چگونه تکانشگری فراتر از رفتارهای نمایشی است و چه عواملی آن را تقویت میکنند؟
چند هفته پیش، یکی از مراجعان درباره یک پروژه کاری بزرگ که به زودی موعد تحویلش بود با من صحبت میکرد. وقتی پرسیدم پیشرفت کار چطور است، با خونسردی گفت: «هنوز شروع نکردهام؛ برای تمرکز نیاز به آدرنالین لحظه آخر دارم.» برای آن مراجع، بهتعویق انداختن اجتنابناپذیر بود – گرایشی که فقط باید آن را در خود میپذیرفت.
در طول سالها، نسخههای زیادی از همین داستان را از افرادی با اختلال شخصیت مرزی (BPD) که با آنها کار میکنم شنیدهام.
روایتهایی که به خودشان میگویند – «به هر حال خرابش میکنم، پس بهتر است همین حالا ولش کنم» یا «نمیتوانم این حس را تحمل کنم» – به نظر مشاهداتی از واقعیت میرسند. اما در واقع تفسیرهایی هستند که آنقدر تکرار شدهاند که مانند واقعیت احساس میشوند.
هرچه بیشتر مطمئن باشید که «نوع آدمی» هستید که به فشار لحظه آخر نیاز دارد، وقتی اوضاع سخت میشود کنار میکشد، یا نمیتواند درد عاطفی را تحمل کند، به همان اندازه احتمال دارد که مطابق آن رفتار کنید.
وقتی بیشتر مردم به تکانشگری در اختلال شخصیت مرزی فکر میکنند، رفتارهای نمایشی مانند خرج کردن بیپروا، مصرف مواد، رابطه جنسی ناایمن یا خودآزاری را تصور میکنند. اگرچه اینها قطعاً میتوانند بیانهایی از تکانشگری باشند، اما تنها بخشی از تصویر را نشان میدهند. تحقیقات نشان میدهد که مفید است تکانشگری را به چهار شکل مجزا اما مرتبط در نظر بگیریم.
چهار نوع تکانشگری در اختلال شخصیت مرزی
۱. بهتعویق انداختن (مشکل در برنامهریزی)
برخی افراد در برنامهریزی پیشدستانه مشکل دارند. آنها مکرراً کارهای مهم را به تعویق میاندازند چون به خودشان میگویند تحت فشار بهتر کار میکنند. این میتواند مانند بهتعویق انداختن یک پروژه، منتظر ماندن تا لحظه آخر برای بستن چمدان، یا حتی ناتوانی در پیگیری تعهدات ظاهر شود.
۲. ناتوانی در پیگیری
برخی دیگر در پیگیری و ادامهدادن مشکل دارند؛ پروژهها، روابط یا اهداف را با اشتیاق شروع میکنند اما به محض مواجهه با یک مانع آنها را رها میکنند. این میتواند مانند سفارش غذای بیرونبر وقتی که تصمیم داشتید در خانه آشپزی کنید – چون روز سختی داشتهاید – یا ترک کردن ترک اعتیاد به دلیل نوشیدن یک لیوان مشروب باشد.
۳. واکنش تکانشی به هیجانات شدید
افراد دیگر در پاسخ به هیجانات شدید بهصورت تکانشی عمل میکنند و بهطور ناامیدانه تلاش میکنند از درد عاطفی فرار کنند. این همان تصویری است که معمولاً هنگام فکر کردن به تکانشگری در اختلال شخصیت مرزی در ذهن داریم.
۴. جستجوی تازگی و هیجان
برخی دیگر بهدنبال تازگی و هیجان میگردند، به این امید که احساس پوچی یا بیحسی را بشکنند. این میتواند مانند رانندگی با سرعت بالا، مصرف مواد، یا حتی غیبت از کار برای رفتن به ساحل باشد.
اگرچه این رفتارها بسیار متفاوت به نظر میرسند، اما توسط فرآیندهای مشابهی هدایت میشوند.
علت اصلی: توجیههای درونی و تقویت نادرست
افراد با اختلال شخصیت مرزی اغلب استعداد زیستشناختی برای تجربه هیجانات شدیدتر و حساسیت ویژه به پاداشهای فوری دارند. اما زیستشناسی تنها بخشی از داستان است. توضیحاتی که به خودمان برای رفتارمان میدهیم نیز احتمال تکرار آنها را تعیین میکند.
بهتعویق انداختن را در نظر بگیرید: تصور کنید ارائه مهمی را به تأخیر میاندازید چون فکر کردن به آن شما را مضطرب میکند. لحظهای که به خود اجازه میدهید آن را به فردا موکول کنید، احتمالاً احساس آرامش میکنید.
رفتار شما این ایده را تقویت کرد که نمیتوانید استرس را مدیریت کنید – وگرنه چرا از کار روی پروژه اجتناب میکردید؟
روزها بعد، با نزدیک شدن مهلت، هراس خود را با «آدرنالین» اشتباه میگیرید و نتیجه میگیرید: «من از آن دسته آدمهایی هستم که برای انجام کار به فشار نیاز دارم.»
