
اجتناب یا نورودایورژنت؟ چگونه درمانگران میتوانند نیازهای واقعی مراجعان را درک کنند
آیا عدم پیشرفت در درمان همیشه به معنای اجتناب است؟
«درمانگر قبلیام مدام مرا به تلاش نکردن برای بهبودی متهم میکرد، در حالی که من تمام توانم را میگذاشتم. بارها به او گفتم که راهکارهای پیشنهادیاش برایم کارآمد نیست، اما او حرفم را باور نمیکرد.»
من در طول سالها کار بالینی بهعنوان روانشناس، بارها و بارها جملاتی شبیه به این را شنیدهام؛ تقریباً همیشه از سوی مراجعان نورودایورژنی (با تفاوتهای عصبی). در بیشتر موارد، به نظر میرسد که درمانگر عدم پیشرفت را از دریچه «اجتناب» تفسیر میکند.
این تفسیر منطقی به نظر میرسد، زیرا اجتناب اغلب دلیلی است که مراجعان تکالیف درمانی را انجام نمیدهند. درمان میتواند دشوار باشد و اجتناب از احساسات ناخوشایند، بهویژه هنگام کار روی مسائلی مانند تروما، اضطراب یا سایر موضوعاتی که خاطرات و هیجانات ناراحتکننده را برمیانگیزند، رایج است.
اگرچه اجتناب اغلب دلیل عدم پیگیری است، اما مهم است به یاد داشته باشیم که همیشه اینگونه نیست. اگر مراجعی بهطور مداوم در پیگیری درمان مشکل دارد و ادعا میکند که در حال تلاش است، باور کردن او ضروری است. نظریههای انسانگرایانه را به یاد بیاورید که بر اهمیت دیدگاه مراجع نسبت به جهان تأکید میکنند و مراجعان را متخصصان زندگی خود میدانند.
این بدان معناست که اگر مراجعی میگوید در حال تلاش است اما ابزارها یا استراتژیها کار نمیکنند، شما بهعنوان درمانگر باید او را باور کنید و رویکردهای دیگری را امتحان کنید که برای او مناسبتر باشند.
تفاوت بین اجتناب و نیازهای نورودایورستی
در محل کارم، من در درمان مراجعان نورودایورژنی تخصص دارم و دریافتهام که اگرچه گاهی اجتناب دلیل عدم پیگیری است، اما در بیشتر موارد، این مشکل به دلیل نورودایورجنتی بودن مراجعهکننده و چالشها یا نیازهای متنوعی است که باید در نظر گرفته شوند. برای مثال:
- مراجعان مبتلا به نارساخوانی (دیسلکسی): احتمالاً با فعالیتهایی که شامل خواندن یا نوشتن هستند، مشکل خواهند داشت.
- افراد مبتلا به ADHD: بیشتر با فعالیتهایی که نیاز به تمرکز دارند، مانند مدیتیشنهای هدایتشده، دستوپنجه نرم میکنند.
- مراجعان اوتیستیک با مشکلات پردازش کلامی: ممکن است اطلاعاتی را که فقط به صورت شفاهی به آنها داده میشود، به خاطر نیاورند.
- افراد با آگاهی درونبدنی ضعیف: با فعالیتهایی مانند اسکن بدن (body scans) مشکل دارند.
برای این افراد، نیاز به فعالیتهای جایگزین است، زیرا مهم نیست چقدر تلاش کنند، ناتوانیهایشان این ابزارها را که برای بسیاری مفید هستند، برای آنها دشوار یا حتی غیرممکن میسازد.
درمانگران باید بدانند که «اجتناب» یک رفتار عمومی است، اما در مراجعان نورودایورجنسی، این رفتار ممکن است ریشه در ناتوانی در انجام تکلیف داشته باشد، نه عدم تمایل. بهعنوان مثال، یک فرد اوتیستیک ممکن است از یک جلسه گروهی اجتناب کند نه به دلیل ترس از تعامل اجتماعی، بلکه به دلیل حساسیت حسی به نور یا صدا. باور کردن مراجع و جستجوی علت واقعی، کلید موفقیت درمان است.
چرا مراجعان نورودایورستی در درمان سوءتفسیر میشوند؟
برای بررسی مشکل سوءتفسیر عدم پیگیری بهعنوان اجتناب در جمعیت نورودایورجنسی، چند عامل باید بررسی شوند:
- نرخ بالای نورودایورجنسی در جمعیت بالینی: تحقیقات لای و همکاران (۲۰۱۹) نشان میدهد که ۷۰٪ از افراد اوتیستیک واجد شرایط حداقل یک تشخیص سلامت روان و ۵۰٪ واجد شرایط دو تشخیص یا بیشتر هستند. همچنین مرکز کنترل بیماری (CDC) در سال ۲۰۲۴ گزارش میدهد که نزدیک به ۷۸٪ از افراد مبتلا به ADHD واجد شرایط حداقل یک تشخیص سلامت روان هستند.
- عدم تشخیص رسمی در بزرگسالان: بسیاری از بزرگسالان نورودایورجنسی با توانایی بالای پنهانسازی (high masking) به دلایل مختلف تشخیص رسمی ندارند. هندرسون، ویلند و وایت در کتاب «آیا این اوتیسم است؟» (۲۰۲۴) تخمین میزنند که از هر ۵ نفر دریافتکننده خدمات سلامت روان، یک نفر اوتیستیک است. آنها به مطالعهای از نیرنیوس و همکاران (۲۰۲۲) اشاره میکنند که نشان میدهد نزدیک به ۱۹٪ از بزرگسالان مراجعهکننده به یک کلینیک روانپزشکی اوتیستیک بودند، اما تنها ۰.۵٪ قبل از مراجعه تشخیص رسمی داشتند.
- کمبود آموزش در میان متخصصان سلامت روان: با وجود جمعیت بالای نورودایورجنسی در مراکز درمانی، متخصصان سلامت روان آموزش کمی در مورد ناتوانیهای عصبی-رشدی دریافت میکنند. یک مطالعه روی برنامههای درسی مشاوره نشان داد که کلاسهای چندفرهنگی در کمتر از ۳۰٪ موارد به موضوع ناتوانی پرداختهاند (امیر اکسوز و همکاران، ۲۰۲۰). تیم تحقیقاتی دیگری با بیش از ۸۰۰۰ کلینیک در سراسر ایالات متحده تماس گرفت و دریافت که کمتر از ۱۳٪ از درمانگران آموزشی یا تجربهای در درمان افراد اوتیستیک داشتند (کانتور و همکاران، ۲۰۲۰).
این آمار نشان میدهد که سیستم سلامت روان به طور سیستماتیک نیازهای مراجعان نورودایورجنسی را نادیده میگیرد. کمبود آموزش باعث میشود درمانگران به جای جستجوی علل ریشهای، رفتارهای مراجع را به اجتناب یا مقاومت نسبت دهند. این سوءتفسیر میتواند منجر به تجربیات منفی درمانی و حتی بدتر شدن وضعیت مراجع شود.
راهحل: تغییر دیدگاه و آموزش
مشکل سوءتفاهم در مورد مراجعان نورودایورجنسی بهقدری رایج است که منابعی مانند «راهنمای بقای اوتیستیک در درمان» نوشته استف جونز (۲۰۲۴)، یک درمانگر اوتیستیک از بریتانیا، منتشر شده است. کتاب او بر کمک به افراد اوتیستیک برای جلوگیری از تجربیات منفی در درمان و اطمینان از بهرهمندی حداکثری از درمان تمرکز دارد. این واقعیت که کتاب نه برای متخصصان، بلکه برای مراجعان اوتیستیک نوشته شده است، مشکل بزرگ برخورد سیستم سلامت روان با افراد نورودایورجنسی را برجسته میکند.
بهعنوان متخصصان سلامت روان، میتوانیم با اقدامات زیر به مراجعان نورودایورجنسی کمک کنیم:
- بازخورد به برنامههای آموزشی: به رشتههای خود بازخورد دهیم که برنامههای آموزشی باید اطلاعات بیشتری در مورد ناتوانیهای عصبی-رشدی ارائه دهند.
- آموزش مداوم: برای دریافت آموزشهای مداوم (continuing education) که بر این جامعه متمرکز است، تلاش کنیم.
- تغییر دیدگاه: حتی اگر این حوزه تخصصی ما نیست، همه درمانگران مراجعان نورودایورجنسی را میبینند، چه بدانند و چه ندانند. در مواجهه با مراجعی که به طور مداوم پیگیری نمیکند، باید در نظر بگیریم که ممکن است دلایلی غیر از اجتناب برای این رفتار وجود داشته باشد.
جمعبندی
درمانگران باید از این باور رایج که عدم پیگیری همیشه نشانه اجتناب است، فاصله بگیرند. مراجعان نورودایورجنسی اغلب با ابزارهای استاندارد درمانی مشکل دارند، نه به دلیل عدم تمایل، بلکه به دلیل تفاوتهای عصبی خود. باور کردن مراجع و تطبیق رویکردهای درمانی با نیازهای فردی او، نه تنها به تجربه درمانی مؤثرتر منجر میشود، بلکه به نفع هر دو طرف است. دفعه بعد که با عدم پیگیری مواجه شدید، به این فکر کنید که ممکن است از فرد خواسته باشید کاری انجام دهد که برای او مناسب نیست. تغییر نگرش شما نسبت به رفتار مراجع، میتواند مسیر درمان را متحول کند.
منابع
- Lai, M. C., et al. (2019). Prevalence of co-occurring mental health diagnoses in the autism population.
- Centers for Disease Control and Prevention. (2024). ADHD and co-occurring conditions.
- Henderson, Wayland, & White. (2024). Is this Autism: A Companion Guide for Diagnosing.
- Nyrenius, et al. (2022). Prevalence of autism in psychiatric clinics.
- Emir Öksüz, et al. (2020). Multicultural syllabi review on disability topics.
- Cantor, et al. (2020). Therapist training and experience with autistic clients.
- Jones, S. (2024). The Autistic Survival Guide to Therapy.