ابژه‌سازی زنان؛ تاکتیک پنهان خشونت خانگی که هنوز جدی گرفته نمی‌شود

نگاهی به ابژه‌سازی به عنوان ابزاری برای تداوم خشونت علیه زنان

اکتبر با رنگ‌های باشکوه و هوای خنک خود همه چیز زیبای پاییز را به ارمغان می‌آورد، اما جنبه تاریک‌تری نیز دارد، زیرا به عنوان ماه آگاهی از خشونت خانگی شناخته می‌شود.

با نزدیک شدن به پایان این ماه، به خشونت خانگی به عنوان روانشناس، مربی و مشاور فکر می‌کنم. در این نوشته می‌خواهم توجه خود را به چیزی معطوف کنم که جزئی جدایی‌ناپذیر از خشونت علیه زنان است، اما همیشه مورد بررسی و درک قرار نمی‌گیرد.

در اینجا بر ابژه‌سازی به عنوان یک تاکتیک و استراتژی کلیدی برای تداوم خشونت علیه زنان تمرکز خواهم کرد.

خشونت مردان علیه زنان اشکال گوناگونی دارد، از جمله فیزیکی، عاطفی، مالی و جنسی.

مردان برای انجام و توجیه رفتار خود به تاکتیک‌ها و استراتژی‌های متعددی متکی هستند: انکار، سرزنش، کوچک‌شمردن، عقلانی‌سازی، دیدن خود به عنوان قربانی، ابژه‌سازی و غیره.

دلایل مختلفی برای ابژه‌سازی زنان توسط مردان وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها احساس استحقاق و بستر اجتماعیِ تحمل این رفتار است.

معنای ابژه‌سازی؛ از انسان تا «چیز»

افراد معمولاً کسانی را ابژه‌سازی می‌کنند که آن‌ها را «کم‌تر» می‌دانند: کم‌ارزش‌تر، کم‌اهمیت‌تر و کم‌انسان‌تر. ریشه واژه ابژه‌سازی «ابژه» (object) به معنای شیء است و وقتی افراد ابژه‌سازی می‌شوند، به چشم یک چیز نگریسته می‌شوند.

چیزهایی که می‌توان آن‌ها را پرتاب کرد، بدرفتاری کرد، دور انداخت، از بین برد و جایگزین کرد.

چهره‌های گوناگون ابژه‌سازی در زندگی واقعی

ابژه‌سازی مردان اشکال مختلفی دارد. به یاد دارم که در یک روایتی برای مردان خشن، مردی فاش کرد که همسر باردارش را در همه جای بدن جز ناحیه شکم مشت می‌زند و توجیهش این بود: «نمی‌زنمش تو شکم چون بچه آدمه.»

در مثال دیگر، مردی در گروه مشاوره گفت تنها راهی که می‌تواند به اوج لذت جنسی برسد این است که تصاویر پورنوگرافی از زنان دیگر را دور همسرش پهن کند.

نمونه‌هایی مانند این نشان می‌دهد که برخی مردان تا چه اندازه مستقیماً از پیام‌های جامعه جنسیت‌زده سرمایه‌برداری می‌کنند.

وقتی افراد ابژه‌سازی می‌شوند، از انسانیت تهی می‌گردند و در نتیجه کنترل، دستکاری، آسیب و صدمه زدن به آن‌ها آسان‌تر می‌شود.

هرچند امروزه در فرهنگ درباره «مردانگی سمی» بیشتر صحبت می‌شود، این به معنای کاهش این پدیده نیست. در واقع می‌توان گفت در فضای سیاسی-اجتماعی پرتنش کنونی زندگی می‌کنیم که در آن ابژه‌سازی عادی شده است؛ همان طور که در رفتار با مهاجران و دیگر گروه‌های به حاشیه رانده شده آشکار است. ریشه‌های ابژه‌سازی در مالکیت‌طلبی و این باور نهفته است که شخص دیگری را می‌توان به‌عنوان دارایی در نظر گرفت.

حسادت و مالکیت؛ زنگ خطرهای نادیده گرفته شده

بسیار مهم است که زنان حسادت و مالکیت‌طلبی را همان طور که هستند ببینند: نشانه‌های هشداردهنده‌ای که در طیف ابژه‌سازی و سوءاستفاده قرار دارند.

اما متأسفانه، فرهنگ قرار عاشقانه (dating) پیام‌های بسیار تحریف‌شده‌ای درباره این مسائل به زنان و مردان منتقل کرده است و باعث شده بسیاری افراد به‌اشتباه حسادت و مالکیت را به‌عنوان علاقه و مراقبت واقعی تفسیر کنند.

ابژه‌سازی نه تنها یک تاکتیک خشونت‌بار علیه زنان است، بلکه ریشه در ساختارهای اجتماعی و باورهای مالکیت‌طلبانه دارد. با وجود افزایش آگاهی درباره مردانگی سمی، این پدیده همچنان در لایه‌های پنهان فرهنگ ما جریان دارد. شناخت ابژه‌سازی و نشانه‌های آن مانند حسادت و مالکیت می‌تواند اولین گام برای پیشگیری از خشونت خانگی باشد.


منابع

  • Psychology Today – The Problem with Objectification, 2023
  • تحلیل و ترجمه از تیم محتوای روان‌شناسی دکتر یاسین نجفی زادگان

 

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *