پرداخت غرامت به قربانیان سندرم مرموز هاوانا؛ علم در برابر سیاست
دولت آمریکا در حال پرداخت غرامت به کارمندان و خانوادههای آنهاست که گمان میرفت قربانی یک سلاح مرموز انرژیدایرکتیو شدهاند.
این حملات ادعایی از سال ۲۰۱۶ در کوبا آغاز شد؛ به همین دلیل این عارضه به «سندرم هاوانا» معروف شد.
این پرداختها به دلیل تصویب «قانون هاوانا» در سال ۲۰۲۱ توسط کنگره انجام میشود؛ قانونی که برای جبران خسارت کارمندان دولتی و خانوادههایشان طراحی شده بود که تصور میشد به دلیل سلاح پنهانی یک قدرت خارجی دچار مشکلات سلامتی شدهاند. مشکلات سلامتی منتسب به این «حوادث ناهنجار سلامتی» بعدها به بیش از ۱۵۰۰ کارمند سرایت کرد.
با این حال، در سال ۲۰۲۳، دفتر مدیر اطلاعات ملی (ODNI) که بر آژانسهای جاسوسی آمریکا نظارت دارد، به این نتیجه رسید که حملات دشمنان خارجی «بسیار بعید» است و علائم تقریباً بهطور قطع ناشی از بیماریهای از پیش موجود و اختلالات اضطرابی بوده که به اشتباه تحت یک برچسب واحد قرار گرفتهاند.
روان درمانگران نیز به مکانیسم اصلی دیگری اشاره کردهاند: اثر نوسبو (Nocebo Effect) که درست برعکس اثر دارونما (Placebo Effect) معروف است.
به زبان ساده، اگر افراد باور کنند چیزی میتواند آنها را بیمار کند، در واقع علائم بیماری در آنها ظاهر میشود.
با وجود این نتیجهگیری، قانون سندرم هاوانا هرگز لغو نشد.
چرخش ناگهانی ODNI در سال ۲۰۲۶؛ سیاست بر علم غلبه کرد
اخیراً، در ژوئن ۲۰۲۶، ODNI موضع خود را تغییر داد. این تغییر ناشی از یک کشف یا مطالعه علمی جدید نبود، بلکه به دلیل اختلافات سیاسی در دولت دونالد ترامپ بود.
در حالی که فضای سیاسی تغییر کرده، علم محکم پشت یافتههای قبلی همچنان پابرجاست.
از منظر روان درمانگری، این موضوع نشان میدهد که چگونه چارچوببندی سیاسی میتواند به یک بیماری اجتماعی-روانی (Social Contagion) جان تازهای ببخشد.
در درک دلایل احتمالی این تغییر، دولت ترامپ به دنبال دلایلی برای مداخله در کوبا است، زیرا بهطور عمومی اعلام کرده که خواهان تغییر رژیم در آن کشور است.
اکثر مردم در هر هفته یک یا چند مورد از این علائم را تجربه میکنند. در حالی که در ابتدا نگرانی از آسیب مغزی و تغییرات در ماده سفید مغز وجود داشت، مطالعات تصویربرداری عصبی بعدی این موضوع را رد کردند.
جمعبندی
هنگامی که تلاش میکنیم ماجرای سندرم هاوانا را درک کنیم، باید به این ضربالمثل توجه کنیم: «از شیطان بگو، او حاضر است.» این قسمت به عنوان مثالی قدرتمند از قدرت مسری باور عمل میکند و نشان میدهد چرا باید وقتی سیاست بر علم سایه میاندازد، هوشیار باشیم.
این داستان هشدار میدهد که چگونه باورهای جمعی، بدون پشتوانه علمی، میتوانند نه تنها بر سلامت افراد، بلکه بر تصمیمات سیاسی و هزینههای مالی دولتها تأثیر بگذارند.
