اختلالات روانشناسیاعتیاداعتیاد و بهبودیافسردگیدارودرمانیسلامت روانمقالات

احساس اعتیاد به داروهای ضدافسردگی SSRI/SNRI: واقعیت یا توهم؟

article-1785248709632

چرا بسیاری از بیماران احساس می‌کنند به داروهای ضدافسردگی معتاد شده‌اند؟

تقریباً از هر نه بزرگسال آمریکایی، یک نفر از داروهای ضدافسردگی (AD) استفاده می‌کند. این نسخه‌ها نه تنها توسط روانپزشکان، بلکه بیشتر توسط پزشکان مراقبت‌های اولیه، متخصصان داخلی، پزشکان خانواده و پرستاران تجویز می‌شوند. درمان اغلب طولانی‌مدت است و بسیاری از بیماران به مدت پنج سال یا بیشتر از این داروها استفاده می‌کنند.

افسردگی بسیار فراتر از غم معمولی است. برای بسیاری از بیماران، داروهای ضدافسردگی واقعاً مفید هستند. قبل از اینکه داروهای ضدافسردگی مدرن به طور گسترده در دسترس باشند، افسردگی شدید اغلب منجر به ناتوانی طولانی‌مدت، بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی، خودکشی و وابستگی بیشتر به درمان با شوک الکتریکی (ECT) می‌شد.

با وجود مزایا، داروهای ضدافسردگی همچنان بحث‌برانگیز هستند. یکی از رایج‌ترین شکایات این است که بیماران ممکن است بگویند احساس «اعتیاد» می‌کنند، زیرا قطع مصرف این داروها دشوار است. برخی از بیمارانی که مصرف SSRI یا SNRI را قطع می‌کنند، می‌گویند که این تجربه بدتر از ترک مواد مخدر است. در نتیجه، بسیاری به این نتیجه می‌رسند که این داروها باید اعتیادآور باشند. پزشکان معمولاً با این نظر مخالفند.

چرا بیماران ممکن است احساس «اعتیاد» کنند؟

فرض کنید دارویی روزانه به مدت ماه‌ها یا سال‌ها مصرف می‌شود. یک نوبت فراموش می‌شود و علائم ناراحت‌کننده‌ای ظاهر می‌شوند. مصرف دارو از سر گرفته می‌شود و علائم بهبود می‌یابند. بیمار نتیجه می‌گیرد: «اگر با قطع دارو مریض می‌شوم و با شروع دوباره بهتر می‌شوم، پس حتماً معتاد شده‌ام.» اما مشکل در قطع یک دارو با اعتیاد یکی نیست.

با گذشت زمان، داروهای ضدافسردگی تغییرات تطبیقی در مدارهای مغزی مرتبط با سروتونین و نوراپی‌نفرین ایجاد می‌کنند. هنگامی که درمان متوقف می‌شود، علائم ترک ممکن است در حالی ظاهر شوند که مغز در حال تنظیم مجدد برای عملکرد بدون آن تطابق‌ها است.

SSRI و SNRI می‌توانند چیزی را تولید کنند که بیماران آن را علائم ترک می‌نامند، اما به طور دقیق‌تر باید آنها را علائم قطع مصرف نامید که در صورت قطع ناگهانی یا کاهش سریع دوز ظاهر می‌شوند.

بسیاری از داروهای رایج تجویزی می‌توانند هنگام قطع ناگهانی، پدیده‌های ترک یا بازگشت قابل توجهی ایجاد کنند، از جمله کورتیکواستروئیدها، بتا بلوکرها، کلونیدین، باکلوفن و داروهای ضدصرع. برخی از سندرم‌های ترک می‌توانند از نظر پزشکی خطرناک و گاهی تهدیدکننده زندگی باشند.

داروهای ضدافسردگی در این دسته گسترده‌تر از داروها قرار می‌گیرند: آنها ممکن است نیاز به کاهش تدریجی دوز داشته باشند زیرا در طول درمان، سازگاری فیزیولوژیکی ایجاد می‌شود.

آنچه که ترک داروهای ضدافسردگی را به ویژه ناراحت‌کننده می‌کند این است که بسیاری از علائم غیرمعمول و توصیف‌ناپذیر هستند.

این علائم ممکن است شامل سرگیجه، عدم تعادل، تهوع، علائم شبه آنفولانزا، اضطراب، تحریک‌پذیری، بی‌خوابی، نوسانات عاطفی، اختلالات حسی و به اصطلاح «شوک‌های مغزی» باشد که بسیاری از بیماران آن را به عنوان احساسات کوتاه شوک الکتریکی توصیف می‌کنند.

چنین تجربیاتی می‌توانند ترسناک باشند و این تصور را ایجاد کنند که یک مشکل جدی وجود دارد.

در برخی موارد، علائم در عرض چند روز پس از قطع درمان یا در موارد شدید، پس از جا انداختن یک یا دو قرص ظاهر می‌شوند. برخی از داروهای ضدافسردگی با نیمه‌عمر کوتاه‌تر، به ویژه ونلافاکسین، دس ونلافاکسین، دولوکستین و پاروکستین، ممکن است پس از یک نوبت فراموش شده علائم ایجاد کنند. بیماران می‌توانند یک ارتباط قوی ایجاد کنند: «اگر SSRI مصرف نکنم، فوراً مریض می‌شوم.»

این تجربه بسیار شبیه به اعتیاد است، حتی زمانی که مکانیسم زمینه‌ای متفاوت باشد.

تفاوت کلیدی در اینجاست: در اعتیاد واقعی، فرد به دنبال مصرف ماده مخدر برای رسیدن به سرخوشی یا تغییر حالت روانی است و این رفتار به صورت اجباری و با وجود عواقب منفی ادامه می‌یابد. اما در مورد داروهای ضدافسردگی، بیماران برای احساس خوب مصرف نمی‌کنند، بلکه برای جلوگیری از احساس بد ناشی از قطع مصرف، دارو را ادامه می‌دهند. این یک وابستگی فیزیکی است، نه یک اعتیاد روانی.


اعتیاد در مقابل وابستگی فیزیکی

تمایز بین اعتیاد و وابستگی فیزیکی برای درک این بحث حیاتی است.

اعتیاد با مصرف اجباری بدون توجه به آسیب، ولع مصرف، از دست دادن کنترل، مسمومیت و فعال شدن مدارهای پاداش مغز که رفتار جستجوی مکرر مواد مخدر را تقویت می‌کند، مشخص می‌شود. مواد اعتیادآور مانند نیکوتین، هروئین و سایر مواد افیونی، کوکائین، الکل و متامفتامین معمولاً این ویژگی‌ها را ایجاد می‌کنند.

SSRI و SNRI به طور کلی این ویژگی‌ها را ندارند.

  • بیماران دوزهای فزاینده‌ای از داروهای ضدافسردگی برای مسموم شدن مصرف نمی‌کنند.
  • آنها به دنبال داروهای ضدافسردگی برای سرخوشی نیستند.
  • این داروها ارزش خیابانی ندارند، به ندرت برای استفاده تفریحی منحرف می‌شوند و رفتار اجباری جستجوی مواد مخدر ایجاد نمی‌کنند.
  • داروهای ضدافسردگی ویژگی‌های رفتاری مورد نیاز برای تشخیص اختلال مصرف مواد (DSM-5) مانند ولع مصرف، مصرف اجباری، از دست دادن کنترل یا ادامه مصرف با وجود آسیب را ایجاد نمی‌کنند.

وابستگی فیزیکی متفاوت است. این حالت زمانی رخ می‌دهد که بدن و مغز با حضور مزمن یک دارو سازگار می‌شوند. هنگامی که دارو کاهش یا قطع می‌شود، ممکن است علائمی در حین تنظیم مجدد سیستم عصبی ظاهر شوند. وابستگی فیزیکی می‌تواند و اغلب در بسیاری از داروهایی که اعتیادآور در نظر گرفته نمی‌شوند، رخ دهد.

کوکائین به شدت اعتیادآور است، با وجود اینکه سندرم‌های ترک چشمگیر و خطرناک پزشکی که با الکل، بنزودیازپین‌ها یا مواد افیونی دیده می‌شود را ندارد. علائم ترک، اعتیاد را تعریف نمی‌کنند.

چرا ترک داروی ضدافسردگی می‌تواند شدید باشد؟

شدت علائم قطع مصرف داروهای ضدافسردگی را نمی‌توان صرفاً با وجود علائم فیزیکی توضیح داد. ترک بر اندامی که مسئول پردازش علائم است تأثیر می‌گذارد: مغز.

بسیاری از سندرم‌های ترک عمدتاً ناراحتی فیزیولوژیکی ایجاد می‌کنند. قطع مصرف داروهای ضدافسردگی ممکن است علائم فیزیولوژیکی ایجاد کند و همزمان کنترل خلق و خو، پردازش اضطراب، ارزیابی عاطفی و درک علائم را تغییر دهد. بیماران نه تنها علائم را تجربه می‌کنند، بلکه ممکن است بیشتر از آن علائم ناراحت شوند، بیشتر روی آنها تمرکز کنند و توانایی کمتری برای بافر عاطفی تجربه داشته باشند.

ناراحتی ناشی از قطع مصرف داروهای ضدافسردگی اغلب به‌طور نامتناسبی ناراحت‌کننده توصیف می‌شود، حتی اگر معمولاً با عوارض خطرناک پزشکی که در ترک الکل، بنزودیازپین‌ها یا برخی داروهای دیگر دیده می‌شود، همراه نباشد.

عارضه دیگر این است که علائم ترک اغلب شبیه شرایطی هستند که داروهای ضدافسردگی در ابتدا برای آنها تجویز شدند. بیماران و پزشکان ممکن است به اشتباه چنین علائمی را به عنوان عود بیماری روانی زمینه‌ای تفسیر کنند، نه به عنوان ترک. نتیجه سردرگمی قابل درک است.

بیماران ممکن است فکر کنند معتاد شده‌اند. پزشکان ممکن است فکر کنند بیماری بازگشته است. اما گاهی اوقات هر دو تفسیر نادرست هستند.

همه داروهای ضدافسردگی خطر یکسانی ندارند

خطر قطع مصرف در بین داروهای ضدافسردگی به طور قابل توجهی متفاوت است. در بین SSRIها، پاروکستین (Paxil) به طور مداوم با نرخ بالاتری از علائم ترک همراه است، عمدتاً به دلیل نیمه‌عمر نسبتاً کوتاه آن. فلوکستین (Prozac) به طور کلی کمترین خطر قطع مصرف را دارد زیرا نیمه‌عمر طولانی و متابولیت فعال آن یک اثر کاهش تدریجی داخلی ایجاد می‌کند. اسیتالوپرام (Lexapro) و سیتالوپرام (Celexa) در جایی بین این دو قرار می‌گیرند.

در میان داروهای ضدافسردگی جدیدتر، برخی از بالاترین بار ترک با SNRIها مرتبط است، از جمله ونلافاکسین (Effexor XR)، دس ونلافاکسین (Pristiq/Khedezla) و دولوکستین (Cymbalta).

مدت زمان درمان نیز مهم به نظر می‌رسد. داروهای ضدافسردگی اغلب برای سال‌ها مصرف می‌شوند و قرار گرفتن طولانی‌تر معمولاً به معنای سازگاری عصبی بیشتر و احتمالاً مشکل بیشتر در ترک است.

علائم قطع مصرف SSRI و SNRI می‌توانند ناراحت‌کننده و گاهی شدید باشند، اما به طور کلی احتمال ایجاد عوارض پزشکی تهدیدکننده زندگی نسبت به ترک بسیاری از داروهای رایج دیگر، از جمله کورتیکواستروئیدها، داروهای ضدصرع، باکلوفن، کلونیدین و بتا بلوکرها، کمتر است.

SSRI و SNRI باعث اعتیاد نمی‌شوند، اما در صورت قطع مصرف، سازگاری فیزیولوژیکی با درمان مزمن ممکن است منجر به علائم ترک شود. آنها واقعی هستند و ممکن است ناراحت‌کننده باشند.

بخشی از بحث‌برانگیز بودن داروهای ضدافسردگی ممکن است ناشی از نحوه بحث تاریخی در مورد آنها و انتظارات بیماران ناشی از آن باشد. بسیاری از بیماران به آنها گفته شد که این داروها «غیر اعتیادآور» هستند و قطع آنها آسان است. هنگامی که علائم ترک قابل توجهی رخ می‌دهد، بیماران ممکن است احساس گمراهی، نادیده گرفته شدن یا حتی خیانت کنند. بی اعتمادی ناشی از آن می‌تواند عمیق باشد.

اکثر علائم قطع مصرف در طی روزها تا هفته ها برطرف می‌شوند. با این حال، زیرمجموعه‌ای از بیماران به نظر می‌رسد علائم ترک طولانی‌تری را تجربه می‌کنند که ممکن است ماه‌ها ادامه یابد، اگرچه تخمین‌های فراوانی و عوامل خطر همچنان نامشخص است.

پزشکان می‌توانند با جایگزینی اظهارات بیش از حد ساده شده با زبان دقیق‌تر، اعتماد را بهبود بخشند. یک توضیح دقیق‌تر می‌تواند این باشد: SSRI و SNRI به معنای سنتی اعتیادآور نیستند، اما می‌توانند وابستگی فیزیکی و علائم ترک بالینی معناداری را در صورت قطع مصرف ایجاد کنند، که بیشتر موارد ناشی از قطع ناگهانی یا کاهش خیلی سریع دوز است.

جمع‌بندی

مغز با درمان طولانی‌مدت داروهای ضدافسردگی سازگار می‌شود و قطع ناگهانی دارو ممکن است علائم ترک را ایجاد کند. این نشان‌دهنده وابستگی فیزیولوژیکی است، نه اعتیاد.

ترک داروهای ضدافسردگی واقعی است، اما با اعتیاد یکی نیست. درک این تمایز به پزشکان اجازه می‌دهد تا از نظر علمی دقیق بمانند و در عین حال تجربیات بیماران را تأیید کنند. هنگامی که چنین گفتگوهایی با صداقت و همدلی انجام می‌شود، بیماران برای تصمیم‌گیری آگاهانه بین درمان‌های دارویی و غیردارویی، حفظ اعتماد به مراقبت خود و کاهش تدریجی ایمن داروها در زمان مناسب، مجهزتر می‌شوند.


منابع

  • DSM-5 (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition) – معیارهای تشخیصی اختلال مصرف مواد.
  • راهنماهای بالینی مرتبط با قطع مصرف داروهای ضدافسردگی و مدیریت علائم ترک.

 

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!