دوست داشته شدن یا احساس دوست داشته شدن؛ کدام یک زندگی شما را نجات می‌دهد؟

تفاوت ظریف اما حیاتی بین عشقی که دریافت می‌کنید و عشقی که اجازه ورود می‌دهید

سکینه و غضنفر پس از دو هفته دوری، در مطب من نشسته‌اند. سکینه با صدایی امیدوار شروع می‌کند: «راستش را بخواهی، این دو هفته خوب بود. بیشتر حرف زدیم. حتی یک رابطه صمیمی خوب هم داشتیم.» اما غضنفر بی‌درنگ پاسخ می‌دهد: «واقعاً؟ من باور نمی‌کنم.» سکوت. کمی خجالت. سکینه لیست تمام کارهایی که در این دو هفته انجام داده را مرور می‌کند: هر بار که عصبانی نشده، هر جوری که خودش را نشان داده. غضنفر همه را تأیید می‌کند، اما باز هم این حرف‌ها در دلش نمی‌نشیند. او می‌گوید: «تو می‌گویی خوب است، اما هیچ‌وقت مرا تحسین نمی‌کنی.» من می‌پرسم: «غضنفر، می‌بینی سکینه چقدر دوستت دارد؟» من می‌توانم آن را ببینم. چیزی درون او مانع از ورود عشق می‌شود. سکینه از اثبات دوباره و دوباره عشقش خسته شده است. او از ناتوانی غضنفر در باور کردنش سرخورده است.

این صحنه، نمایشی آشنا در اتاق درمان است. شرکا از هم شکایت می‌کنند: «احساس نمی‌کنم دوستم دارند. احساس نمی‌کنم همسرم به من علاقه‌مند است یا به من توجه می‌کند.» اما وقتی از آن‌ها می‌پرسیم: «آیا همسرتان کارش را انجام می‌دهد؟ کلمات تأییدآمیز، اقدامات عملی، هدیه‌ها؟» معمولاً پاسخ مثبت است. حتی ممکن است شما را به سفری به لرستان ببرد. اما اگر قلب خود را باز نکنید، هرگز احساس دوست داشته شدن نخواهید کرد. زیرا دوست داشته شدن و احساس دوست داشته شدن یکسان نیستند.


دوست داشته شدن در مقابل احساس دوست داشته شدن: شکافی که نادیده می‌گیریم

دوست داشته شدن (Being Loved) چیزی است که می‌توانید مشاهده کنید: همسرتان کارش را انجام می‌دهد، کلمات محبت‌آمیز، لمس‌های عاشقانه، و سپرده‌های واقعی در مخزن عشق شما. اما احساس دوست داشته شدن (Feeling Loved) به این بستگی دارد که چقدر اجازه می‌دهید آن عشق وارد شود. این دو توانایی کاملاً متفاوت هستند. آن شکاف، نقطه کور رابطه است. سکینه تمام روز غضنفر را دوست داشت، اما او اجازه نمی‌داد این عشق به او برسد. این ربطی به رفتار سکینه نداشت؛ این به خود غضنفر مربوط بود.

چرا این تمایز اینقدر مهم است؟ بیشتر مردم این دو مفهوم را یکی می‌دانند. بنابراین وقتی احساس دوست داشته شدن نمی‌کنید، همسرتان را سرزنش می‌کنید. این یک انگشت‌نمایی خودکار است. اما وقتی به همسرتان اشاره می‌کنید، سه انگشت به سمت خودتان برمی‌گردد. حقیقت تلخ این است که شما هرگز قربانی نیستید. شما همیشه قدرت انتخاب دارید. غضنفر هرگز خود را دوست نداشت، بنابراین همسرش را سرزنش کرد. این ساده‌ترین راه است. بخشی از بودن در یک رابطه این است که همسرتان تبدیل به کیسه بوکس شما می‌شود: «من از خودم احساس خوبی ندارم… احتمالاً تقصیر توست.»

این تمایز سه کار مهم انجام می‌دهد: اول، به شما کمک می‌کند بفهمید که مشکل لزوماً از طرف مقابل نیست. دوم، شما را از نقش قربانی خارج می‌کند و به شما عاملیت می‌بخشد. سوم، مسیر مشخصی برای بهبود رابطه ارائه می‌دهد: کار روی خودتان، نه تغییر دادن همسرتان.


سقف شیشه‌ای عشق: چقدر خودتان را دوست دارید؟

پس از سال‌ها تحقیق و توسعه، ما به یک پاسخ ساده و ناراحت‌کننده رسیدیم: میزان عشقی که می‌توانید احساس کنید، با میزانی که خودتان را دوست دارید، محدود می‌شود. بیایید یک بازی سریع انجام دهیم. سریع پاسخ دهید: از یک تا ده (و نمی‌توانید پنج بگویید)، چقدر خودتان را دوست دارید؟ (چرا نمی‌توانید پنج بگویید؟ چون پنج شما را از مواجهه با خودتان و پذیرش باورهایتان محافظت می‌کند.) هر عددی که به ذهنتان آمد، همان سقف شیشه‌ای شما برای احساس دوست داشته شدن است. این حداکثر عشقی است که به خودتان اجازه می‌دهید از همسرتان احساس کنید. مثلاً اگر خودتان را ۴ دوست دارید، نمی‌دانید احساس دوست داشته شدن ۶ از ۱۰ چه حسی دارد. بنابراین وقتی کسی شما را ۸ دوست دارد، او را باور نمی‌کنید. این دقیقاً همان چیزی بود که برای غضنفر اتفاق افتاد. سکینه می‌توانست تمام روز او را تحسین کند، اما تا زمانی که غضنفر خودش را ۴ دوست داشت، هرگز احساس دوست داشته شدن بیشتری نمی‌کرد.

این بخش شاید متناقض‌نمای به نظر برسد: اگر می‌خواهید از همسرتان بیشتر احساس عشق کنید، روی دوست داشتن خودتان کار کنید. می‌دانیم که این یک کلیشه است، اما راه گریزی از آن نیست. این حقیقت دارد. خودارزشمندی شما تعیین می‌کند که چقدر اجازه می‌دهید عشق دیگران وارد زندگی‌تان شود.


دو راهکار عملی برای افزایش عشق به خود

در اینجا دو راهکار عملی وجود دارد که برای ما و مراجعانمان کار کرده است و می‌تواند به شما کمک کند عدد خود را واقعاً بالا ببرید:

۱. سایه خود را نشان دهید

سایه شامل بخش‌هایی از خودتان است که معمولاً پنهان می‌کنید: حسادت، وابستگی، طمع، آسیب‌پذیری. دوست داشتن خود یعنی دوست داشتن تمام وجودتان، از جمله بخش‌هایی که آن‌ها را زشت یا شرم‌آور می‌نامید. هرچه بتوانید بخش‌های بیشتری از خودتان را بپذیرید، با آن‌ها بازی کنید و به اشتراک بگذارید، خودتان را بیشتر دوست خواهید داشت.

۲. تکنیک «متشکرم، گل»

وقتی کسی به شما گل می‌دهد، معمولاً چه می‌گویید؟ فقط می‌گویید «متشکرم». بحث نمی‌کنید یا رد نمی‌کنید. می‌گویید متشکرم و گل را در گلدان می‌گذارید. بنابراین دفعه بعد که همسرتان کاری محبت‌آمیز برای شما انجام داد، فقط بگویید: «متشکرم، گل.» این کد رمز بیشتر برای خودتان است تا برای او. این به شما یادآوری می‌کند که سکوت کنید و اجازه دهید تعریف و تمجید در دلتان بنشیند. ممکن است عجیب به نظر برسد، اما واقعاً کار می‌کند.


جمع‌بندی: قدرت انتخاب با شماست

تمایز بین دوست داشته شدن و احساس دوست داشته شدن می‌تواند به زوج‌ها کمک کند وضوح، مسئولیت‌پذیری و عاملیت بیشتری به دست آورند. در پایان روز، شما فقط می‌توانید خودتان را تغییر دهید. هدف این است که به شما کمک کنیم احساس عاملیت و دوست داشته شدن بیشتری داشته باشید، در حالی که تلاش‌های همسرتان را به‌وضوح می‌بینید. پس شما را با یک سؤال ترک می‌کنیم: چه چیزی لازم است تا عدد خود را یک درجه بالاتر ببرید؟


منابع

  • Galit Romanelli, Ph.D.-candidate, relationship coach and co-creator of The Remarriage Roadmap
  • Psychology Today: “Being Loved and Feeling Loved Are Not the Same Thing”
  • تحقیقات بالینی و تجربیات درمانی در زمینه روابط زوجین

 

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *