر می‌کنید اهمیت دارد

حتماً برای شما هم پیش آمده: در آشپزخانه مشغول پختن شام هستید که فرزندتان با ناله وارد می‌شود، دست‌هایش را مثل دو وزنه سنگین پایین می‌اندازد و آن دو کلمه‌ی وحشتناک را بر زبان می‌آورد: «حوصله‌ام سر رفت».

همه می‌دانیم که باید کودکان را تشویق کنیم خودشان راهی برای سرگرم‌شدن پیدا کنند، نه اینکه فوراً به سراغ تبلت، گوشی، کامپیوتر یا بازی ویدیویی بروند. اما بیایید صادق باشیم – گفتن جملاتی مثل «فکر می‌کنی چه کار می‌توانی بکنی؟» یا «مطمئنم ایده‌ی خوبی به ذهنت می‌رسد» معمولاً به این معناست که کودک یا نوجوانتان به شما نگاه می‌کند و دوباره می‌گوید: «حوصله‌ام سر رفت».

وقتی فرزندمان آن دو کلمه‌ی ترسناک را می‌گوید، زنگ خطر کوچکی در مغز ما به صدا درمی‌آید. به‌عنوان والد، ممکن است احساس کنید باید فوراً این بی‌حوصلگی را رفع کنید: یک پروژه پیشنهاد دهید، یک قرار بازی ترتیب دهید یا او را به جایی «مفرح» ببرید.

اما اغلب اوقات، ایده‌های ما با ناله یا غرولند ناامیدکننده‌ای مواجه می‌شوند. همه می‌خواهیم کودکانی خلاق و مستقل تربیت کنیم، اما در عین حال احساس می‌کنیم باید دست‌وپا بزنیم و بی‌حوصلگی آن‌ها را «درمان» کنیم. چه می‌شود اگر این بی‌حوصلگی اصلاً به رشد کودک مربوط نباشد، بلکه بازتابی از تحمل پایین خود ما در برابر ناراحتی موقتی آن‌ها باشد؟

حقیقت ناخوشایند: ما از کودکان انتظار مهارتی را داریم که خودمان بلد نیستیم

در اینجا یک حقیقت ناراحت‌کننده وجود دارد: ما از فرزندانمان می‌خواهیم مهارتی را بیاموزند که خودمان به‌عنوان بزرگسال هنوز آن را به‌طور کامل یادنگرفته‌ایم.

مطالعه‌ی مشهور سال ۲۰۱۴ را در نظر بگیرید که در مجله‌ی Science منتشر شد. محققان شرکت‌کنندگان را به‌مدت ۱۵ دقیقه در اتاقی تنها گذاشتند و هیچ کاری برای انجام‌دادن نداشتند. به آن‌ها حق انتخاب داده شد: یا در سکوت با افکارشان بنشینند، یا دکمه‌ای را فشار دهند تا یک شوک الکتریکی خفیف به خود وارد کنند. نتیجه؟ بخش قابل‌توجهی از شرکت‌کنندگان ترجیح دادند خودشان را شوک دهند تا اینکه در سکوت با ذهن خود تنها بمانند.

از خودتان بپرسید: آخرین باری که در صف فروشگاه دو دقیقه بدون بیرون‌آوردن گوشی ایستادید کی بود؟ آخرین باری که سر چراغ قرمز، داخل آسانسور یا در اتاق انتظار پزشک بدون چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی یا چک‌کردن ایمیل نشستید؟ بیشتر ما نمی‌توانیم سی ثانیه وقت آزاد بدون ساختار را بدون جستجوی سرگرمی یا اطلاعات تحمل کنیم.

پس جای تعجب نیست که کودک یا نوجوان ما هم برای بیست دقیقه نشستن در صندلی عقب ماشین بدون صفحه‌نمایش تقلا کند. این شکست تخیل فرزند ما نیست؛ ما خودمان هم به‌راحتی به سکوت و افکار درونیمان دسترسی نداریم.

چرا بی‌حوصلگی کودکان این‌قدر ما را آزار می‌دهد؟

وقتی کودکی از بی‌حوصلگی ناله می‌کند، مجموعه‌ای از محرک‌های عمیق والدگری در ما فعال می‌شود:

  • نگرانی از «والد خوبی نبودن»: می‌ترسیم اگر هر لحظه را با فعالیت، یادگیری و پیوند عاطفی پر نکنیم، والد نامناسبی هستیم.
  • اجتناب از تعارض: می‌خواهیم با سرگرم‌نگاه‌داشتن بچه‌ها، آن‌ها را «خوشحال» و آرام نگه داریم. بچه‌های بی‌حوصله نه خوشحال‌اند و نه ساکت؛ ناله می‌کنند، با خواهر و برادر دعوا می‌کنند یا هرج‌ومرج به پا می‌کنند.
  • انعکاس ناراحتی خودمان: دیدن تقلای فرزند در زمان بدون ساختار، ناراحتی عمیق خود ما از کندشدن و سکوت را برجسته می‌کند. وقتی می‌دوییم تا بی‌حوصلگی آن‌ها را رفع کنیم، نه‌تنها آن‌ها را از ناراحتی نجات می‌دهیم، بلکه خودمان را هم از تماشای تقلایشان نجات می‌دهیم.

بی‌حوصلگی یک کمبود نیست که نیاز به درمان داشته باشد. بلکه بیشتر شبیه یک کشمکش است: کودک باید از یک فعالیت به فعالیت دیگر برود، بدون اینکه والد وارد شود و بگوید الان چه کند. این فرصتی است برای درون‌نگری و حل مسئله بدون دخالت بزرگسال. اگر بتوانید آرام بمانید و وارد عمل نشوید، به فرزندتان بزرگترین هدیه را داده‌اید: فضایی برای کشف اینکه کیست وقتی کسی نمایش را کارگردانی نمی‌کند.

راهکار عملی: تأیید کنید، نه رفع

دفعه‌ی بعد که فرزندتان گفت «حوصله‌ام سر رفت»، تمرکز خود را به درون معطوف کنید. مکث کنید و به ناراحتی خودتان توجه کنید. به تنگی قفسه سینه یا تمایل به دادن یک وسیله‌ی دیجیتال یا ارائه‌ی یک ایده‌ی عالی فقط برای حفظ آرامش توجه کنید. به خود یادآوری کنید که بی‌حوصلگی آن‌ها یک وضعیت اضطراری نیست و نشانه‌ی شکست شما در والدگری نیست.

به‌جای ارائه‌ی ایده یا برنامه‌ریزی سریع، ساده و زمینی عمل کنید. چیزی مثل این بگویید: «نمی‌دانم چه چیزی می‌توانی برای سرگرمی پیدا کنی. می‌دانم حوصله‌ات سر رفته، اما اشکالی ندارد که بی‌حوصله باشی.» این مرز را تعیین کنید، عقب بایستید و صبر کنید. به او بفهمانید که پیدا کردن فعالیت کار خودش است، نه شما. سپس بگذارید او با آن ناراحتی بنشیند، همان‌طور که شما با ناراحتی خودتان می‌نشینید. بگذارید ناله کند، در اتاق پرسه بزند یا روی زمین بنشیند و بدبخت به نظر برسد.

اگر بتوانید در این فرآیند آرام بمانید و برای «رفع» آن عجله نکنید، به فرزندتان هدیه‌ای نهایی می‌دهید: فضایی برای کشف اینکه کیست وقتی کسی نمایش را کارگردانی نمی‌کند. این کار همچنین به شما کمک می‌کند ناراحتی خودتان را مدیریت کنید، مخصوصاً وقتی تماشا می‌کنید که فرزندتان «راه خودش را پیدا می‌کند».

جمع‌بندی

بی‌حوصلگی کودکان نه یک نقص رشدی است و نه یک فوریت والدگری. این یک سیگنال است – نه برای شما که سریعاً وارد عمل شوید، بلکه برای اینکه تحمل خود را در برابر ناراحتی موقتی افزایش دهید. با تأیید بی‌حوصلگی و مقاومت در برابر وسوسه‌ی رفع آن، به فرزندتان یاد می‌دهید که با زمان بدون ساختار کنار بیاید، خلاقیت خود را کشف کند و تاب‌آوری عاطفی بسازد. و در این مسیر، خود شما نیز یاد می‌گیرید که با سکوت و افکار درونیتان راحت‌تر باشید.


منابع

  • Wilson, T. D., et al. (2014). Just think: The challenges of the disengaged mind. Science, 345(6192), 75-77.

 

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!