
آیا بچهدار شدن واقعاً شما را شادتر میکند؟ حقیقتی که تحقیقات جدید فاش میکنند
تحقیقات گسترده نشان میدهد که ارتباط فرزندآوری با شادی ممکن است یک توهم آماری باشد
باور عمومی بر این است که پدر و مادر شدن یکی از شیرینترین و شادترین تجربیات زندگی است.
در یک مطالعه، ۹۷٪ از شرکتکنندگان تجربه عشق و احساسات مثبت را از مزایای والدین بودن دانستند و ۸۷٪ معتقد بودند که فرزندان به زندگی معنا میبخشند. این باور چنان فراگیر است که کمتر کسی به صحت آن شک میکند.
تحلیل دادههای حاصل از نظرسنجیهای بزرگ و نماینده از جوامع مختلف نیز اغلب نشان داده است که والدین بودن با شادی و رضایت از زندگی مرتبط است.
این یافته از نظر زیستشناختی نیز منطقی به نظر میرسد: داشتن و بزرگ کردن فرزندان بهترین راه برای افزایش «تناسب تولیدمثلی» (reproductive fitness) است، یعنی همان واحدی که تکامل بر مبنای انتخاب طبیعی با آن سروکار دارد.
احساس شادی و رضایت از زندگی میتواند به عنوان پاداش و انگیزهای برای فرزندآوری و انتقال ژنها به نسل بعد عمل کند.
اما آیا این تصویر کامل است؟
مشکل بزرگ: «وضعیت رابطه» به عنوان یک متغیر پنهان
مشکل بسیاری از مطالعات پیشین درباره والدین بودن و بهزیستی روانی این است که یک عامل مخدوشکننده بالقوه را نادیده گرفتهاند: وضعیت رابطه احساسی افراد.
در مقاله تحقیقاتی جدید، تیم بزرگی از روانشناسان بینالمللی به رهبری «منلائوس آپوستولو» از دانشگاه نیکوزیای قبرس و «مادس لارسن» از دانشگاه علم و فناوری نروژ، این نکته را برجسته کردهاند که افراد زمانی بیشتر احتمال دارد فرزند داشته باشند که در یک رابطه عاطفی (عاشقانه) قرار داشته باشند.
این حقیقت بدیهی به نظر میرسد، اما پیامدهای آن تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. از آنجا که شواهد قوی وجود دارد که افراد در روابط عاشقانه نسبت به مجردها، سطح بالاتری از بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی را گزارش میدهند، بسیاری از مطالعات قبلی ممکن است دچار خطا شده باشند.
به عبارت دیگر، ممکن است والدین بودن صرفاً به عنوان یک «جانشین» برای وضعیت رابطه عمل کرده باشد.
یعنی افراد نه به دلیل والدین بودن، بلکه به دلیل داشتن شریک عاطفی، شادتر بودهاند.
این یافته بسیار مهم است، زیرا اکثر والدین در یک رابطه قرار دارند و اگر مطالعهای این متغیر را کنترل نکند، به اشتباه نتیجه میگیرد که فرزندآوری عامل شادی است. در حالی که شاید عامل اصلی، وجود یک همراه و پشتیبان عاطفی (شریک زندگی) باشد. به عبارت سادهتر، ممکن است شادی ناشی از ازدواج یا رابطه عاشقانه باشد، نه خود فرزند.
تحلیل جدید از دادههای ۱۲ کشور
تیم تحقیقاتی آپوستولو و لارسن، دادههای بیش از ۵۵۰۰ نفر از ۱۲ کشور مختلف از جمله چین، یونان، پرو، بریتانیا و اوکراین را تحلیل کردند. شرکتکنندگان به پرسشهایی درباره شادی، رضایت از زندگی و احساسات خود، و همچنین وضعیت والدین بودن و روابط عاطفیشان پاسخ دادند. محققان با استفاده از روشهای آماری، تأثیر وضعیت رابطه را کنترل کرده و سپس به مقایسه پرداختند.
نتایج شگفتانگیز بود: در تقریباً تمام معیارهای اندازهگیری، والدین و غیروالدین تقریباً نمرات یکسانی کسب کردند. اگرچه والدین سطح بالاتری از «معنا در زندگی» را نسبت به غیروالدین گزارش کردند، اما این تأثیر بسیار کوچک بود. به عبارت دیگر، والدین و غیروالدین ممکن است کمی با هم تفاوت داشته باشند، اما این تفاوت ناچیز و چشمگیر نیست.
پارادوکس تکاملی: چرا شادی پایدار نیست؟
محققان نتیجه میگیرند که والدین بودن یا تأثیر خنثی بر شادی و رضایت از زندگی دارد یا تأثیری بسیار ناچیز.
این یافته با فرضیه تکاملی که انسان برای احساس شادی و رضایت بیشتر در زمان فرزندآوری تطبیق یافته است، ناسازگار به نظر میرسد.
اگر تکامل ما را تشویق به تولیدمثل میکند، چرا والدین دائماً شادتر نیستند؟
راهحل احتمالی که محققان پیشنهاد میکنند این است که فرزندآوری باعث افزایش موقت (و نه بلندمدت) در بهزیستی میشود. وقتی ۹۰٪ والدین در یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ با جمله «تماشای بزرگ شدن فرزندان بزرگترین لذت زندگی است» موافقت کردند، آنها احساسات واقعی خود را بیان میکردند، اما احتمالاً لحظات شاد را به خاطر میآوردند، نه یک حالت دائمی از شادی.
این نوسان هیجانی از نظر تکاملی منطقی است. احساسات مثبت والدین پس از دیدن اولین کلمه یا اولین قدمهای کودک افزایش مییابد و سپس به سطح پایه بازمیگردد. این مکانیسم انگیزه لازم را برای تحمل بخشهای سختتر والدین بودن – مانند شبهای بیخوابی، آشفتگی هنگام غذا خوردن و هزینههای مالی – ایجاد میکند تا والدین دوباره به دنبال تجربه آن لحظات شیرین باشند. تکامل به ما شادی پایدار نمیدهد، بلکه انگیزهای برای ادامه مسیر میدهد.
جمعبندی: واقعیتی که باید در نظر گرفت
محققان تأکید میکنند که یافتههای آنها «برای تصمیمگیری کاملاً آگاهانه در مورد برنامهریزی خانواده کافی نیست»، اما به والدین آینده هشدار میدهند که «اگر کسی انتظار افزایش پایدار شادی و احساسات مثبت از فرزندآوری را دارد، این انتظارات احتمالاً محقق نخواهند شد.»
به عبارت دیگر، شادی ناشی از فرزندآوری واقعی است اما گذرا و لحظهای.
والدین بودن میتواند زندگی را پرمعنا کند، اما لزوماً شما را به طور دائم شادتر نمیکند. این یافته به معنای رد ارزش فرزندآوری نیست، بلکه تصویری واقعبینانهتر از یکی از بزرگترین تصمیمات زندگی ارائه میدهد.
منابع
- Apostelou, M., Sullman, M., Błachnio, A., Burysek, O., Bushina, E., Calvo, F., Costello, W., Hill, T., Galatiani Karageorgiou, M., Lisun, Y., Manrique-Millones, D., Manrique-Pino, O., Ohtsubo, Y., Przepiórka, A., Tekeş, B., Thomas, A., Wang, Y., Larsen, M., & Font-Mayolas, S. (2026). Is parenthood contributing to emotional wellbeing? The neutrality paradox and a possible resolution. Evolutionary Psychology, doi:10.1177/14747049261436325