مناسب ترین سن ازدواج کی هست ؟

شاید سوال خیلی از دختر پسر ها این باشد که چه زمانی مناسب برای ازدواج آن ها است؟
ایا در حال حاضر امادگی مناسب برای ازدواج را دارند؟
افراد برای امادگی ازدواج باید از ماه ها و حتی سال های قبل بدانند که چقدر وبه چه میزان برای ازدواج اماده هستند.

موضوع مهمی که وجود دارد این است که از نظر من و با توجه به تحقیقات، تجویز یک نسخه برای همه افراد درست نیست.یعنی اینکه اگر به همه افراد یک محدوده سنی خاص را برای ازدواج و امادگی آن ها بیان کنیم ،کار بی اعتباری محسوب میشود.

افراد در فرهنگ ها و کشور های مختلف با نوع تفکر و خصوصیات و ویژگی ها و باور ها و حتی تربیت ها مختلف زندگی میکنند ؛که همه این ها در امادگی افراد برای ازدواج تاثیر بسیار دارد.
ما در این مقاله دیدگاه ها و معیار های مختلفی را برای آمادگی ازدواج بیان میکنیم.

معیار ها

1.معیار سن:

همان طور که گفته شاید مشخص کردن یک محدوده سنی خاص برای ازدواج کار درستی نباشد اما مقایسه کردن نوع فرهنگ ها در مورد سن ازدواج خالی از لطف نباشد.

در فرهنگ کشور ما که یک فرهنگ دینی اسلامی بر ان غالب است ،گفته میشود که سن مناسب ازدواج با در نظر گرفتن این نکته که همه شرایط برقرار باشد ،بین 18-20 سالگی برای دختر و 23-24 سالگی برای پسر می باشد.

در دین اسلام از احادیث و سخنان این گونه برداشت میشود که جوان ها با میل خودشان در سنین مناسب یعنی در همان حالت شورو اشتیاق جوانی ازدواج کنند و این خلاف این برداشت مردم است که ازدواج جوانی ،زودرس و ماندگار نیست.اگر درست و مناسب صورت بگیرد،ماندگار می ماند.

در فرهنگ غرب،متخصصان در مطالعات خود بیان میدارند که مردم باید بین سنین 28 تا 32 ساله ازدواج کنند.

Carrie Krawiec ، درمانگر خانواده و ازدواج در میشیگان، می گوید: سن ایده آل برای ازدواج، با کمترین احتمال طلاق در پنج سال اول، 28 تا 32 ساله است. که این”نظریهGoldilocks” نامیده می شود، ایده این است که مردم در این سن نه خیلی پیر هستند و نه خیلی جوان .

این یک تفاوت فقط در سطح کشور ها و فرهنگ ها بود.پس قطعا باید ویژگی های افراد و سازگاری ها و روحیات و حتی تفاوت نسل ها را در سن ازدواج در نظر گرفت.

2.معیار ازدواج بر اساس بلوغ:

برای اینکه بدانیم که اماده ازدواج و شروع یک زندگی متفاوت هستیم،باید معیار هایی را برای تشخیص اینکه افراد اماده ازدواج هستند یا نه را در نظر بگیریم.
یکی از مهم ترن معیار های در نظر گرفته شده،انواع بلوغ ها است.

این بلوغ ها شامل:بلوغ جنسی،بلوغ عقلی،بلوغ عاطفی،بلوغ اجتماعی،بلوغ فرهنگی و بلوغ اخلاقی است.

ازدواج به منظور ارامش درونی و رسیدن به جایگاهی است که انسان احساس مسئولیت در برابر خود وشخص دیگری داشته باشد.

بنابراین برای رسیدن به این ویژگی و اطمینان از اینکه فرد تجربه کافی برای مسئولیت پذیری و اداره خانواده و مشکلات را داشته باشد،باید به حدی برسد که به انواع بلوغ رسیده باشد تا بتوانند روابط و ازدواج مطلوبی داشته باشند.

بلوغ جنسی:

بلوغ جنسی در اغاز جوانی اتفاق می افتد .زمانی که فرد نه کودک است نه بزرگسال.این بلوغ در دختران حدودا از 9-14 سالگی است و در پسران از 11 تا 15 سالگی می باشد.
این بلوغ تغییراتی در روح و روان و جسم و احساسات فرد پدید می آورد.افراد برای ازدواج باید از بلوغ جنسی عبور کرده باشند.
بلوغ عقلی :به معنای رسیدن به عقلانیت در گفتار ،تفکر،کردار است.یعنی یک فرد بتواند با درک شرایط مختلف،رفتارو گفتار اگاهانه و سنجیده ای داشته باشد.
این بلوغ به صورت اکتسابی به دست می آید.
برای مثال کسی که هر حرفی را هر جایی که بخواهد بیان میکند و جو را متشنج میکند به بلوغ عقلی نرسیده است .
کسی که به بلوغ عقلی رسیده باشد ،نصیحت پذیر است.توانایی درک شرایط را دارد. میتواند مسائل زندگی را حل کند.مسئولیت پذیر است و به نتیجه کار خود پاسخ گو می باشد.

بلوغ عاطفی:

کسی که به بلوغ عاطفی رسیده باشد ،قابلیت برقراری ارتباط عاطفی با انسان های محیط پیرامون خودش را دارد.این شخص می تواند ابراز احساس و عاطفه بکند.
در جایی که ابراز احساس و عاطفه نیاز باشد ،ابراز عاطفه خوب و لازم محسوب میشود.
کسی که به بلوغ عاطفی رسیده است،خنده و گریه و شادی اش را میتواند بروز بدهد و هم میتواند آن را کنترل و مدیریت بکند.
از ویژگی های دیگر کسی که به این بلوغ رسیده است میتوان گفت که او تحمل شنیدن انتقاد را دارد ،مایوس نمی شود،حس فداکاری و گذشت در او دیده میشود

بلوغ اجتماعی:

کسی که به این بلوغ رسیده باشد،در جامعه حضور فعال دارد.نسبت به دنیا و مسائل پیرامون آن مسئولانه برخورد میکند.
برای مثال کسی که به قوانین و مقررات ان جامعه اهمیتی نمی دهد وآن ها را رعایت نمیکند به بلوغ اجتماعی نرسیده است.
نشانه بارز برای تشخیص وجود این بلوغ در افراد این است که ببینیم این فرد در روابط اجتماعی اش تعادل دارد یا خیر؟

بلوغ فرهنگی:

کسی که به بلوغ فرهنگی رسیده است،سرشار از اشتیاق به زندگی است.امید به زندگی دارد.در مورد مسائل مختلف خوب فکر و تحلیل میکند.اصولا فرد با بلوغ فرهنگی نگاهی مثبت در مسائل مختلف دارد .بیشتر به راه حل ها تمرکز میکند و همیشه راهی برای پایان دادن به بحران ها پیدا میکند.

بلوغ اخلاقی:

کسی که به بلوغ اخلاقی رسیده باشد خوش اخلاق است .رفتار های با وقار و کنترل شده و در چارچوب دارد.
توهین به کسی نمیکند،رفتار های زشت و زننده ار خود نشان نمی دهد و در کل ویژگی های خوب رفتاری را در خود دارد.(صادق بودن،مهربان بودن،بخشنده بودن و….)

بلوغ اقتصادی:

کسی که به این بلوغ رسیده باشد،نشان میدهد که چقدر توانایی وقابلیت کار کردن و کسب درآمد دارد.

دقت کنید که این بلوغ به این معنی نیست که افرار ثروتمند فقط به این بلوغ رسیده اند.چه بسا افراد ثروتمندی که از این بلوغ برخوردار نیستند.
کسی که به بلوغ اقتصادی رسیده است ،وابستگی صددرصد به خانواده ندارد .

شاید حتی میتوان گفت که فرد شغلی دارد که درامد ان ناچیز است اما این فرد با کارکردن خود نشان میدهد که به این بلوغ رسیده است.

نحوه خرج کردن و پس انداز کردن هم نشانه بارز بلوغ اقتصادی است.کسی که هدف اقتصادی و اینده نگری ندارد نمیتوان گفت که این شخص (حتی با وجود درامد زیاد)به بلوغ اقتصادی رسیده است.

3.معیار امادگی ازدواج با نیم نگاهی از گلاسر:

در تئوری انتخاب گلاسر،ما یکسری رفتارها و عادت های پیونددهنده و مخرب داریم.ما برای داشتن امادگی برای ازدواج و به طور کل رابطه،باید این عادت های مخرب رابطه را از خود دور کنیم و در عیت حال سعی کنیم رفتار های پیوند دهنده را در خود تقویت کنیم.

رفتار های مخرب عبارت اند از:
1.انتقاد کردن
2.سرزنش
3.شکوه و شکایت کردن
4.غرغرکردن
5.تهدید کردن
6.تنبیه کردن
7.باج دهی برای کنترل کردن دیگری

از این رو این عادات را مخرب میدانیم که اگر برای مدت طولانی اعمال شوند،در اینده زندگی زناشویی به خطر می افتد.این نکته را هم باید بدانیم که این عادات که ما در طول زندگی به کار بردیم،یک شبه از بین نمیرود.

در عین حال ما باید سعی کنیم رفتار های پیوند دهنده را با رفتار های مخرب جایگزین کنیم.

این رفتار های پیونده دهنده عبارت اند از:
1.گوش کردن
2.حمایت کردن
3.تشویق کردن
4.احترام گذاردن
5.اعتماد کردن
6.پذیرفتن فرد همان گونه که هست
7.گفتگوی همیشگی بر سر اختلافات

قدرت تئوری انتخاب در این است که به ما کمک میکند با دیگران به ویژه نزدیکانمان خوب کنار بیاییم. بر اساس این تئوری ما باید تا جای ممکن از به کارگیری 7رفتار مخرب اجتناب کنیم و رفتار های پیوند دهنده را در زندگی به کار بگیریم.

4.معیار های بزرگسالان برای امادگی ازدواج بر اساس مقاله “jason S.Caroll و همکاران”

به طور کلی نتایج به دست امده از این مقاله نشان می دهد که آمادگی ازدواج توسط بزرگسالان به عنوان فرایند توسعه شایستگی های بین فردی،ایجاد تعهدات طولانی مدت و دستیابی به ظرفیت های مراقبت از دیگران در نظرگرفته میشود.یعنی میزان و درجه این سه ویژگی میتواند نشان دهد که ایا افراد اماده ازدواج هستند یا نه؟

این یافته ها نشان میدهد افراد در حال تبدیل شدن به یک بزرگسال و اماده شدن برای ازدواج را به عنوان دو تحول متمایز در زندگی در نظر میگیرد،که اولی شامل تغییر مراقبت شدن توسط دیگران به مراقبت از خود و دومی شامل تغییر از مراقبت از خود به مراقبت از دیگران است.

(به طور کلی یعنی اینکه شما بتوانید خود را از مراقبت شدن توسط دیگران به مراقبت کردن از خود و سپس مراقبت از دیگران ارتقا دهید و این نشنا می هدد که شما اماده رابطه و ازدواج هستید).

نتایج همچنین نشان داد که معیار های افراد جوان برای آمادگی ازدواج با تفاوت های فردی در ریسک پذیری فعلی و ارزش های تشکیل خانواده در ارتباط است.

همان طور که دیدید مقاله بالا با بررسی علمی گروهی از افراد معیار هایی را برای امادگی ازدواج نشان داد.
به طور کلی معیار ها و روش و تفکرات بسیار متعددی برای مشخص کردن میزان امادگی افراد وجود دارد .

شخصیت شما مانند اثر انگشت شما منحصر به فرد است پس قطعا میزان امادگی شما برای ازدواج که ارتباط قوی با شخصیت و روحیات و تفکرات و احساسات شما (و حتی نوع فرهنگ)دارد هم با همه یکسان نیست و تفاوت هایی دارد.

پس نکته مهم در این جا این است که شما اول از همه نیاز به خودآگاهی دارید.باید خودتان را جامع و کامل بشناسید تا با توجه به ویژگی های رفتاری و روانی خود و همچنین کمک گرفتن از متخصصان این حوزه به نتایج درستی در مورد امادگی خود برای ازدواج و سن مناسب برا آن را پیدا کنید.