اختلالات خوردن در نقاب: وقتی رفتارهای «سالم» زنگ خطر هستند

چرا تحسین‌های روزمره می‌توانند آسیب‌های پنهان را تشدید کنند؟

«چه قیافه‌ای شدی! رازت چیه؟»

این جملات معمولاً به عنوان تعریف و تمجید بیان می‌شوند. اما برای بسیاری از افرادی که با اختلالات خوردن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این تعریف‌ها می‌توانند رفتارهای آسیب‌زای آن‌ها را تقویت کرده و تشخیص مشکل را برای دیگران دشوارتر کنند.

به عنوان یک درمانگر متخصص در اختلالات خوردن و نگرانی‌های مربوط به تصویر بدنی، بارها از مراجعانم شنیده‌ام که «هیچ‌کس نمی‌دانست من درگیرم، چون همه فکر می‌کردند عالی هستم.»

آن‌ها به خاطر کاهش وزن، خوردن غذای «سالم»، ورزش منظم یا داشتن اراده‌ای فوق‌العاده تحسین می‌شدند. در همان حال، افکار مربوط به غذا و وزن آن‌ها را تسخیر کرده بود و در دام قوانین سخت‌گیرانه و اجبارهای ذهنی گرفتار شده بودند.

یکی از بزرگ‌ترین باورهای غلط درباره اختلالات خوردن این است که آن‌ها همیشه آشکار هستند. در واقعیت، این اختلالات اغلب در پشت رفتارهایی پنهان می‌شوند که فرهنگ ما آن‌ها را تحسین می‌کند.

شرم؛ سدی پنهان در مسیر تشخیص

شرم یکی دیگر از دلایلی است که اختلالات خوردن اغلب ناشناخته می‌مانند. بسیاری از افراد از رفتارهای غذایی خود خجالت می‌کشند، از تغییرات بدنشان ناراحت هستند، یا از این که افکار مربوط به غذا و وزن این‌قدر انرژی ذهنی آن‌ها را اشغال می‌کند، شرمنده می‌شوند. در نتیجه، آن‌ها در پنهان‌کاری بسیار ماهر می‌شوند. دوستان، اعضای خانواده و حتی ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی ممکن است هیچ ایده‌ای از رنج این افراد نداشته باشند، زیرا آن‌ها از بیرون موفق، با عملکرد بالا و جمع‌وجور به نظر می‌رسند. گاهی افراد خودشان نیز شدت علائمشان را به‌طور کامل تشخیص نمی‌دهند، زیرا بسیاری از رفتارهای نابه‌سامان در فرهنگ ما عادی‌سازی شده‌اند.

این پدیده به ویژه در جوامعی که بر لاغری و تناسب اندام به عنوان نشانه‌ای از موفقیت و انضباط تأکید می‌کنند، رایج‌تر است. وقتی کاهش وزن سریع یا رژیم‌های سخت‌گیرانه به عنوان یک دستاورد تحسین می‌شوند، فرد مبتلا به اختلال خوردن نه تنها تشویق به ادامه مسیر می‌شود، بلکه احساس می‌کند برای دریافت کمک باید «بیمارتر» به نظر برسد. این چرخه معیوب، تشخیص زودهنگام را به تأخیر می‌اندازد.

تشخیص دیرهنگام؛ قربانی کلیشه‌ها در نظام سلامت

این باورهای غلط فقط در میان عموم مردم وجود ندارند. آن‌ها بر محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی نیز تأثیر می‌گذارند. اختلالات خوردن اغلب در مردان، افراد میانسال و مسن‌تر، افراد با جثه بزرگ‌تر، و افرادی که به‌طور مشخص کم‌وزن نیستند، نادیده گرفته می‌شوند. تشخیص‌های دیرهنگام به ویژه در میان افراد رنگین‌پوست (BIPOC)، جامعه دگرباشان جنسی (LGBTQIA+)، افراد دارای معلولیت و افراد با وزن بالاتر رایج است. بسیاری از این افراد سال‌ها قبل از دریافت حمایت مناسب، در رنج هستند. وقتی ارائه‌دهندگان سلامت به جای بررسی رابطه فرد با غذا، ورزش و تصویر بدنی، به کلیشه‌ها تکیه می‌کنند، فرصت‌های مداخله زودهنگام اغلب از دست می‌روند.

عوارض جدی؛ حتی در غیاب ظاهر بیمار

اختلالات خوردن بیماری‌های جدی هستند که بر سلامت جسمی و روانی تأثیر می‌گذارند، و عواقب آن‌ها حتی زمانی که فرد ظاهراً بیمار به نظر نمی‌رسد، می‌تواند قابل توجه باشد.

عوارض پزشکی می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • عدم تعادل الکترولیت‌ها و مشکلات قلبی
  • پوکی استخوان و مشکلات گوارشی
  • آسیب به دندان‌ها و مری (در موارد استفراغ عمدی)
  • اختلالات هورمونی و ناباروری

عواقب عاطفی نیز به همان اندازه جدی هستند:

  • افسردگی و اضطراب شدید
  • انزوای اجتماعی و احساس گناه
  • وسواس فکری-عملی مرتبط با غذا و وزن
  • افکار خودکشی در موارد پیشرفته

بسیاری از افراد در حالی که از رنج شدید عاطفی و جسمی رنج می‌برند، به کار خود ادامه می‌دهند، از خانواده مراقبت می‌کنند، روابط خود را حفظ می‌کنند و ظاهراً عملکرد عادی دارند. از آنجا که اختلالات خوردن اغلب در پشت نقاب موفقیت یا انضباط پنهان می‌شوند، ممکن است سال‌ها تشخیص داده نشوند.

چهره‌های مختلف اختلالات خوردن

یک اختلال خوردن ممکن است شبیه یک نوجوان باشد که به خاطر «سالم خوردن» و کاهش وزن سریع تحسین می‌شود، یک زن میانسال که به‌طور فزاینده‌ای درباره خوردن هر چیزی که «ناسالم» می‌داند مضطرب می‌شود، یک ورزشکار که با وجود آسیب و خستگی نمی‌تواند استراحت کند، یا یک مرد که مخفیانه پرخوری می‌کند و فکر می‌کند مشکلش از کمبود اراده است. همچنین ممکن است شبیه فردی باشد که آرام، موفق و کاملاً جمع‌وجور به نظر می‌رسد، در حالی که در خلوت خود احساس می‌کند افکار مربوط به غذا و بدنش او را تسخیر کرده است.

به جای قضاوت ظاهر، به احساسات توجه کنیم

به جای این که بپرسیم آیا کسی بیمار به نظر می‌رسد، اغلب مفیدتر است که بررسی کنیم او در مورد غذا و بدنش چه احساسی دارد. برخی از نشانه‌هایی که نیاز به توجه دارند عبارتند از:

  • وسواس فکری: صحبت مداوم درباره کالری، رژیم یا وزن
  • رفتارهای اجتنابی: پرهیز از غذا خوردن در جمع یا مخفی کاری در مورد وعده‌های غذایی
  • تغییرات خلقی: تحریک‌پذیری، اضطراب یا افسردگی در زمان غذا خوردن
  • فعالیت بدنی افراطی: ورزش حتی در زمان بیماری یا آسیب
  • آیین‌های غذایی: بریدن غذا به قطعات ریز، جویدن طولانی یا خوردن غذاها به ترتیب خاص

یکی از چالش‌برانگیزترین جنبه‌های اختلالات خوردن این است که آن‌ها اغلب در پشت رفتارهایی پنهان می‌شوند که توسط فرهنگ ما تحسین و تقویت می‌شوند. فردی که منضبط، سالم یا بسیار باانگیزه به نظر می‌رسد، ممکن است عمیقاً در رنج باشد. با فراتر رفتن از کلیشه‌ها و کنجکاو شدن درباره رابطه افراد با غذا، ورزش و بدنشان، بهتر می‌توانیم این بیماری‌ها را زودتر تشخیص دهیم و افراد را به حمایت مورد نیازشان متصل کنیم.

جمع‌بندی

اختلالات خوردن همیشه با ظاهر قابل تشخیص نیستند. آن‌ها می‌توانند در پشت رفتارهای به ظاهر سالم مانند رژیم‌های سخت، ورزش افراطی یا انضباط شخصی پنهان شوند. شرم و عادی‌سازی این رفتارها در جامعه، تشخیص را دشوارتر می‌کند. برای کمک مؤثر، باید از کلیشه‌ها فراتر برویم و به نشانه‌های پنهان مانند وسواس فکری، رفتارهای اجتنابی و تغییرات خلقی توجه کنیم. تشخیص زودهنگام و حمایت مناسب می‌تواند جان‌ها را نجات دهد.


منابع

  • National Eating Disorders Association (NEDA)
  • Academy for Eating Disorders (AED)

 

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *