آیا خودشیفته‌ها از خودشیفتگی خود خبر دارند؟ پاسخ محققان شگفت‌انگیز است

تحقیقات روانشناختی نشان می‌دهد که افراد خودشیفته نه تنها از خودشیفتگی خود آگاهند، بلکه آن را یک ویژگی مثبت برای خود می‌دانند

خودشیفتگی، با ویژگی‌هایی مانند خودبزرگ‌بینی، توجه‌طلبی و احساس استحقاق، روابط را تخریب می‌کند. کیت کمپبل، متخصص خودشیفتگی، آن را «بیماری‌ای توصیف می‌کند که مبتلایان احساس خوبی دارند، اما اطرافیانشان رنج می‌برند.» در رسانه‌های عمومی و پژوهش‌های آکادمیک، بحث درباره اثرات مخرب خودشیفتگی بر روابط بین‌فردی، به‌ویژه در بلندمدت، فراوان است.

اگر خودشیفته‌ها فکر می‌کنند عالی هستند، آیا این به آن معناست که از آسیبی که به دیگران می‌زنند یا تصویر منفی‌ای که ایجاد می‌کنند بی‌خبرند؟

آیا آنها با خوشی از آسیب و شهرت بدی که بر جای می‌گذارند غافلند؟

یا اینکه از خودشیفتگی خود آگاهند و به‌خوبی می‌دانند چگونه بر دیگران تأثیر می‌گذارد؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که آنها کاملاً از خودشیفتگی خود آگاهند و آن را مشکل نمی‌دانند.

پاسخ قطعی: بله، خودشیفته‌ها می‌دانند که خودشیفته هستند

ساده‌ترین شواهد از روانشناسانی می‌آید که خودشیفتگی را اندازه‌گیری می‌کنند. روانشناسان شخصیت، ویژگی‌های خودشیفتگی را در جمعیت عمومی می‌سنجند و به ندرت بر افرادی با تشخیص بالینی اختلال شخصیت خودشیفته تمرکز می‌کنند.

چندین پرسشنامه شخصیتی برای اندازه‌گیری این ویژگی‌ها وجود دارد و هر پرسشنامه شامل آیتم‌های متعددی است، بنابراین شرکت‌کنندگان می‌توانند نمره‌ای از نسبتاً کم تا نسبتاً بالا در ویژگی‌های خودشیفتگی دریافت کنند. پرکاربردترین ابزار، پرسشنامه شخصیت خودشیفته (NPI) است. برای کارایی بیشتر، پژوهشگران مقیاس تک‌آیتمی خودشیفتگی را توسعه دادند که از شرکت‌کنندگان می‌خواهد میزان صدق عبارت زیر را در مورد خود ارزیابی کنند: «من یک خودشیفته هستم.»

(پژوهشگران تعریف «خودشیفته» را به عنوان خودپسند، خودمحور و متکبر در یادداشتی برای شرکت‌کنندگان ذکر کردند).

در این مطالعه، افرادی که به این سؤال تک‌آیتمی پاسخ دادند، پرسشنامه بلند NPI را نیز تکمیل کردند. نتایج نشان داد که همبستگی ثابت و متوسطی بین پاسخ‌های شرکت‌کنندگان به این سؤال و نمره NPI آنها وجود دارد. به طور خلاصه: اگر کسی اعتراف کند که خودشیفته است، معمولاً واقعاً خودشیفته است.

خودآگاهی از ویژگی‌های خودشیفتگی

مطالعات متعدد نشان داده است که افراد خودشیفته در واقع خود را دارای ویژگی‌ها و رفتارهای خودشیفته توصیف می‌کنند. کسانی که نمرات بالاتری در مقیاس‌های خودشیفتگی کسب می‌کنند، خود را متکبرتر و مستعد اغراق در مهارت‌هایشان ارزیابی می‌کنند. همچنین خود را تحقیرکننده‌تر، لاف‌زن‌تر و منتقدتر نسبت به دیگران توصیف می‌کنند. این خودادراکی‌ها با واقعیت نیز مطابقت دارد. مطالعات نشان می‌دهد این نظرات هم توسط افرادی که تازه با آنها آشنا می‌شوند و هم توسط کسانی که آنها را خوب می‌شناسند (مانند دوستان و اعضای خانواده) به اشتراک گذاشته می‌شود.

آیا خودشیفته‌ها از پیامدهای منفی ویژگی‌های خود آگاهند؟

افراد دارای ویژگی‌های منفی یا مشکل‌ساز می‌توانند از این ویژگی‌ها آگاه باشند و همچنین متوجه شوند که این ویژگی‌ها برای خودشان یا دیگران مشکلاتی ایجاد می‌کند. در واقع، بسیاری از افراد فعالانه می‌خواهند شخصیت خود را برای بهتر شدن تغییر دهند. اما خودشیفته‌ها چطور؟

در یک مطالعه، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا میزان مطلوبیت اجتماعی ویژگی‌های خودشیفته (مانند تکبر) را ارزیابی کنند (یعنی آیا پیامدهای مطلوب اجتماعی دارند؟) و همچنین میزان مطلوبیت شخصی آن‌ها (یعنی آیا پیامدهای مثبت برای خودشان دارند؟).