همین فرآیند در سایر اشکال تکانشگری رخ میدهد. فرض کنید به محض مواجهه با مانع، یک هدف دشوار را رها میکنید. با ترک کردن، دیگر مجبور نیستید با احتمال شکست روبرو شوید و آن آرامش، تصمیم به کنارهگیری را تقویت میکند. مغز شما به این نتیجه میرسد که ترک کردن، شما را از ناامیدی محافظت میکند. به زودی، «به هر حال شکست میخورم» دیگر یک ترس نیست. بلکه توصیفی دقیق از هویت شما به نظر میرسد.
سپس، تصور کنید در یک لحظه هیجانی شدید به کسی حمله میکنید یا به خودآزاری دست میزنید. آرامشی که به دنبال میآید این ایده را تقویت میکند که هیجانات شما بیش از حد طاقتفرسا هستند. در نهایت، اگر خرید، نوشیدن یا رفتار پرخطری دیگر به طور موقت احساس پوچی را با هیجان جایگزین کند، ممکن است باور کنید برای احساس زنده بودن به آن تجربیات نیاز دارید.
رویکرد درمانی: بازنویسی روایتهای ذهنی
در یک درمان جدید مبتنی بر شواهد برای اختلال شخصیت مرزی، ابتدا با کشف تفکری که اقدامات تکانشی را تغذیه میکند شروع میکنیم. از مراجعان خواسته میشود رفتارهایی را که در هر یک از چهار دسته بالا استفاده میکنند شناسایی کنند: مشکلات در برنامهریزی، مشکلات در پیگیری، انگیزههای هیجانی و جستجوی هیجان.
سپس از آنها خواسته میشود تأمل کنند که چرا از آن رفتار استفاده میکنند؛ مثلاً: «چون وقتی هیجاناتم خیلی شدید هستند به من کمک میکند بیحس شوم.»
هنگامی که آن افکار به آگاهی آورده شدند، با استفاده از انعطافپذیری شناختی میپرسیم آیا این تنها تفسیر ممکن است یا احتمالات دیگری وجود دارد. آیا واقعاً هیجانات شما برای تحمل بسیار شدید هستند؟ آیا پرخوری تنها راهبردی است که میتوانید برای مقابله استفاده کنید، یا فقط خود را به تکیه بر آن عادت دادهاید؟ میتوانید به خود یادآوری کنید که هیجانات شدید همیشه به مرور زمان کاهش مییابند، حتی بدون اینکه کاری برای دور کردن آنها انجام دهید.
البته، صرفاً متفاوت فکر کردن برای از بین بردن سالها یادگیری کافی نیست. مغز به شواهدی نیاز دارد که داستان دیگری درست است.
آزمایش رفتاری
انجام یک آزمایش رفتاری به شما امکان میدهد بررسی کنید که آیا روش جدید تفکر شما درباره موقعیتهایی که رفتار تکانشی را برمیانگیزند اعتبار دارد یا خیر. شما طوری عمل میکنید که گویی یک توضیح جایگزین ممکن است درست باشد و میبینید چه اتفاقی میافتد.
برای مثال، وقتی مراجعانم باور دارند که برای شروع به آدرنالین نزدیک شدن موعد تحویل نیاز دارند، به آنها یادآوری میکنم که آدرنالین برای بلند کردن ماشین از روی کودکان نوپا است، نه برای باز کردن یک سند ورد.
سپس آنها را به چالش میکشم که پروژه خود را زودتر شروع کنند. به طور مشخص، از آنها میخواهم تایمر را برای ۵ دقیقه تنظیم کنند و تا زمانی که زنگ بخورد کار کنند. معمولاً بیش از پنج دقیقه ادامه میدهند، چون شروع کردن سختترین بخش است. این تجربه به شواهدی تبدیل میشود که آنها در واقع میتوانند از قبل آماده شوند.
این روش با سایر اشکال تکانشگری نیز کار میکند. اگر باور دارید که هیجاناتتان غیرقابل تحمل هستند، میتوانید تمرین کنید که یک میل را بدون تلاش فوری برای فرار از آن بالا و پایین بیاید. و اگر به خرید، نوشیدن یا سایر رفتارهای پرخطر برای شکستن احساس پوچی متکی شدهاید، میتوانید فعالیتهای دیگر و کمآسیبتر مانند برنامهریزی با دوستان یا یادداشتنویسی را امتحان کنید.
هرچه شواهد بیشتری جمعآوری کنید، روایت شما شروع به تغییر میکند. دیگر آن نوع آدمی نیستید که به فشار لحظه آخر نیاز دارد.
جمعبندی
یکی از سختترین جنبههای زندگی با اختلال شخصیت مرزی، باور به این است که الگوهای رفتاری شما هویت شما را تعریف میکنند. اما افکاری که رفتار تکانشی را هدایت میکنند واقعیت نیستند. آنها تفسیرهای آموختهشدهای هستند. وقتی شروع به زیر سؤال بردن آنها و جمعآوری شواهدی برای یک داستان متفاوت میکنید، رفتار تکانشی شروع به از دست دادن چنگال خود میکند.
منابع
- تحقیقات مرتبط با اختلال شخصیت مرزی و تکانشگری
- رویکردهای درمانی شناختی-رفتاری برای BPD
