اختلالات روانشناسیروابط انسانی و فناوریروانشناسی تکنولوژیروانشناسی نوجوان و جوانسلامت روانمقالات

آیا تکنولوژی را شخصی می‌گیرید؟ آیا دستگاه‌تان قصد دارد از شما انتقام بگیرد؟

article-1785345123135

آیا تکنولوژی را شخصی می‌گیرید؟ آیا دستگاه‌تان قصد دارد از شما انتقام بگیرد؟

رابطه ناکارآمد و یک‌طرفه ما با فناوری؛ وقتی ابزارها به خیانت‌گران عاطفی تبدیل می‌شوند

تکنولوژی هرگز دوست نویسندگان نبوده است. دوروتی پارکر، نویسنده مشهور، زمانی شکایت کرد که از ماشین‌تحریری که برای امرار معاش به آن وابسته بود، آنقدر اطلاعات کمی داشت که یک بار «یک ماشین‌تحریر جدید خرید چون نمی‌توانستم نوار آن را عوض کنم.»

من این مقاله را دو ماه پیش شروع کردم، اما آن را گم کردم. مانند برف‌های سال‌های گذشته ویلون یا آن پسرعمویی که از من پول قرض کرده بود، کلمات ناپدید شدند. آنقدر احساس بیهودگی، خودتنفری و کهنگی می‌کردم که تا امروز نتوانسته بودم با فکر احیای دوباره آن استدلال روبرو شوم. ایمیل‌ها، فیسبوک و لینکدین آسان بودند چون چیز زیادی از من نمی‌خواستند، اما احتمال خلق چیزی جدید فقط برای اینکه بدون هیچ اثری ناپدید شود، باعث اضطرابی عمیق‌تر از آن چیزی می‌شد که می‌خواستم بپذیرم.

احساس می‌کردم مثل پارکر هستم: می‌خواستم یک کامپیوتر جدید بخرم، کامپیوتری که با فرض اینکه می‌توانم اشتباهات را اصلاح کنم، به من خیانت نکند. می‌خواستم از دستگاه قدیمی‌ام جدا شوم چون مرا احمق جلوه داده بود.

دلیل رابطه ناکارآمد من و کامپیوترم این است که کاملاً یک‌طرفه است: به کارهای من اهمیتی نمی‌دهد. مک من فقط یک ژیگولو است.

همانطور که پول اهمیت نمی‌دهد چه کسی آن را خرج می‌کند، تکنولوژی هم اهمیت نمی‌دهد چه کسی از آن استفاده می‌کند. من احساساتم را روی وابستگی خودم به ماشین‌های زیادی در زندگی‌ام سرمایه‌گذاری کرده‌ام، اما آنها در برابر خواسته‌ها و نیازهای من آسیب‌ناپذیر هستند، حتی اگر به نوک انگشتانم پاسخ دهند و مدام افزونه‌های جدید بخواهند.

تجربه من تنها تجربه «تکنولوژی خیانت‌گر» (BT) نیست. وقتی از دوستانم درباره داستان‌هایشان پرسیدم، صفحه نمایشم مثل یک دستگاه پین‌بال روشن شد. رابرت اس. مک‌کالیستر بلافاصله پاسخ داد: «وقتی اپراتور دیگر نگفت “شماره، لطفاً.”» نیک ساخنوفسکی به دیدگاه درستی اشاره کرد: «مداد رنگی من در مهدکودک شکست،» او به یاد آورد، با وجود اینکه مداد رنگی محکمی با یک طرف صاف بود؛ نیک آن را به تمرکز خود در کودکی نسبت می‌دهد. جیمی وول لوهر به یاد آورد که وقتی دخترش دانشجو بود و فوری به پول نیاز داشت، اصرار کرد که والدینش فقط «آن را فکس کنید، باشه؟»

چاد استنلی، هنرمند، گفت که اولین بار که «مودم جیغ کشید» توسط تکنولوژی خیانت شد، و جو-آن مپسون، رمان‌نویس موفق، با «اولین باری که یک فصل را از دست دادم» ناراحتی قلبی من را تکرار کرد (اما در سطحی عمیق‌تر و طنین‌اندازتر).

نانسی پلاتی گفت که وقتی در ۴۵ سالگی به مدرسه برگشت، «یک مقاله حماسی نوشت، روی صفحه کلیک کرد و آن را گم کرد. این احتمالاً درخشان‌ترین نوشته‌ای بود که تا به حال نوشته بودم.»

احساس خیانت؛ از خرابی مودم تا گم شدن فایل‌ها

اعترافی دارم: حتی در این دور آخر که نسخه اولیه مقاله برای Psychology Today درباره تکنولوژی را از دست دادم، با این حس دست و پنجه نرم کردم که انگار «ویراستار بزرگ بیرونی» (من یک کاتولیک رومی بهبودیافته هستم و دین کودکی‌ام فقط در چنین خرافات تنبیه‌گرانه‌ای ظاهر می‌شود) به من می‌گفت دوباره بنویسم چون بخش‌های اول به اندازه کافی خوب نبودند. شاید نسخه‌ای از «بهترین جهان ممکن» یا راهی برای خارج شدن از خط عریض ناامیدی؟ به هر حال، مجبور بودم شخصاً درگیر شوم.

دوستان دیگر داستان‌هایی از الهام‌بخشی نفس‌گیر دارند. داستان جوآن مولر قابل توجه است: «من در دنیای قبل از دیجیتالی شدن یک طراح گرافیک شدم. از نوابغ در زمینه‌های عصر رنسانسشان یاد گرفتم: طراحی فونت، حروف‌نگاری تابلو، چاپ سیلک، کاربرد ورق طلا، نقشه‌کشی، مدل‌سازی، طراحی مقیاس و استفاده از ابزار در ساخت چوب و فلز. [اما به مرور زمان] مجموعه مهارت‌هایم به اندازه یک خط‌کش محاسبه قدیمی شد و به مجموعه نقاشی و طراحی آکادمیک حتی قدیمی‌ترم بازگشتم، و هنوز به عنوان یک “تصویرگر” کار پیدا می‌کردم تا اینکه کسی با یک نیکون خوب و فتوشاپ توانست از من پیشی بگیرد. چقدر خوش‌شانس بودم که نه تنها موفقیت‌هایم، بلکه شکست‌های رقابتی‌ام را نیز با بازگرداندن کامل آنها به دهه‌های پربار آموزش هنر تجسمی و تفکر سیستمی بر روی محراب عشق اولم به علوم انسانی پشت سر گذاشتم.»

تفسیر و توضیح تکمیلی

این داستان‌ها نشان می‌دهند که احساس خیانت از سوی تکنولوژی، ریشه در انتظارات نادرست ما دارد. ما از دستگاه‌هایمان انتظار داریم که مانند یک شریک عاطفی، نیازهای ما را درک کنند و به ما وفادار بمانند. اما تکنولوژی ذاتاً بی‌احساس و ابزاری است. این ما هستیم که با سرمایه‌گذاری عاطفی بیش از حد روی این ابزارها، خود را در معرض ناامیدی و احساس خیانت قرار می‌دهیم. در واقع، مشکل از ناکارآمدی تکنولوژی نیست، بلکه از رابطه یک‌طرفه‌ای است که ما با آن برقرار کرده‌ایم.

آیا کامپیوتر شما هم آرزوهای بزرگ دارد؟

نزدیک به پایان ترم گذشته، یکی از دانشجویان رشته نویسندگی خلاق من در دانشگاه کانکتیکات، با بی‌حوصلگی پرسید که آیا کامپیوتر رومیزی دفتر من آرزو نمی‌کند که در دفتر یک استاد ریاضیات، فیزیک یا زیست‌شناسی سلولی کار کند تا بتواند کاری بیش از یک پردازشگر کلمه افتخاری انجام دهد. «کاری که شما می‌کنید مهم است و همه چیز،» او به سرعت ادامه داد و متوجه شد که من هنوز نمرات را ثبت نکرده‌ام. «اما اگر کامپیوتر بخواهد کهکشان‌ها را کاوش کند یا ژن‌ها را برش بزند، چه؟؟»

با پیشنهاد اینکه یک داستان کوتاه بر اساس این فکر بنویسد، خودم را در حال تعجب در دو چیز یافتم: اینکه آیا این جوان باید به فکر اضافه کردن رشته دیگری باشد چون در انتخاب‌های زندگی خود محدودیت احساس می‌کند و اینکه آیا من جاه‌طلبی‌های سیستم عامل خود را دست کم گرفته‌ام.

در حالی که هر دو ممکن است درست باشند، من فقط به اولی اهمیت می‌دهم؛ آن دختر جوان باید کشف کند که توانایی‌ها و استعدادهای خودش در این مقطع از تحصیل چقدر می‌توانند بی‌نهایت باشند، اما ابزارهای حرفه من، که اینگونه تصمیم گرفته‌ام تکنولوژی را در نظر بگیرم، برای استفاده من وجود دارند.

جمع‌بندی

وقتی دستگاه‌هایم من را ناامید می‌کنند، آنها در حال تلافی کردن نیستند. و من هم در حال شکست دادن آنها نیستم. مهم‌تر از آن، من در حال شکست دادن خودم نیستم. این نگرش کلیدی است: تکنولوژی یک ابزار است، نه یک شریک عاطفی. با پذیرش این واقعیت، می‌توانیم از احساس خیانت و ناامیدی رها شویم و از تکنولوژی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهدافمان استفاده کنیم، بدون اینکه انتظار داشته باشیم نیازهای عاطفی ما را برآورده کند.

سوالات متداول

این مقاله بر چه پایه‌ای استوار است؟

این نوشتار بر پایه یافته‌های روان‌شناختی و مرور منابع علمی تهیه شده است تا درکی کاربردی از موضوع ارائه دهد.

چرا مراجعه به متخصص اهمیت دارد؟

مطالب این صفحه جنبه آموزشی دارند و جایگزین مشاوره تخصصی نیستند؛ در صورت نیاز به تشخیص یا درمان، به متخصص مراجعه کنید.

چگونه می‌توانم بیشتر بیاموزم؟

مطالعه منابع علمی معتبر و پیگیری مقالات مرتبط در همین سایت، گامی مؤثر در افزایش آگاهی شماست.


منابع و مطالعات مرجع

  • مراجع علمی و پژوهش‌های مرتبط در حوزه روان‌شناسی و سلامت روان (بر اساس منابع اصلی مقاله).

بیشتر در همین موضوع بخوانید

مقاله‌های تخصصی دیگری که در دسته‌بندی‌های مشابه منتشر شده‌اند.

💬

نظرات

0
?
نظر شما
لطفاً نظر خود را بنویسید
نظر شما پس از تایید نمایش داده می‌شود
💬

هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!