رشته مورد علاقه يا دانشگاه خوب ؟ کدام مهم است ؟

بسیاری ما هنگامی که غول کنکور را پشت سر میگذاریم ،در مرحله بعدی به سد محکمی به نام انتخاب رشته برخورد میکنیم .فارغ از رتبه بدست امده در کنکور ،بسیاری از ما در دوراهی قرار میگیریم.دانشگاه یا رشته؟

فرض کنید شما قصد خواندن رشته روان شناسی  دارید و میخواهید به این رشته بپردازید .از طرفی محدودیت هایی برای شما به دلیل رتبه خود به وجود امده است.

شما عاشق دانشگاه تهران هستید اما نمیتوانید این رشته را در دانشگاه تهران فرابگیرید .اما خب،رشته های دیگری برای شما در این دانشگاه وجود دارد که به راحتی میتوان آن را انتخاب کنید.

حل در این شرایط چه باید کرد؟

اهمیت دانشگاه:

در وهله اول بگذارید یه دلیل نه چندان مناسب و علمی اما فرهنگی را بیان کنم.

در فرهنگ ما (متاسفانه!) پدر مادر های ما اهمیت بسیار زیادی به اسم دانشگاه می دهند و دوست دارند که فرزندانشان در دانشگاه های پرآوازه درس بخوانند.

اگر شما کسی هستید که افکار ونظرات دیگران در این مورد برایتان اهمیت داردوفکر میکنید بیش از مرکز توجه دیگران هستید یا از نظر روان شناختی اثر نورافکن(spotlight )در شما متبلور است، شاید بهتر باشد به خاطر این شرایط فرهنگی کمی کوتاه بیایید.!

 

دلیل دوم:بسیاری از افرادی که حتی از رشته خود به طور کامل مطمئن بودند،در میانه راه آن را رها کردند و رشته دیگری را انتخاب کردند

حال تصور کنید که شما دانشگاهی را انتخاب کرده بودید که هیچ کدام از معیار های شما را جز خود رشته براورده نمیکرد.حالا اگر شما رشته خود را تغییر دهید ،دانشگاه شما لزوما هیچ چیز دیگری برای جذب شدن شما به ان وجود ندارد.همچنین یاداوری این نکته مهم است که تغییر رشته آسان تر از تغییر دانشگاه است.

از طرفی،انتخاب دانشگاه مناسب حتی در اگر شما در مورد انتخاب رشته مطمئن نباشید و قطعیت نداشته باشید ،باعث می شود که در محیطی که مناسب و مورد علاقه شما است رشد کنید .در نتیجه میتوانید دانش  و مهارت خود را در محیطی مناسب پرورش دهید.

در ایده ال  ترین حالت ممکن شما هم رشته و هم دانشگاه مورد علاقه خود را انتخاب میکنید اما اگر شما دانشگاهی را پیدا کنید که دقیقا همان رشته مورد نظر را ارائه نمی دهد، شاید بتوانید از ان رشته صرف نظر کنید و دیدگاه خود را وسعت ببخشید.

به عنوان مثال، اگر واقعا میخواهید میکروبیولوژی را مطالعه کنید، اما دانشگاه  مناسب شما از هر نظر(مکان آن،امکانات ان و …) تنها زیست شناسی را ارائه می دهد، ممکن است ارزشمند باشد تا فکر خود را گسترش دهید. اگر شما به دنبال یک حرفه و شغل خاص باشید ،با رشته های شبیه و نزدیک به رشته قبلی مورد نظر خود هم میتوان به ان رسید.

اهمیت رشته

تمام موارد گفته شده در پاراگراف های بالا درمورد اهمیت دانشگاه از بسیاری از جنبه ها درست است .اما بیایید کمی به جنبه های مهم دیگر این قضیه نگاه کنیم.

فرض کنید در دانشگاه مورد علاقه خود در رشته ای که دوستش ندارید و حتی شاید از استعداد شما دور است درس میخوانید.

چند ساعت در روز در هفته در ماه و حتی در سال میتوانید درس های این رشته را تحمل کنید و سر کلاس های این رشته بنشینید؟؟

طبیعتا این میزان توجه و تمرکز زیادی را از شما مطلبد تا بتوانید این درس ها را فرابگیرید.ممکن است کم کم انگیزه خود را از دست بدهید و دیگر توجهی به یادگیری عمیق این درس ها نکنید .

ممکن است اعتماد به نفس خود را در طول ترم های متوالی از دست بدهید و این قضیه میتواند عادت و روال زندگی تان را بهم بزند

پس حالا شاید با این تصورات متوجه شدید که چقدر خود ان رشته و ماهیتش اهمیت دارد.

از طرفی آینده آن رشته اهمیت بسیار دارد.قطعا هر انسانی میخواهد نتیجه تلاشش طی سال ها درس خواندن را ببیند و به دستاوردی  مهم در زندگی خود برسد .اگر متوجه شویم که این رشته با توجه به شرایط روحی و علاقه و حتی شرایط فرهنگی سازگار نیست و نمی توانیم اینده ای برای خود در این رشته ببینیم ،انتخاب کردن ان رشته کار اشتباه و نامناسبی است.

 

حال سوال اصلی این است که

پس ما چکار کنیم؟

اولویت بندی و سبک سنگین کردن معیار های خود:اگر نسبت به خود،خودآگاهی داشته باشید ،میدانید که اولویت ها و اهداف اصلی زندگیتان چیست.با روحیات و احساسات و احوال خود  اشنایی دارید.تنها کاری که لازم است شما انجام دهید تنظیم کردن یک لیست از مضایا  وفواید یا همان سود و زیان های موجود در انتخاب ها است.

-جدول Tبکشید.

وقتی بر سر دوراهی تصمیم گیری قرار میگیرید،جدولی شبیه به حرفTبکشید.در یک طدف آن مزایا و در طرف دیگر معایب یک تصمیم خود را بنویسید و با بقیه تصمیم ها مقایسه کنید.

برای مثال اگر راحتی مسیر و مکان دانشگاه و امکانات موجود در ان و حتی شهرت ان دانشگاه برایتان اهمیت بالاتری دارد و همچنین انتخاب رشته خاص در اولیت اهدافتان نیست ،میتوانید انتخاب خود را بر پایه دانشگاه بگذارید

حفظ تعادل :

افراط و تفریط در انتخاب ها تا جای ممکن نداشته باشید .به زبانی دیگر چیزی را فدای چیز دیگری نکنید.برای مثال اگر میخواهید دانشگاه مناسب و مورد علاقه خود را انتخاب کنید اما به هر دلیلی نمیتوانید ان رشته خاص و مورد علاقه را انتخاب کنید،به سمت رشته های شبیه به آن و با اینده کاری و دستاورد های شبیه به ان بروید.مانند مثالی که در قسمت های قبل ذکر شد.(میکروبیولوژی   و بیولوژی)

نمونه دیگر:فرض کنید شما عاشق رشته خاص هستید و هیچ چیز دیگری غیر از این رشته در دامنه توجه و انتخاب شما قرار ندارد.در این شرایط حتی شما نباید حاضر شوید دانشگاهی را انتخاب کنید که هیچ جوره با شرایط زندگی و و روحیات و…شما سازگار نیست .منظور من شرایط سخت نیست….شرایط ناممکن است.

این موضوع حتی ممکن است باعث شود شما از این رشته ناراضی و خسته شوید .فقط یه خاطر این که این رشته را با شرایط ناسازگار یک دانشگاه و نوع زندگی همایند کردید یا به اصطلاح روان شناختی ،شرطی سازی برایتان به وجود امده است.