افراد با خودشیفتگی بالا فکر نمی‌کردند این ویژگی‌ها از نظر اجتماعی مطلوب باشند – آنها به اندازه دیگران آگاه بودند که این ویژگی‌ها می‌توانند تأثیر منفی بر دیگران داشته باشند. با این حال، افراد با خودشیفتگی بالا بیشتر این ویژگی‌ها را برای خودشان خوب می‌دانستند. آنها همچنین تمایل داشتند خود ایده‌آل خود را دارای سطوح بالاتری از این ویژگی‌ها توصیف کنند – یعنی فکر می‌کردند ایده خوبی است که حتی متکبرتر، تحقیرکننده‌تر و مستعد لاف‌زنی بیشتری باشند.

این یافته نشان می‌دهد که خودشیفته‌ها به طور کامل از تأثیر منفی رفتار خود بر دیگران آگاهند، اما این تأثیر را برای خودشان ارزشمند می‌دانند. آنها به جای تلاش برای تغییر، آرزو دارند که حتی خودشیفته‌تر شوند. این دیدگاه با نظریه «ویژگی در برابر نقص» همخوانی دارد: از نظر آنها، خودشیفتگی یک ویژگی مفید برای کسب جایگاه و قدرت است، نه یک نقص شخصیتی.

خودادراکی در حوزه‌های مختلف: هوش، جذابیت و مهربانی

مطالعاتی که از شرکت‌کنندگان می‌خواهد خود را در طیفی از ویژگی‌های بین‌فردی ارزیابی کنند، نشان می‌دهد که خودشیفته‌ها تمایل دارند خود را به ویژه باهوش، برون‌گرا و از نظر فیزیکی جذاب ببینند، و در این ویژگی‌ها نسبت به دید دیگران از خود، اغراق می‌کنند. با این حال، آنها دیدگاه چندان بالایی درباره صداقت و مهربانی خود ندارند.

نظریه حقارت پنهان: افسانه یا واقعیت؟

یک نظریه رایج این است که در اعماق وجود، خودشیفته‌ها مخفیانه احساس حقارت می‌کنند. اما شواهد خلاف آن را نشان می‌دهد. یک مطالعه هوشمندانه که از داده‌های زمان واکنش برای اندازه‌گیری خودادراکی‌های خودکار و ناخودآگاه استفاده کرد، نشان داد که خودشیفته‌ها احساس خوبی نسبت به خود دارند. و باز هم، آنها تمایل داشتند ارزش خود را در ویژگی‌های عاملی (مانند جذابیت، برون‌گرایی و هوش) هم به صورت آگاهانه و هم ناخودآگاه اغراق کنند، اما در ویژگی‌های بین‌فردی (مانند گرمی و مهربانی) این کار را نمی‌کردند.

اولویت‌های زندگی خودشیفته‌ها: جایگاه و ثروت در برابر مهربانی

خودشیفته‌ها به سادگی باور ندارند که آدم خوب بودن چندان مهم است. وقتی شریک عاطفی انتخاب می‌کنند، بیشتر بر ظاهر و جایگاه تأکید می‌کنند تا مهربانی، و زمانی خوشحال‌ترین هستند که شریکشان استانداردهای آنها را در آن زمینه‌ها برآورده کند. وقتی درباره اهداف زندگی‌شان سؤال می‌شود، ثروت و شهرت را اولویت می‌دهند و زمانی که به آن اهداف می‌رسند، شادترین هستند. افراد با خودشیفتگی پایین معمولاً در روابط با کسانی که مهربان و فداکار هستند رضایت بیشتری دارند و در زندگی اگر اهدافی مانند داشتن روابط شخصی رضایت‌بخش و کمک به جامعه را دنبال کنند، شادتر هستند.

جمع‌بندی: یک ویژگی، نه یک نقص

به نظر می‌رسد خودشیفته‌ها اغلب می‌دانند که از نظر بین‌فردی ناخوشایند هستند – اما همچنین می‌دانند که همین ویژگی‌ها به آنها در کسب جایگاه کمک می‌کند، چیزی که واقعاً برایشان مهم است. تا جایی که به آنها مربوط می‌شود، این یک ویژگی است، نه یک نقص.


منابع

  • Keith Campbell – متخصص خودشیفتگی
  • مطالعات مرتبط با مقیاس خودشیفتگی تک‌آیتمی و NPI

 

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *