طرحواره‌ها یا تله‌های زندگی، باورهای عمیقی هستند که معمولا در کودکی درمورد جهان و روابط با انسانها در ذهن ما شکل گرفته‌اند.
این الگوهای فکری به قدری در زندگی ما نقش دارند که می‌توانند منجر به بروز مشکلات تکرارشونده در زندگیمان شوند.

تله‌های زندگی بر نحوه تفکر و احساس ما تاثیرگذارند و در موقعیتهای خاص موجب تجربه احساسات شدیدی مثل خشم یا اضطراب بسیار شدید می‌شوند.
مشکلات ارتباطی بین زوجین اغلب تحت تاثیر طرحواره‌های ناسازگار یکی یا هر دو نفر آنهاست.
یکی از طرحواره‌هایی که می‌تواند نقش پررنگی در ایجاد مشکل بین زوجین داشته باشد، طرحواره محرومیت هیجانی است.

طرحواره محرومیت هیجانی در زناشویی

طرحواره محرومیت هیجانی چیست و چه نشانه‌هایی دارد؟

  • این تله زندگی اغلب در نخستین سالهای عمر کودک و حتی پیش از آنکه بتواند شروع به حرف زدن کند، شکل می‌گیرد.
  • شناسایی تله زندگی محرومیت هیجانی، معمولا سخت‌تر از سایر تله‌های زندگی است.
  • دریافت محبت ناکافی در سالهای اولیه زندگی، به ویژه محبت مادرانه موجب شکلگیری این طرحواره در فرد می‌شود.
  • او به شدت احساس تنهایی و محرومیت می‌کند.
  • حس تحقیر شدن، پوچی و اندوه ناشی از بی‌توجهی یا بی‌مهری فرد مورد علاقه، نشانه فعال شدن تله محرومیت هیجانی در زندگی است.
  • فرد احساس می‌کند هیچ‌کس او را درک نمی‌کند.
  • درددل کردن و برقراری رابطه صمیمانه برایش به شدت دشوار است.
  •  اغلب با افرادی وارد رابطه می‌شود که از نظر عاطفی، سرد و غیرصمیمی هستند.
  • هر چقدر اطرافیان به او محبت کنند، باز هم احساس کمبود محبت می‌کند.
  • اطرافیان فرد، او را زودرنج و پرتوقع می‌دانند.
  •  از احساساتش با کسی صحبت نمی‌کند؛ درنتیجه وقتی طرف مقابل به نیازهایش پاسخ نمی‌دهد ناراحت می‌شود.
  •  ازنظر عاطفی دست‌نیافتنی و سرد می‌شود.

 

ریشه‌های تحولی طرحواره محرومیت هیجانی:

 

  • مادر یا کسی که نقش مادرانه را در زندگی کودک برعهده دارد، تاثیر مهمی در شکل‌گیری طرحواره محرومیت هیجانی دارد. اگر مادر، به اندازه کافی به کودک محبت نکند، او را در آغوش نگیرد و برایش وقت نگذارد، این تله شکل می‌گیرد. صمیمی‌ترین روابط فرد در سالهای بعد، نشانه‌هایی از روابط اولیه او با مادرش را دارد.
  •  اگر کودک احساس دوست داشتنی بودن نکند و حس کند برای افراد مهم زندگیش باارزش نیست، تله محرومیت هیجانی به وجود می‌آید.
  •  اگر مادر از نیازهای کودکش آگاه نباشد یا نتواند با او همدلی کند ، او را آرام کند
    و ارتباط مناسبی با کودک برقرار کند، زمینه تشکیل تله محرومیت هیجانی فراهم می‌شود.
  •  اگر والدین افراد مستقل و قدرتمندی نباشند و کودک نتواند در مشکلات به آنها پناه ببرد و یا روی حمایتشان حساب کند،
    طرحواره یا تله محرومیت هیجانی شکل می‌گیرد.

 

طرحواره محرومیت هیجانی چه تاثیر بر انتخاب فرد دلخواه در شروع رابطه دارد؟

  • برخی از افرادی که درگیر طرحواره (تله) محرومیت هیجانی هستند، از هرگونه رابطه صمیمانه دوری می‌کنند و اصلا تمایلی به ازدواج ندارند.
  •  اغلب با کوچکترین مشکل، از ادامه رابطه ناامید می‌شوند و طرف مقابل را ترک می‌کنند.
  •  فرد با انتخاب کسی که دردسترس نیست و یا معتاد به کار است، از صمیمیت فرار می‌کند.
  •  کسی را برای رابطه عاطفی انتخاب می‌کند که نامهربان و سرد است؛ برای رابطه وقت نمی‌گذارد و احساسات او را درک نمی‌کند.
  •  فرد برای باقی ماندن در رابطه، باج عاطفی می‌دهد، درحالیکه طرف مقابل به نیازهای او بی‌توجه است و وقت کمی برای رابطه می‌گذارد.

 

سبکهای مقابله‌ای با طرحواره محرومیت هیجانی:

 

با توجه به خلق‌وخو و تجربیات افراد، هر کدام سبک رفتاری متفاوتی را هنگام فعال شدن تله محرومیت هیجانی در زندگی انتخاب می‌کنند:

  •  سبک تسلیم: در این سبک رفتاری، فرد همان کودک آسیب پذیر است که چاره‌ای جز پذیرش طرحواره ندارد؛
    احساس بی‌ارزشی و تنهایی می‌کند، محبت طرف مقابل را کافی نمی‌داند و تفسیر نادرستی از توجه و حمایت او دارد.
    همیشه ناراضی است و همسرش را به خاطر عدم توجه و محبت کافی سرزنش می‌کند.
    توقع دارد طرف مقابل، افکار و احساسات او را حدس بزند و بدون اینکه او خواسته‌هایش را به زبان بیاورد، همسرش به نیازهایش پی ببرد و پاسخ مناسب بدهد.
  •  سبک اجتناب (فرار): فرد اعتقادی به عشق و ازدواج و صمیمیت ندارد، ابراز بی‌نیازی می‌کند و هیچ رابطه عاطفی نزدیکی را نمی‌پذیرد.
  • سبک جبران افراطی (حمله): فرد با محبت افراطی به طرف مقابل، او را وابسته‌ی خود می‌کند، تا جایی که ممکن است زندگیش را وقف فداکاری برای همسرش نماید. گاهی فرد به سمت خودشیفتگی می‌رود و نشان می‌دهد که خودش را لایق عشق و محبت زیادی می‌داند درحالیکه در درون احساس متفاوتی دارد.

 

مراحل تغییر طرحواره محرومیت هیجانی

  •  فرد باید کودک محروم و آسیب‌دیده درونش را حس و محرومیت او را درک کند.
  • نیاز به محبت، همدلی و توجه را باید حس کرد. احساس ناشی از محرومیت، در روابط فعلی فرد به خوبی قابل مشاهده است؛
    فقط کافی است با دقت رابطه‌ها را زیر نظر بگیرد.
  • روابط گذشته فرد، باید با دقت بررسی شود. احتمالا الگوهای تکراری حاکم بر آنها، اطلاعات روشنی به او می‌دهند.
  • موانع تغییر باید مشخص شوند.
  • فرد باید از رابطه با افراد سرد و بی‌عاطفه که به احتمال زیاد جذابیت زیادی برایش دارند، دوری کند.
  • اگر شریک عاطفی او، از لحاظ هیجانی سالم است، از این فرصت برای بهبود رابطه و تجربه صمیمیت استفاده کند؛ نیازهایش را بیان کند و حمایتها و همدلیهای طرف مقابل را بپذیرد.
  • فرد باید از پرتوقعی و سرزنش مداوم شریک عاطفی‌اش دست بردارد.
  •  باید با خود، صادق باشد و افکار و احساساتش را بپذیرد.
  • تغییر ، کار راحتی نیست؛ به ویژه درمورد طرحواره‌هایی که ریشه در کودکی و گذشته فرد دارند.یکی از مهمترین و موثرترین عوامل در تغییر، تلاش و اراده خود فرد است. این تله زندگی، به تدریج تغییر می‌کند. هر زمان که این تله فعال شد و فرد را مجبور به استفاده از راهکارهای قبلی کرد، باید دربرابر آن محکم بایستد و رفتار جدید را جایگزین سبک رفتاری قبلی کند.

 

هر چقدر فرد در گذشته بیشتر آسیب دیده باشد، برای تغییر باید تلاش بیشتری کند و راه سخت‌تری را در پیش رو دارد.

  • اگر آسیب دیدگی دوران کودکی، بسیار جدی باشد، حتما باید از کمک متخصص استفاده شود.
  • تغییر ممکن است به زمان زیادی نیاز داشته باشد، پس باید صبور باشد و ناامید نشود.
  •  اگر فرد، سختیهای ناشی از تغییر را نپذیرد، ناچار می‌شود تا آخر عمر روابط ناموفقی را تجربه کند و از یک رابطه سالم و صمیمی محروم می‌ماند.

 

 

اگر شریک عاطفی او، از لحاظ هیجانی سالم است، از این فرصت برای بهبود رابطه و تجربه صمیمیت استفاده کند؛ نیازهایش را بیان کند و حمایتها و همدلیهای طرف مقابل را بپذیرد.

فرد باید از پرتوقعی و سرزنش مداوم شریک عاطفی‌اش دست بردارد.
باید با خود، صادق باشد و افکار و احساساتش را بپذیرد.

تغییر ، کار راحتی نیست؛ به ویژه درمورد طرحواره‌هایی که ریشه در کودکی و گذشته فرد دارند.

یکی از مهمترین و موثرترین عوامل در تغییر، تلاش و اراده خود فرد است. این تله زندگی، به تدریج تغییر می‌کند. هر زمان که این تله فعال شد و فرد را مجبور به استفاده از راهکارهای قبلی کرد، باید دربرابر آن محکم بایستد و رفتار جدید را جایگزین سبک رفتاری قبلی کند.

هر چقدر فرد در گذشته بیشتر آسیب دیده باشد، برای تغییر باید تلاش بیشتری کند و راه سخت‌تری را در پیش رو دارد.

اگر آسیب دیدگی دوران کودکی، بسیار جدی باشد، حتما باید از کمک متخصص استفاده شود.
تغییر ممکن است به زمان زیادی نیاز داشته باشد، پس باید صبور باشد و ناامید نشود.
اگر فرد، سختیهای ناشی از تغییر را نپذیرد، ناچار می‌شود تا آخر عمر روابط ناموفقی را تجربه کند و از یک رابطه سالم و صمیمی محروم می‌ماند.

پیش از ورود به یک رابطه جدی و طولانی مدت، بهتر است فرد شناخت مناسبی از خود و نقاط قوت و ضعفش داشته باشد.
گاهی افراد در سنین بالا، هنوز آمادگی روانی برقراری رابطه عاطفی را ندارند و یا با اینکه احساس تنهایی می‌کنند، از هرگونه رابطه صمیمی اجتناب می‌کنند.

برخی از افراد هم مدام از رابطه ای به رابطه ناموفق دیگر می‌روند، بدون اینکه فکر کنند شاید عاملی در درون خودشان، مانع شکل‌گیری یک رابطه موفق و پایدار می‌شود.
آگاهی از وجود طرحواره محرومیت هیجانی و تغییر سبک رفتاری در موقعیتهای گوناگون زندگی که موجب فعال شدن این طرحواره می‌شود درکنار کمک گرفتن از یک متخصص می‌تواند چرخه تکرارشونده روابط کوتاه مدت و ناموفق را از بین ببرد و موجب شود فرد طعم یک رابطه پایدار و رضایت‌بخش را بچشد.