درمان در عصر هوش مصنوعی: چه اقداماتی می‌توانیم انجام دهیم؟

آیا هوش مصنوعی جایگزین درمانگران انسانی خواهد شد؟ واقعیت تلخ و شیرین آینده روان‌درمانی

در مقاله‌ های اخیر در سایت روانفیکس ، چهار موضوع را که حرفه روان‌درمانی نسبت به آینده خود نادیده می‌گیرد، تشریح کردم: نتایج تحقیقات دربارۀ ربات‌های گفتگوگر، آسیب‌پذیری جلسات ۵۰ دقیقه‌ای، آنچه واقعاً از مراجعان خود می‌خواهیم و تأثیر رقابت بر قیمت‌گذاری در هر بازاری که وارد می‌شود.

این مقاله، ادامه‌ای است که وعده داده بودم: حالا چه باید کرد؟

عشق به کار و چالش‌های پیش رو

من عاشق کارم هستم و این حرفه در طول 10 سال گذشته به زندگی من معنا و هدف واقعی بخشیده است. همیشه گفته‌ام که هرگز بازنشسته نمی‌شوم و این را از صمیم قلب می‌گویم. (البته تا وقتی که از لحاظ شناختی مغزم کار کند و دچار زوال عقل یا اختلالات این چنینی نشوم) من عمیقاً باور دارم که درمانگران انسانی ماهر چیزی را ارائه می‌دهند که هوش مصنوعی واقعاً قادر به replicating (تکرار) آن نیست.

اما همچنین فکر می‌کنم ما چیزی را نادیده می‌گیریم که به ندرت با صدای بلند گفته می‌شود: درمان همیشه یک تجربه مثبت نیست.

من خودم در طول سال‌ها سهم خود را از کارهای شخصی انجام داده‌ام و با گرمی یا قدردانی به تمام درمانگرانی که دیده‌ام نگاه نمی‌کنم. برخی از آن تجربیات بی‌فایده بودند و یکی حتی بدتر از آن بود. نسخه آرمانی از درمان که حرفه ما آن را برجسته می‌کند، یعنی رابطۀ دگرگون‌کننده و اتحاد شفابخش، برای بسیاری از افراد واقعی است، اما جهانی نیست و فکر می‌کنم وانمود کردن به خلاف این، به مراجعان و اعتبار ما آسیب می‌زند.

آینده درمان: همزیستی انسان و ماشین

برخی افراد همیشه خواهان تجربه شناخته شدن توسط شخص دیگری هستند، نشستن در مقابل کسی که تاریخچه انسانی و فقدان‌های خود را دارد و این کار را به دلایلی انتخاب کرده که هیچ ربطی به الگوریتم ندارد. این واقعی است و تصور نمی‌کنم که از بین برود.

با این حال، این نیز درست است که برخی افراد همیشه یک LLM (مدل زبانی بزرگ) را ترجیح خواهند داد. این شکست درمان نیست، بلکه بازتابی از جهان تغییر یافته است. به‌ویژه جوانان با هوش مصنوعی بزرگ شده‌اند. برای بسیاری از آنها، یک ربات گفتگوگر گزینه‌ای پایین‌تر احساس نمی‌شود. این احساس آشنایی، محرمانگی و امنیت را به روش‌هایی ایجاد می‌کند که نشستن در مقابل یک غریبه به سادگی نمی‌تواند. ما باید برای این واقعیت جا باز کنیم، نه اینکه آن را رد کنیم. اما گفتن «بعضی از مراجعان همیشه ما را ترجیح خواهند داد» یک استراتژی مؤثر برای مواجهه با آینده نیست. این یک آرامش است و در حال حاضر، آرامش چیزی نیست که این لحظه به آن نیاز دارد.

نقاط ضعف هوش مصنوعی: فرصتی برای درمانگران

درک اینکه هوش مصنوعی در کجا با چالش مواجه است، نه تنها اطمینان‌بخش است، بلکه از نظر استراتژیک نیز مهم است. درمانگرانی که تخصص واقعی را در زمینه‌هایی که هوش مصنوعی در آن‌ها ضعیف‌تر است، توسعه می‌دهند، احتمالاً در آینده بهترین موقعیت را خواهند داشت.

درمان زوج‌ها

کار زوجی یک مثال خوب است. پلتفرم‌های هوش مصنوعی چاپلوس هستند. آنها طوری طراحی شده‌اند که موافق باشند، تأیید کنند و از درگیری اجتناب کنند تا تعامل را حفظ کنند. این یک نقطه ضعف قابل توجه در درمان زوجی است، جایی که کار اغلب نیازمند نگه‌داشتن دو واقعیت متناقض به طور همزمان، به چالش کشیدن هر دو شریک و تحمل ناراحتی ناشی از عدم جانبداری است. هوش مصنوعی که به هر شریک چیزی را بگوید که می‌خواهد بشنود، درمان زوجی انجام نمی‌دهد و به راحتی می‌تواند اوضاع را بدتر کند.

روان‌درمانی با کمک مواد روان‌گردان (Psychedelic-Assisted Therapy)

همین موضوع در مورد روان‌درمانی با کمک مواد روان‌گردان نیز صادق است، که نیازمند عمق حضور انسانی و قضاوت بالینی است که هیچ الگوریتمی نمی‌تواند ارائه دهد.

مداخله در بحران

مداخله در بحران حوزه دیگری از نگرانی است. مدل‌های زبانی بزرگ می‌توانند پاسخ‌هایی تولید کنند که منطقی به نظر می‌رسند، اما فاقد عقل سلیم و قضاوت موقعیتی لحظه‌ای هستند که کار بحران به آن نیاز دارد. آنها نمی‌توانند یک فضا را «بخوانند»، تغییر لحن را بشنوند، والدینی را آرام کنند یا نوع قضاوت بالینی در کسری از ثانیه را انجام دهند که یک درمانگر انسانی وقتی کسی در خطر واقعی است، انجام می‌دهد.

حساسیت فرهنگی

حساسیت فرهنگی نیز یک چالش مهم است. این الگوریتم‌ها بر روی داده‌هایی آموزش دیده‌اند که منعکس‌کننده سوگیری‌های whoever (هر کسی) است که آنها را تولید کرده است. مراجعان از جوامع کمتر برخوردار ممکن است متوجه شوند که پاسخ‌های هوش مصنوعی بافت فرهنگی آنها را نادیده می‌گیرد. درمانگری که کار شایستگی فرهنگی انجام داده است، دانش حیاتی را به آن رابطه می‌آورد که هیچ مدل فعلی نمی‌تواند آن را replicating (تکرار) کند.

استراتژی هوشمندانه برای درمانگران: سرمایه‌گذاری در مهارت‌های منحصربه‌فرد انسانی

دانستن اینکه هوش مصنوعی در کجا کوتاهی می‌کند، مستقیماً به جایی اشاره می‌کند که به نظر من درمانگران باید سرمایه‌گذاری کنند. عمیق‌تر کردن مهارت‌ها در کار زوجی، مداخله در بحران، تروما، شایستگی فرهنگی و سیستم‌های پیچیده خانوادگی فقط یک عمل بالینی خوب نیست. این یک استراتژی حرفه‌ای خوب است.

سواد هوش مصنوعی: یک ضرورت جدید

سواد هوش مصنوعی نیز در حال تبدیل شدن به یک امر ضروری است. این به معنای دانستن چگونگی پرسیدن از مراجعان در مورد استفاده آنها از هوش مصنوعی، چگونگی ارزیابی اینکه آیا این کار مفید است یا مضر، و چگونگی گفتگوهای آگاهانه در مورد اینکه این ابزارها چه کاری می‌توانند و نمی‌توانند انجام دهند، است. مراجعان در حال حاضر از هوش مصنوعی برای حمایت از سلامت روان استفاده می‌کنند، اغلب بدون اینکه به آن اشاره کنند. درمانگری که می‌داند چگونه این موضوع را به اتاق درمان خود بیاورد، چیزی واقعاً ارزشمند ارائه می‌دهد.

فرصت‌های همکاری با هوش مصنوعی

همچنین فرصت‌های واقعی برای کار متفکرانه در کنار هوش مصنوعی وجود دارد، یعنی به طور اساسی بهترین‌های هر دو درمان (انسان و هوش مصنوعی) را به مراجعان خود ارائه دهید. ابزارهای آرامش و ذهن‌آگاهی سفارشی‌سازی شده می‌توانند متناسب با یک مراجع تنظیم شده و بین جلسات استفاده شوند، و کار را بدون افزایش ساعت بالینی گسترش دهند. اپلیکیشن‌های درمانی می‌توانند پشتیبانی بین جلسات را فراهم کنند. واقعیت مجازی امکانات جدیدی را برای کار مواجهه و پردازش تروما ارائه می‌دهد، جایی که درمانگر تجربه را هدایت و یکپارچه می‌کند. درمانگرانی که استفاده متفکرانه از این ابزارها را یاد می‌گیرند، مدل غنی‌تری از مراقبت و مدل رقابتی‌تری را ارائه خواهند داد.

ملاحظات قانونی و اخلاقی در عصر جدید

این واقعاً یک قلمرو جدید است و قانون به فناوری نرسیده است. ایالت‌های مختلف قوانین متفاوتی در مورد رضایت آگاهانه، ربات‌های درمانی و مسئولیت زمانی که هوش مصنوعی بخشی از درمان است، دارند. اگر اشتباهی رخ دهد، مسئولیت با ما خواهد ماند.

به این ترتیب، ما باید با تفکر عمل کنیم، مستندات دقیق داشته باشیم و با چشم‌انداز قانونی ایالت‌های خود به‌روز بمانیم. ما در حال ایجاد یک مسیر جدید هستیم و در حالی که این واقعاً هیجان‌انگیز است، به این معنی نیز هست که مراقب پشت سر خود باشیم. اشتباهات اخلاقی و قانونی می‌توانند بسیار پرهزینه باشند و انجمن‌های حرفه‌ای ما همه با راهنمایی لازم برای کمک به پیشرفت ما هماهنگ نشده‌اند. با این وجود، ابزارهای هوش مصنوعی و مدل‌های درمانی ترکیبی به سرعت در حال بهبود هستند و هزینه آنها کسری از هزینه درمان انسانی است. این فشار از بین نخواهد رفت. درمانگرانی که بهترین کار را در این زمینه انجام می‌دهند، کسانی خواهند بود که اکنون تصمیمات متفکرانه‌ای می‌گیرند، نه اینکه امیدوار باشند مشکل خود به خود حل شود.

تقریباً تمام حرفه‌ها نسخه‌های مشابهی از این فشارها را تجربه می‌کنند و بسیاری از مردم می‌ترسند. با این حال، درمانگران به طور غیرمعمولی برای مواجهه با این لحظه مجهز هستند. آنها حرفه خود را صرف یادگیری نشستن با عدم قطعیت، تحمل ندانستن و کمک به دیگران برای عبور از ترس به سمت چیزی قابل‌کنترل کرده‌اند. این دقیقاً همان چیزی است که این لحظه از ما می‌خواهد.

جمع‌بندی: به سوی آینده‌ای روشن

بیایید گفتن «هوش مصنوعی جایگزین شغل شما نخواهد شد» را متوقف کنیم و به این فرصت برخیزیم. تنها از این طریق است که می‌توانیم ماماهایی برای آینده باشیم، نه یادگارهای یک دوران متفاوت.


منابع

  • مقالات مرتبط با تأثیر هوش مصنوعی بر روان‌درمانی
  • تحقیقات در مورد نتایج ربات‌های گفتگوگر در سلامت روان

 

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *