
مشکل مشترک زنان مبتلا به بیشفعالی؛ چرا همیشه احساس میکنم بهاندازه کافی خوب نیستم؟
احساس تنهایی در رنج مشترک همه ما
اگر یک دام در زندگی وجود داشته باشد که همه ما میتوانیم در آن گرفتار شویم، آن احساس تنهایی در رنجهایمان است.
همانطور که ضربالمثل قدیمی میگوید: هیچ تجربه انسانی منحصربهفردی وجود ندارد، هرچقدر هم که مغزتان سعی کند شما را برعکس فریب دهد. حتی پس از سالها تحقیق درباره زنان مبتلا به اختلال بیشفعالی/کمتوجهی (ADHD) هنوز هم در این دام میافتند. بنابراین همیشه مایه آرامش است که به این افراد یادآوری شود تنها نیستند.
یکی از رایجترین تجربیات افراد مبتلا به ADHD این است که آنها به پتانسیل واقعی خود نمیرسند و در زمینههایی خاص عملکرد پایینتری دارند، علیرغم اینکه اغلب در هوش بالاتر از میانگین هستند.
عزت نفس از اثبات تواناییهایتان به خودتان از طریق دستیابی به اهداف ناشی میشود. وقتی افراد مبتلا به ADHD به دلایلی به آنچه مستعد انجامش هستند نمیرسند، اثر دومینویی آن ضربهای به عزت نفس است.
نتیجه نهایی همان ویژگی کلیدی است که من در بسیاری از زنان مبتلا به ADHD که با آنها مصاحبه کردهام میبینم: فقدان عزت نفس.
این بهویژه غمانگیز است و میتواند بر تمام جنبههای زندگی آنها تأثیر بگذارد: روابط، شغل و حتی حس آرامش درونی. آنطور که یک خانم گفت: «همیشه در ذهنم یک حس آزاردهنده دارم، مهم نیست چقدر خوب عمل کنم، که شکست خوردهام، همه چیز را خراب کردهام، و در واقع یک شکستخورده بزرگ هستم.»
این زن خاص آنقدر حرفهای و مرتب بود که اگر او را در خیابان میدیدید فکر میکردید: وای، واقعاً زندگیاش را سروسامان داده است. جالب است که این موضوع آنقدر تکرار میشود که به عنوان اسم یک کتاب انتخاب شد: چگونه زندگیات را سروسامان دهی.
به زبان ساده، نخ مشترک در احساس زنان مبتلا به ADHD در بزرگسالی این بود: چرا نمیتوانم زندگیام را سروسامان دهم؟ و چرا به نظر میرسد دیگران زندگیشان را سروسامان دادهاند؟
آگاهی از تجربه مشترک؛ روشنگر و رهاکننده
چیزی که در مصاحبههایم بسیار جذاب و رهاکننده یافتم، کشف این بود که همه این افراد دقیقاً چنین احساسی داشتند. این توهم را که در احساس عزت نفس پایین تنها هستند در هم شکست، و حقیقت آرامشبخشی را آشکار کرد: این احساسات پایدار «بهاندازه کافی خوب نبودن» در تجربه زندگی با تشخیص ADHD، بسیار رایج است. در حالی که اکثر افراد تا حدی درگیر شکستهای گذشته و تصمیمات اشتباه خود هستند، افرادی که دیر تشخیص داده میشوند به طور خاصتری درگیر وسوسه «چه میشد اگر» هستند. اگر زودتر تشخیص داده شده بوند. اگر زودتر خودشان را درک کرده بودند. اگر، اگر، اگر. این راهی برای زندگی کردن نیست. دقیقاً به همین دلیل است که یک فصل کامل از کتاب را به بخشیدن خودشان اختصاص داده شده. شما خراب نشدهاید و هرگز هم نبودهاید. آیا الان وقت خوبی نیست که بار احساس ناکافی بودن را زمین بگذارید؟ شما امروز قدرت این کار را دارید.
افرادی که با تأخیر، تشخیص ADHD خود را میگیرند، در بزرگسالی با انبوهی از «چراها» و «اگرها» مواجه میشوند. این بخش عمدتاً بر مفهوم «همدردی» و «همرنجی» تأکید دارد؛ اینکه دانستن تجربهای مشترک است، بار سنگین انزوا و تقصیر را کاهش میدهد. پیام اصلی این است که عزت نفس پایین در این زنان یک نقص شخصی نیست، بلکه یک پیامد قابل پیشبینی از تأخیر در تشخیص و عدم تطابق با محیط است. از اینرو، خودبخشی و رهایی از نگرش سرزنشگر، مهمترین گام برای بهبود است.
جمعبندی؛ رهایی از بار ناکافی بودن
بهطور خلاصه، مقاله نشان میدهد که رایجترین مبارزه زنان مبتلا به ADHD، نه با علائم اصلی مانند بیتوجهی یا تکانشگری، که با تأثیر عمیق آن بر عزت نفس است. بسیاری از این زنان، با وجود موفقیتهای بیرونی، در درون خود را شکستخورده میبینند. اما خبر خوب این است که درک این تجربه مشترک و بخشش خود، میتواند اولین گام قدرتمند برای رهایی از این چرخه مخرب باشد. شما تنها نیستید، شما خراب نیستید، و قدرت تغییر این احساس زیبنده شماست.
منابع
- Psychology Today – “A Common Struggle for Women With ADHD” (مقاله اصلی)
- کتاب “How to Get Your Sh*t Together” – اثر نویسنده مقاله