آیا باید از شکست ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی در استرالیا خوشحال باشیم؟

تحلیل علمی یک قانون بحث‌برانگیز و پیامدهای آن برای سلامت روان نوجوانان

از اخبار و یک کتاب پرفروش جدید در حوزه علم عمومی، چنین برمی‌آید که تصمیم استرالیا در سال ۲۰۲۵ برای ممنوعیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای نوجوانان، یک پیروزی آسان بوده است. روایت رایج این است که شبکه‌های اجتماعی بحران سلامت روان نوجوانان را ایجاد کرده‌اند. همانطور که جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی، گفته است، همبستگی بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و افسردگی نوجوانان، بیشتر از همبستگی بین سرطان و سیگار کشیدن است. البته، محققان ایمی اوربن و اندرو پرزیبیلسکی پس از انجام یک فراتحلیل گسترده که داده‌های صدها هزار نفر را ترکیب کرد، دریافتند که این همبستگی تقریباً به اندازه همبستگی بین رفاه و خوردن سیب‌زمینی یا عینک زدن است. خوب، یک کشور تصمیم گرفت شبکه‌های اجتماعی را قبل از سیب‌زمینی ممنوع کند و اکنون سال ۲۰۲۶ است. تحقیقات در مورد این سیاست چه چیزی را نشان می‌دهد؟

شکست کامل در اجرا: دیواری بدون نگهبان

در یک مطالعه جدید در مجله BMJ، محققان دریافتند که قانون جدید… حتی در جلوگیری از دسترسی نوجوانان به پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی کاملاً شکست خورده است. تیمی به رهبری کورتنی بارنز از دانشگاه نیوکاسل، ۴۳۶ نوجوان استرالیایی را قبل و بعد از ممنوعیت تحت نظر گرفت و اساساً هیچ تغییری مشاهده نکرد. بیش از ۸۵ درصد از افراد زیر ۱۶ سال، سه ماه پس از اجرای ممنوعیت، همچنان از پلتفرم‌های محدود شده استفاده می‌کردند که عمدتاً از طریق حساب‌های کاربری خودشان بود. رایج‌ترین شکل «تأیید هویت» سنی که با آن مواجه شدند، صرفاً اعلام سن بود: تایپ یک تاریخ تولد و عبور بدون مانع. نتیجه‌گیری نویسندگان به طرز ناامیدکننده‌ای ساده بود: «به نظر نمی‌رسد اجرای سیاست توسط پلتفرم‌ها از استفاده نوجوانان از آن‌ها جلوگیری کرده باشد.» دیوار بالا رفت، اما دروازه هرگز نگهبانی نداشت.

این یافته می‌تواند داستان مرتبی درباره «تئاتر اجرا» باشد. کشورها قوانین را وضع می‌کنند و شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی وانمود به پیروی می‌کنند. اما این موضوع، مشکل مهم‌تری را پنهان می‌کند: ما دلیل محکمی نداریم که باور کنیم این قوانین حتی در صورت اجرا شدن هم کمکی خواهند کرد.

تحلیل علمی: آیا ممنوعیت به سلامت روان کمک می‌کند؟

در ژانویه، مطالعه‌ای در مجله JAMA Pediatrics بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نوجوان استرالیایی را به مدت سه سال دنبال کرد و رابطه نزولی مستقیمی بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی پیدا نکرد (استفاده بیشتر، بدبختی بیشتر). در عوض، آن‌ها یک همبستگی U شکل یافتند. کاربران متوسط بهترین بهزیستی را داشتند. هم کاربران سنگین و هم افرادی که اصلاً استفاده نمی‌کردند، وضعیت بدتری داشتند. این منحنی ساختار جالبی از نظر جنسیت و سن داشت: برای پسران، نداشتن هیچ شبکه اجتماعی در دوران نوجوانی به طور فزاینده‌ای مشکل‌ساز می‌شد، به طوری که در اواخر نوجوانی، خطرات پرهیز کامل از خطرات استفاده سنگین بیشتر بود.

تحقیقی دیگر از زاویه‌ای متفاوت

مطالعه دیگری به همین جهت از زاویه‌ای متفاوت اشاره می‌کند. محققان دانشگاه منچستر ۲۵,۰۰۰ نوجوان ۱۱ تا ۱۴ ساله را در سه سال تحصیلی دنبال کردند و هیچ مدرکی دال بر اینکه استفاده سنگین‌تر از شبکه‌های اجتماعی یا بازی‌های مکرر، علائم اضطراب یا افسردگی را در سال بعد افزایش دهد، پیدا نکردند. آن‌ها یک اثر تقریباً صفر یافتند. آن‌همچنین تمایزی را که نگرانی والدین را تحت تأثیر قرار می‌دهد (اسکرول بی‌هدف در مقابل چت فعال) بررسی کردند و هیچ‌یک از الگوهای استفاده به نظر نمی‌رسید که مشکلات سلامت روان را ایجاد کند.

چالش علیت: مرغ یا تخم‌مرغ؟

شایان ذکر است که مطالعات عمده‌ای که در اینجا مورد بحث قرار می‌گیرند، همبستگی هستند. این بدان معناست که ما جهت علیت را نمی‌دانیم. ممکن است شبکه‌های اجتماعی بهزیستی را تغییر دهند و آن را بدتر کنند یا رابطه U شکلی داشته باشند. یا ممکن است افرادی با سطوح مختلف بهزیستی زمینه‌ای، از شبکه‌های اجتماعی به روش‌های متفاوتی استفاده کنند. کندیس اودگرز، یکی از دقیق‌ترین محققان این حوزه، علیت معکوس را پیشنهاد می‌کند: کودکان درگیر و مشکل‌دار بیشتر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، دقیقاً به این دلیل که حمایت کافی را در زندگی روزمره خود پیدا نمی‌کنند.

جمع‌بندی: مشکل مشروط، راه‌حل مطلق

بنابراین، ما در وضعیتی هستیم که نمی‌دانیم رابطه بین شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان نوجوانان چیست. شاید استفاده کمتر با سلامت روان بهتر همبستگی دارد، یا شاید استفاده متوسط با سلامت روان بهتر همبستگی دارد. و ما جهت علیت را نمی‌دانیم. شاید شبکه‌های اجتماعی سلامت روان را تغییر می‌دهند، یا شاید نوجوانانی با سلامت روان بدتر از شبکه‌های اجتماعی به روش‌های متفاوتی استفاده می‌کنند، وسواس پیدا می‌کنند یا کاملاً آن را نادیده می‌گیرند، به جای اینکه یاد بگیرند چگونه آن را در یک زندگی سالم کلی ادغام کنند. در نهایت، جدیدترین مطالعه نشان می‌دهد که تصویب قانونی برای ممنوعیت آن، در عمل رفتار نوجوانان را تغییر چندانی نمی‌دهد، زیرا کودکان فقط راهی برای دور زدن آن پیدا می‌کنند.

احساس شخصی من این است که ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی در حال حاضر مانند تلاش برای بازگرداندن جن به درون بطری است. برای یک نوجوان، این پلتفرم‌ها صرفاً یک محصول سرگرم‌کننده برای جیره‌بندی نیستند. آن‌ها جایی هستند که بخش قابل توجهی از زندگی اجتماعی اکنون در آن اتفاق می‌افتد – جایی که چت گروهی در آن زندگی می‌کند، برنامه‌ها در آن ریخته می‌شود، و یک کودک می‌فهمد کجا ایستاده است. قطع ارتباط آن‌ها را به یک بهشت پیشا-دیجیتال بازنمی‌گرداند. آن‌ها را از اتاقی که همسالانشان در آن هستند، خارج می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی مطمئناً می‌توانند در برخی افراد مشکلاتی ایجاد کنند، همانطور که مطمئنم بسیاری از ما اعضای خانواده و دوستانی را دیده‌ایم که به صورت مزمن آنلاین هستند، به گونه‌ای که به نظر می‌رسد آن‌ها را تحریک کرده و باعث ناراحتی می‌شود (اما من این را با اخبار کابلی زیاد هم دیده‌ام). ما همچنین ممکن است کودکانی، خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هایی را دیده باشیم که مقایسه‌های اجتماعی منفی بین خود و دنیای بسیار مدیریت‌شده جذاب‌ترین و خوش‌پوش‌ترین همسالانشان انجام می‌دهند. اما این یک مشکل مشروط است. فرد خاص، زمینه زندگی گسترده‌تر او و نحوه استفاده از شبکه‌های اجتماعی، در کنار هم، برای درک اثرات کلیدی هستند.

مشکلات مشروط به راه‌حل‌های نامشروط تسلیم نمی‌شوند. ممنوعیت blanket (یک‌باره و فراگیر) بلانت‌ترین ابزار ممکن است که هدف آن یک مشکل ریزبافت است، به همین دلیل است که افرادی که برای امرار معاش این موضوع را مطالعه می‌کنند، معمولاً جایگزین کمتر جذاب برای تیتر خبرها را توصیه می‌کنند – تنظیم ویژگی‌های طراحی خاصی که کودکان را قلاب می‌کند به جای اخراج کودکان. ما هنوز نمی‌دانیم این تحقیقات چه چیزی را به دنبال خواهد داشت. شاید منجر به جریمه و واکنش علیه شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی برای عدم اجرای کامل و تشدید ممنوعیت شود. اما امید من این است که باعث تجدید نظر در قوانینی شود که تعیین می‌کنیم، تا مطمئن شویم که خوبی آن‌ها را به حداکثر می‌رسانیم.


منابع

  • مطالعه BMJ توسط Courtney Barnes و همکاران در دانشگاه نیوکاسل
  • مطالعه JAMA Pediatrics بر روی بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نوجوان استرالیایی
  • مطالعه دانشگاه منچستر بر روی ۲۵,۰۰۰ نوجوان ۱۱ تا ۱۴ ساله
  • تحقیقات Amy Orben و Andrew Przybylski در مورد همبستگی استفاده از رسانه‌های اجتماعی و بهزیستی
  • تحقیقات Candice Odgers در مورد علیت معکوس در استفاده از رسانه‌های اجتماعی
  • کتاب و نظرات Jonathan Haidt در مورد بحران سلامت روان نوجوانان

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *