بحران پسران

بحران پسران: روایتی که مشکلات واقعی را تحریف می‌کند

نگاهی انتقادی به داستان «بحران پسران» و آنچه والدین باید بدانند

پسران و مردان با مشکلات واقعی روبرو هستند. دختران و زنان نیز همینطور. صحبت از «بحران پسران» اغلب بیشتر از آنکه توضیح دهد، ابهام ایجاد می‌کند.

این روایت سه مسئلهٔ متفاوت – نتایج تحصیلی و شغلی، سلامت روان، و هویت مردانه – را در یک داستان احساسی دربارهٔ جنسیت ادغام می‌کند. والدین به یک نقشهٔ شفاف‌تر نیاز دارند.

به‌جای آن، باید این سه رشته را جداگانه بررسی کنیم. نخست، در زمینهٔ آموزش و اشتغال، «مشکل پسران» یک کمبود کلی مردانه نیست؛ بلکه بیشتر به تمرکز نامتناسب پسران در میان دانش‌آموزانی مربوط می‌شود که با بزرگ‌ترین دشواری‌های تحصیلی و رفتاری روبرو هستند.

در مطالعه‌ای روی دانش‌آموزان مدارس دولتی فلوریدا با عنوان «مردان در دم‌های توزیع» (Males at the Tails)، دیوید اوتور، اقتصاددان MIT، و همکارانش دریافتند که مزیت دختران در نتایج رفتاری و تحصیلی عمدتاً با تعداد زیاد پسران در پایین‌ترین دم توزیع توضیح داده می‌شود.

زمانی که محققان سهم نامتناسب پسران را در پایین توزیع در نظر گرفتند، «تنها یک شکاف جنسیتی کوچک در ترک تحصیل دبیرستان باقی ماند». در نمونهٔ آن‌ها، بزرگ شدن در خانه‌ای کم‌درآمد و ناپایدار، پسران را بیشتر از دختران تحت تأثیر منفی قرار می‌داد.

بخش اول: تحصیل و اشتغال – مشکل در دم توزیع است، نه در کل پسران

روایت «بحران پسران» اغلب به این اشاره دارد که پسران در مدرسه و بازار کار عقب‌مانده‌اند. اما داده‌ها نشان می‌دهد که این عقب‌ماندگی همگانی نیست. مشکل اصلی در گروه کوچکی از پسران متمرکز است که در پایین‌ترین سطح نتایج تحصیلی و رفتاری قرار دارند. این پسران اغلب از خانواده‌های کم‌درآمد و ناپایدار می‌آیند و تأثیرات منفی محیطی بر آن‌ها شدیدتر از دختران است. بنابراین، مسئله یک بحران جنسیتی نیست، بلکه یک بحران فرصت برای کودکان محروم است.

مطالعهٔ اوتور و همکاران نشان می‌دهد که وقتی عوامل اقتصادی-اجتماعی کنترل می‌شوند، شکاف جنسیتی در ترک تحصیل تقریباً ناپدید می‌شود. این یافته مهم است زیرا نشان می‌دهد که تمرکز بر «بحران پسران» ممکن است ما را از علت اصلی – یعنی فقر و بی‌ثباتی خانوادگی – منحرف کند. والدین و سیاست‌گذاران باید به جای جنسیت، بر حمایت از کودکان در معرض خطر تمرکز کنند.

بخش دوم: سلامت روان – بحران جوانان، نه بحران پسران

روایت «بحران مردانگی» به افزایش اخیر «مرگ‌های ناامیدی» (مرگ‌های مرتبط با خودکشی، الکل و مواد مخدر) در میان مردان اشاره می‌کند. با این حال، داده‌ها با این چارچوب‌بندی که یک «بحران مردانگی» جدید است، مخالفند. اگرچه مردان نرخ مرگ‌ومیر بالاتری از خودکشی، بیماری‌های مرتبط با الکل و مصرف بیش از حد مواد دارند، افزایش اخیر مرگ‌های ناامیدی عمدتاً ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر است، نه خودکشی یا الکل. وقتی مرگ‌های ناشی از مصرف بیش از حد را کنار بگذاریم، نرخ خودکشی و مرگ‌ومیر ناشی از الکل در مردان در محدودهٔ تاریخی مشاهده شده در بیشتر قرن گذشته قرار می‌گیرد (اگرچه نرخ خودکشی در میان مردان میانسال به بالاترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است که یک نگرانی واقعی است). این که نرخ خودکشی و مرگ‌ومیر ناشی از الکل در مردان همچنان نسبت به زنان بالاتر است، احتمالاً منعکس‌کنندهٔ الگوی دیرینهٔ مردانگی است که کمک‌خواهی را دلسرد می‌کند.

اگر به طور خاص به پسران نگاه کنیم، نرخ اضطراب و افسردگی در ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته افزایش یافته است، اما این افزایش برای دختران حتی شدیدتر بوده است. بحران اینجا یک بحران سلامت روان جوانان است. این منحصراً یک مشکل پسرانه نیست.

بخش سوم: هویت مردانه – قربانی الگوریتم‌ها، نه «مردانگی سمی»

سومین بخش به اصطلاح «بحران مردانگی» است.

آیا به پسران و مردان گفته می‌شود که مرد بودن بد است؟ اسکات گالووی، منتقد اجتماعی، به مفهوم «مردانگی سمی» اشاره می‌کند و استدلال می‌کند که این مفهوم به پسران پیام می‌دهد که مردانگی ذاتاً سمی است. برخی پسران واقعاً پیام‌های تحقیرآمیز دربارهٔ مردانگی می‌شنوند. با این حال، یک نظرسنجی از کامن سنس مدیا در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که تهدید مستندتر برای خودانگارهٔ پسران، گفتمان «مردانگی سمی» نیست؛ بلکه چیز دیگری است. این نظرسنجی که روی بیش از ۱۰۰۰ پسر نوجوان ۱۱ تا ۱۷ ساله انجام شد، نشان داد که ۶۹٪ از آن‌ها به طور منظم محتوایی را می‌بینند که «کلیشه‌های جنسیتی مشکل‌ساز» را ترویج می‌کند، از جمله ادعاهایی که دختران از ظاهر خود برای به دست آوردن خواسته‌هایشان استفاده می‌کنند، پسران ناعادلانه رفتار می‌شوند، یا دختران باید روی خانه و خانواده تمرکز کنند.

پسران به دنبال این محتوا هم نمی‌روند. همان گزارش نشان داد که «برای پسرانی که محتوای مردانگی را به صورت آنلاین دیده‌اند، بیش از دو سوم (۶۸٪) می‌گویند که این محتوا بدون جستجوی آن‌ها در فیدشان ظاهر شده است». به عبارت دیگر، آن‌ها آن را در نوار جستجو تایپ نمی‌کنند. در عوض، الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی این مطالب را بدون توجه به جستجوی پسران، به فید آن‌ها می‌فرستند. بنابراین، کمتر این است که به پسران گفته می‌شود مرد بودن بد است، و بیشتر این است که نسخه‌ای از مردانگی به آن‌ها نشان داده می‌شود که حول محور گلایه، سلطه‌گری، محدودیت عاطفی و تحقیر زنان ساخته شده است. این می‌تواند پسران را احساس ناامنی بیشتری کند، نه کمتر.

این هم منحصراً یک مشکل پسرانه نیست. دختران نیز توسط همان نوع الگوریتم‌ها هدف قرار می‌گیرند، با محتوایی که به روش‌های خاص خود به عزت نفس آن‌ها آسیب می‌زند. افشاگری‌های فرانسس هاوگن، افشاگر فیسبوک، در سال ۲۰۲۱ نشان داد که متا تحقیقات داخلی داشت که هشدار می‌داد اینستاگرام می‌تواند تصویر بدنی و نگرانی‌های سلامت روان را برای دختران نوجوان بدتر کند، حتی در حالی که شرکت به بهینه‌سازی محصولات برای جذب مخاطب ادامه می‌داد. منتقدان شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی را با صنعت دخانیات مقایسه کرده‌اند: سود بردن از محصولاتی که به جوانان بازاریابی می‌شوند، علیرغم شواهد آسیب‌رسانی.

جمع‌بندی

داستان «بحران پسران» بیش از حد ساده‌انگارانه است. این مشکلات علل بسیار پیچیده‌تری دارند. این روایت همچنین هزینه‌هایی به همراه دارد. والدین را تشویق می‌کند که مشکلاتی را که اساساً جنسیتی نیستند، جنسیتی ببینند. نه اینکه همه پسران خوب هستند. بسیاری از آن‌ها خوب نیستند.

مشکل این است که چارچوب «بحران پسران» نقشهٔ اشتباهی به والدین می‌دهد. ما یک بحران فرصت برای کودکان محروم داریم. ما یک بحران سلامت روان در میان همهٔ فرزندانمان داریم که به شکل متفاوتی در جنسیت‌ها ظاهر می‌شود. و ما یک بحران خودانگاره داریم که توسط الگوریتم‌های شرکت‌های فناوری تشدید شده است. چارچوب‌بندی همهٔ اینها به عنوان «بحران مردانگی» خطر تقابل پسران و دختران را در پی دارد، می‌تواند پسران و مردان را تشویق کند که مبارزات خود را عمدتاً از طریق گلایه درک کنند، و ما را از پرداختن به مشکلات واقعی و جدی که جوانان واقعاً با آن روبرو هستند، منحرف می‌کند.

برای والدین، سؤال عملی این نیست که آیا پسران به عنوان یک گروه برنده یا بازنده هستند.

سؤال بهتر این است: این پسر خاص با چه چیزی دست و پنجه نرم می‌کند؟

آیا از نظر تحصیلی عقب است؟ تنهاست؟ شرمنده؟ غرق در صفحه‌نمایش؟ از بزرگسالانی که می‌توانند کمک کنند، جدا شده است؟

یک نقشهٔ شفاف‌تر به سؤالات بهتر و کمک بهتر منجر می‌شود.


منابع

  • Autor, D., Figlio, D., Karbownik, K., Roth, J., & Wasserman, M. (2023). Males at the tails: How socioeconomic status shapes the gender gap. The Economic Journal, 133(656), 3136–3152.
  • Baker, C., Ging, D., & Andreasen, M. B. (2024, April). Recommending toxicity: The role of algorithmic recommender functions on YouTube Shorts and TikTok in promoting male supremacist influencers. DCU Anti-Bullying Centre.
  • Common Sense Media. (2025). Boys in the digital wild: Online culture, identity, and well-being.
  • Daly, M. (2022). Prevalence of depression among adolescents in the U.S. from 2009 to 2019: Analysis of trends by sex, race/ethnicity, and income. Journal of Adolescent Health, 70(1), 26–33.
  • Olesen, T. (2025). Big Tech whistleblowing: Frances Haugen and the Facebook Files. Organization, 33(4), 541–560.
  • Parodi, K. B., Holt, M. K., Green, J. G., Porche, M. V., Koenig, B., & Xuan, Z. (2022). Time trends and disparities in anxiety among adolescents, 2012–2018. Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, 57(5), 127–137.
  • Social Capital Project. (2019, September). Long-term trends in deaths of despair (SCP Report No. 4-19). Joint Economic Committee, United States Congress.

 

آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *