افکار منفی مشکل اصلی ما نیست
بلکه … قدرتیه که ما به این افکار  می دیم .

ما همش تو ذهنمون با خودمون صحبت می کنیم و داخل تله هایی میوفتیم که ما بهش میگیم  ” افکار خودآیند منفی”

ما یه پیشفرضایی رو داخل ذهنمون راه می دیم، مثل تفکر همه یا هیچ که من خیلی هاش رو من تو پست قبلی نه قبلیش براتون گفتم
اصولا ما بیش از حد بر روی چیزایی که “باید” انجام بدیم تمرکز می کنیم.
ما اجازه می دیم که احساساتمون داستان هایی برای ذهن درست کنه که اصلاااا واقعیت نداره
باربارا مارکوِی مینویسه: شما خودتون تصمیم میگیرید که یک فکر منفی رو حس کنید مثل میلیون ها احساس زودگذر و دیگر ادراکی که حس و دریافت میکنیم
درسته که اونها ها از ذهن خودمون هستند ولی لزوماً صحیح نیستند.
به امید مدیریت صحیح افکارمون ، خدا نگهدار 🙂