روانفیکس را به گوگل معرفی کنید

با افزودن روانفیکس به منابع ترجیحی گوگل، مقالات تخصصی روانشناسی ما را بیشتر در نتایج جستجو ببینید.

افزودن به منابع گوگل
اختلال اوتیسماختلالات روانشناسیپذیرش اوتیسممقالات

ذهن‌های بزرگ، هرگز شبیه هم فکر نمی‌کنند: چرا جهان به پذیرش اوتیسم نیاز دارد؟

article-1783932965818

از آگاهی تا پذیرش: تحولی در نگاه به اوتیسم

ماه آوریل، ماه پذیرش اوتیسم (Autism Acceptance Month) نام گرفته است؛ تغییری مهم در پیام‌رسانی از «آگاهی از اوتیسم» به «پذیرش اوتیسم». این تغییر نشان‌دهنده اهمیت ایجاد فضایی برای همه انواع ذهن‌ها، از جمله افراد دارای اختلال طیف اوتیسم (ASD) است. دکتر تمپل گراندین، که خود در کودکی با اوتیسم تشخیص داده شد، اخیراً در مصاحبه‌ای با ما تأکید کرد که حتی ۱۲ سال پس از سخنرانی پربیننده خود در TED با عنوان «جهان به همه انواع ذهن‌ها نیاز دارد»، این ایده همچنان صادق است. او در ابتدای مصاحبه تلفنی خود گفت: «بله، قطعاً جهان به همه انواع ذهن‌ها نیاز دارد، به ویژه آن‌هایی که دارای ASD هستند.» دکتر گراندین این دیدگاه را در کتاب جدید خود، «تفکر بصری» (Visual Thinking)، گسترش می‌دهد.

واقعیت این است که ذهن‌های بزرگ بسیارند، اما هیچ‌کدام شبیه هم فکر نمی‌کنند. امروز بیش از هر زمان دیگری به ذهن‌هایی با تفکر متفاوت نیاز داریم تا برای مشکلات پایدار مانند تغییرات اقلیمی، نابرابری در مراقبت‌های بهداشتی و بیماری‌های عفونی راه‌حل پیدا کنند. دکتر گراندین بر این نکته تأکید کرد که «همکاری کلید موفقیت است.»

تفکر از جزء به کل: جهان‌بینی منحصربه‌فرد افراد دارای اوتیسم

به طور کلی، افراد دارای اوتیسم تمایل دارند جهان را به صورت «از پایین به بالا» (bottom-up) درک کنند. تصور کنید مشغول حل یک پازل هستید و تمام قطعات آن سفید و بدون طرح هستند؛ شما فقط می‌توانید شکل تک‌تک قطعات و نحوه اتصال آن‌ها به یکدیگر را ببینید. اما پس از تکمیل پازل، ناگهان تصویر کامل ظاهر می‌شود. این مثالی از تفکر از جزء به کل است: جایی که جزئیات مقدم بر «تصویر بزرگ» هستند. این نوع تفکر معمولاً در افراد دارای اوتیسم بارزتر است و می‌تواند منجر به ایجاد ارتباطات خلاقانه و ابداع راه‌حل‌های نوآورانه برای مسائل شود.

سه نوع تفکر تخصصی در اوتیسم: نقاط قوت و چالش‌ها

سه نوع تفکر تخصصی در ارتباط با اوتیسم تعریف شده است: تفکر بصری (Visual Thinkers)، تفکر الگویی (Pattern Thinkers) و تفکر کلامی (Verbal Thinkers).

هر یک از این انواع، نقاط قوت و چالش‌های خاص خود را دارند. جهان ما برای افراد «نوروتیپیکال» (neurotypical) یا دارای عصب‌گونه‌های رایج ساخته شده است. در نتیجه، این متفکران تخصصی اغلب بر اساس چالش‌هایشان قضاوت می‌شوند، نه بر اساس نقاط قوت منحصربه‌فردشان. جالب اینجاست که این سه نوع تفکر به طور طبیعی مکمل یکدیگر هستند؛ جایی که یکی ضعف دارد، دیگری قوی است. ایجاد فضا برای انواع مختلف ذهن‌ها به معنای بهینه‌سازی برای توانایی‌های متقابل آن‌ها و پرورش پذیرش عصب‌گونه‌های متفاوت (Neurodivergent Acceptance) است.

برای مطالعه بیشتر به مقاله چرا شخصیت بانی در داستان اسباب‌بازی ۵ برای خانواده‌های نورودیورژنت این‌قدر آشناست؟ مراجعه کنید.

۱. متفکران بصری (Visual Thinkers): جهان در قالب تصاویر

شناخته‌شده‌ترین نوع تفکر تخصصی در افراد دارای اوتیسم، تفکر بصری است. متفکران بصری معمولاً خلاق و فوق‌العاده بصری هستند و اطلاعات را از طریق تصاویری فوق‌واقع‌گرا پردازش می‌کنند. تمپل گراندین، یک متفکر بصری مشهور، ذهن خود را مانند «یک موتور جستجوی گوگل» توصیف می‌کند که با داشتن یک فکر، مانند جستجوی تصاویر گوگل عمل می‌کند و ذهنش در یک پایگاه داده عظیم حرکت می‌کند تا ایده مورد نظر را که با یک تصویر نمایش داده می‌شود، پیدا کند. این توانایی تفکر در قالب تصاویر، به خاطر سپردن حجم عظیمی از اطلاعات بصری، اختراع سیستم‌های پیچیده و اجرای شبیه‌سازی‌های پیشرفته در چشم ذهن را ممکن می‌سازد.

مبنای عصب‌شناختی برای مهارت‌های بصری قوی در متفکران بصری وجود دارد. در یک نقشه‌برداری از مسیرهای عصبی مغز (HDFT) گراندین، محققان دریافتند که حجم برآمدگی‌های عصبی از قشر بینایی به قشر حرکتی، ۱۰ برابر بزرگ‌تر از یک فرد معمولی است. این ارتباط تقویت‌شده، دلیل توانایی بالای او در پردازش فضایی-بصری و حافظه است.

برای مطالعه بیشتر به مقاله ارتباط پنهان ADHD و اعتیاد: از مغز تا رفتار مراجعه کنید.

متفکر بصری دارای آگاهی فضایی، خلاقیت و حافظه بصری فوق‌العاده‌ای است. این مهارت‌ها به طور طبیعی به موفقیت در زمینه‌های هنرهای بصری و طراحی صنعتی منجر می‌شود. از آنجایی که متفکران بصری در تفکر انتزاعی و ریاضیات با چالش مواجه هستند، متفکران الگویی مکمل آن‌ها هستند.

برای مطالعه بیشتر به مقاله چرا فریب تست‌های شخصیت شبه‌علمی را می‌خوریم؟ مراجعه کنید.

۲. متفکران الگویی (Pattern Thinkers): استادان تشخیص الگوها

«الگومندی» (Patternicity) توانایی درک الگوهای معنادار در داده‌های به ظاهر بی‌معنا است. متفکران الگویی کسانی هستند که ذهنشان از طریق الگومندی با جهان درگیر می‌شود. این نوع ذهن در زمینه‌هایی که مبتنی بر الگو هستند، مانند موسیقی و ریاضیات، عالی عمل می‌کند. بنابراین، متفکران الگویی معمولاً دارای توجه استثنایی به جزئیات، مهارت‌های ریاضی و توانایی تشخیص الگو هستند. نقاط قوت این نوع تفکر، متفکران الگویی را برای مشاغلی که شامل مدیریت داده‌های حجیم، آمار و فرمول‌ها هستند، منحصربه‌فرد می‌سازد. رباتیک، مهندسی، علوم کامپیوتر، آمار و موسیقی زمینه‌هایی هستند که متفکران الگویی می‌توانند در آن‌ها پیشرفت کنند.

در حالی که متفکران الگویی در کارهای تداعی‌گر و مبتنی بر الگو استعداد دارند، سازگاری با ناسازگاری‌های محیطی می‌تواند برای آن‌ها یک مانع باشد. یک مطالعه موردی در مورد نیازهای دانش‌آموزان جوان دارای اوتیسم نشان داد که متفکران الگویی از بازسازی تجربیات ناملموس، مانند رفتار خوب و بد، به تجربیات ملموس، مانند یک سیستم امتیازی مدیریت رفتار، سود می‌برند. به عنوان مثال، یک متفکر الگویی جوان به نام دوین، در طول روز برای رفتار مثبت خود امتیاز دریافت می‌کرد که بعداً می‌توانست آن‌ها را با مشوق‌هایی مبادله کند. این سیستم رفتاری شخصی‌سازی‌شده، طغیان‌های دوین را در کلاس کاهش داد و کمیت و کیفیت کار مستقل او را افزایش داد.

برای مطالعه بیشتر به مقاله راز روده در افسردگی اساسی: امضای میکروبی که خلق و خوی شما را کنترل می‌کند مراجعه کنید.

متفکر الگویی توانایی‌های شگفت‌انگیزی مانند نواختن موسیقی با گوش یا انجام محاسبات ذهنی اعجاب‌انگیز دارد و روابطی را تشخیص می‌دهد که هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند. این افراد معمولاً در خواندن و نگارش که الگوها در آن‌ها به راحتی قابل دسترس نیستند، با چالش مواجه می‌شوند. در نتیجه، متفکران کلامی مکمل آن‌ها هستند.

برای مطالعه بیشتر به مقاله راهکارهای مدیریت اضطراب : بهبودی و پیشگیری از عود مراجعه کنید.

۳. متفکران کلامی (Verbal Thinkers): قدرت کلمات

تخمین زده می‌شود که بین ۲۵٪ تا ۳۰٪ از کل جمعیت مبتلا به ASD، حداقل کلامی یا غیرکلامی هستند. این موضوع ممکن است توضیح دهد که چرا اطلاعات بسیار کمی در مورد نوع تفکر کلامی در اوتیسم وجود دارد.

متفکران کلامی، افراد دارای اوتیسمی هستند که فقط در جزئیات کلمات فکر می‌کنند. در نتیجه، این نوع تفکر ظرفیت بالایی برای حفظ حقایق کلامی، یادگیری زبان‌ها و انتقال اطلاعات پیچیده دارد. آن‌ها به حقایق و آمار علاقه دارند و اغلب فهرست‌هایی تهیه می‌کنند و توالی‌های طولانی از داده‌های نوشتاری (مانند کتابچه‌های راهنما، جدول‌های حمل و نقل عمومی و غیره) را به خاطر می‌سپارند. آن‌ها در سازگاری منطقی بسیار ماهر هستند، زیرا در ذهن یک متفکر کلامی، شناخت توسط ساختار ثابت زبان واسطه‌گری می‌شود. متفکران کلامی اغلب به زمینه‌هایی مانند تاریخ، جغرافیا، آمار و زبان‌شناسی علاقه‌مند می‌شوند. از علایق و نقاط قوت منحصربه‌فرد آن‌ها می‌توان برای موفقیت در همه چیز، از نویسندگی گرفته تا مسابقات اطلاعات عمومی، استفاده کرد.

برای مطالعه بیشتر به مقاله آیا می‌توان خودشیفتگی را اکتساب کرد؟ بررسی علمی و روانشناختی مراجعه کنید.

با این حال، به دلیل اتکای آن‌ها به کلمات برای مفهوم‌سازی، متفکران کلامی در تصویرسازی و تفکر بصری مشکل دارند. همانطور که گراندین معتقد است: «اگر تصویری نداشته باشم، فکری ندارم»، متفکران کلامی نیز فاقد توانایی پردازش اطلاعات غیرکلامی هستند. بر این اساس، این چالش متفکر کلامی می‌تواند توسط توانایی‌های بصری متفکر بصری تکمیل شود.

این سه نوع تفکر، طیف وسیعی از توانایی‌ها را در بر می‌گیرند و نشان می‌دهند که اوتیسم یک «نقص» نیست، بلکه یک «تفاوت» در پردازش اطلاعات است. درک این تفاوت‌ها به ما کمک می‌کند تا به جای تمرکز بر «رفع نقص»، بر «پرورش نقاط قوت» تمرکز کنیم. به عنوان مثال، یک متفکر بصری می‌تواند در طراحی یک سیستم پیچیده مهندسی پیشرو باشد، در حالی که یک متفکر الگویی داده‌های حجیم را برای یافتن الگوهای پنهان تحلیل می‌کند و یک متفکر کلامی، این یافته‌ها را به زبانی ساده و قابل فهم برای دیگران ترجمه می‌کند. همکاری این سه نوع تفکر می‌تواند به نتایجی فراتر از تصور یک ذهن «نوروتیپیکال» منجر شود.

جمع‌بندی: ذهن‌های بزرگ، متفاوت فکر می‌کنند

در ماه آوریل، ماه پذیرش اوتیسم، می‌خواهیم بر خلاف ضرب‌المثل رایج تأکید کنیم که ذهن‌های بزرگ، هرگز شبیه هم فکر نمی‌کنند. به دلیل درک دیرینه‌ای که از «تفکر عادی» وجود دارد، جهان ما تمایل دارد افراد دارای اوتیسم را بر اساس چالش‌هایشان ببیند. بازتعریف ایده «ذهن بزرگ» به ما امکان می‌دهد برای همه انواع ذهن‌ها فضا ایجاد کنیم، با شناخت موانع و بهینه‌سازی برای نقاط قوتشان، به آن‌ها در شکوفایی کمک کنیم. برای حل پایدارترین مشکلات جهان، باید همه ذهن‌ها را پای میز مذاکره بیاوریم، از جمله ذهن‌های دارای اوتیسم. ذهن‌های بزرگ شبیه هم فکر نمی‌کنند. ذهن‌های بزرگ متفاوت فکر می‌کنند. گنجاندن، پذیرش و همکاری با این ذهن‌ها حیاتی است، زیرا به راستی که جهان به همه انواع ذهن‌ها نیاز دارد.


منابع

  • Psychology Today – Autism Acceptance: Great Minds Don’t Think Alike
  • کتاب “Visual Thinking” اثر تمپل گراندین
  • سخنرانی TED “The World Needs All Kinds of Minds” اثر تمپل گراندین
  • مصاحبه تلفنی با دکتر تمپل گراندین
  • مطالعات موردی در مورد نیازهای دانش‌آموزان دارای اوتیسم

 

بیشتر در همین موضوع بخوانید

مقاله‌های تخصصی دیگری که در دسته‌بندی‌های مشابه منتشر شده‌اند.

روانفیکس را به گوگل معرفی کنید

با افزودن روانفیکس به منابع ترجیحی گوگل، مقالات تخصصی روانشناسی ما را بیشتر در نتایج جستجو ببینید.

افزودن به منابع گوگل
💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!